به گزارش افق امروز روی کار آمدن دولت چهاردهم با امیدهایی برای تغییر مسیر و متنوعتر و متوازنتر کردن جهتگیری سیاست خارجی کشورمان همراه شد. ایده تنشزدایی و بهرهگیری از دیپلماسی برای تعامل با جهان به ویژه غرب، خوشبینیها برای گشوده شدن زنجیر چندساله تحریم از پای اقتصاد کشورمان و بهبود شرایط زندگی عزتمندانه افزایش داد.
اینکه مهمترین مسیرهای تغییر در سیاست خارجی ایران در چند سال پیش رو چه خواهد بود، محل بحث است. در این ارتباط، الهام رسولی ثانی آبادی در پژوهشی با عنوان «بررسی مسیرهای تغییر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در کابینه چهاردهم بر اساس مدل ترکیبی تغییر سیاست خارجی» که پاییز ۱۴۰۳ در مجله رهیافتهای سیاسی و بینالمللی منتشر شد، با ارایه مدلی ترکیبی، مسیرهای تغییر در سیاست خارجی دولت چهاردهم را تبیین کرد.مفهوم «فرصتگرایی» را میتوان یکی از مفاهیم جدید در گفتمان سیاست خارجی کابینه چهاردهم دانست؛ مفهومی که کمتر در عرصه سیاست خارجی ایران مطرح شده استبر اساس این مطالعه، برای تغییر سیاست خارجی ایران در کابینه چهاردهم سه مسیر کلی وجود دارد؛ ورودیهای جایگزین جدید از منابع داخلی یا بینالمللی، راهیابی ورودیهای از قبل موجود به دستگاه تصمیمگیری سیاست خارجی و نهایتا تغییر «درون روایتی» از سوی تصمیمگیرندگان سیاست خارجی.
در ادامه با استفاده از مسیرهای پیشنهادی این پژوهش، تغییر و تداوم احتمالی در سیاست خارجی کابینه چهاردهم مورد بررسی قرار گرفته است:
تغییرات احتمالی در سیاست خارجی کابینه چهاردهم از طریق ورودیهای جایگزین جدید
الف) ورودی های جدید از منابع داخلی
روی کار آمدن افراد و نخبگان جدید تصمیمگیرنده به عنوان مهمترین ورودی جدید میتواند در نظر گرفته شود که به طور بالقوه میتواند زمینهساز تغییر در سیاست خارجی کابینه چهاردهم باشد.
بر این مبنا ما میتوانیم انتظار تغییراتی را در سیاست خارجی ایران به واسطه ادراکات و طرز نگرشهای متفاوت شخص رئیسجمهوری، وزیر امور خارجه، اعضای تیم مذاکرهکننده یا دبیر شورای عالی امنیت ملی داشته باشیم. چنان که «مسعود پزشکیان» در مقاله انگلیسی خود در روزنامه «تهران تایمز» با عنوان «پیام من به جهان جدید» خطوط اصلی برنامه و جهتگیری دولتش را «اصلاحات تقویت وحدت ملی و تعامل سازنده با جهان» عنوان کرد. نوشتن مقاله به زبان انگلیسی، خود میتواند نشانگر ایده «تعامل با جهان بر اساس زبان اصلی» باشد.بر این اساس میتوان مفهوم «فرصتگرایی» را یکی از مفاهیم جدید در گفتمان سیاست خارجی کابینه چهاردهم دانست؛ مفهومی که کمتر در عرصه سیاست خارجی ایران مطرح شده است. پزشکیان در مقالهاش تاکید کرد: دولت من قصد دارد سیاستی «فرصت گرا» را پیگیری کند که با ایجاد تعادل در روابط با همه کشورها، منطبق با منافع ملی، توسعه اقتصادی و نیازهای صلح و امنیت منطقه و جهان باشد .
ب) ورودیهای جایگزین جدید از منابع بینالمللی
در این مسیر اولین متغیر شوکها و بحرانهای بیرونی در ۲ سطح بینالمللی یا منطقهای است که به عنوان ورودی جدید وارد دستگاه تصمیمگیری کشور میشوند و ممکن است موجب تغییراتی در سیاست خارجی شوند.به عنوان مثال در سطح منطقه میتوان به مواردی چون وقوع جنگ در خاورمیانه، منازعات اسراییل با فلسطین و گروههای مقاومت، تغییر موقعیت گروههای مقاومت، تغییرات قیمت نفت، وقوع انقلاب و تغییر نظام سیاسی در هر یک از کشورهای منطقه، ظهور جنبشها و بازیگران غیردولتی تروریستی در منطقه، درگیر شدن روسیه در جنگ منطقهای جدید، درگیری چین در منطقه و … اشاره کرد که وقوع هر یک از این عوامل میتواند موجب تغییراتی در سیاست خارجی ایران شود.در سطح بینالمللی نیز میتوان به مواردی چون تغییر قطبیت نظام بینالملل، تغییر ریاست جمهوری در آمریکا و تغییر سیاستها نسبت به ایران، تغییر قواعد محیطی یا نهادی نظام بینالملل، وقوع بحرانهای بینالمللی (اقتصادی، سیاسی، محیط زیستی و …) اشاره کرد که همگی میتوانند موجب تغییرات سیاست خارجی ایران در کابینه چهاردهم شوند.«پنجرههای فرصت» نیز میتوانند ذیل ورودیهای این مسیر قرار گیرند. در این حوزه بایستی چارچوب شناختی تصمیمگیرندگان سیاست خارجی را به عنوان متغیر مداخلهگر در نظر بگیریم که تغییرات ساختار بیرونی بینالمللی و داخلی را درک کرده و نسبت به آن واکنش نشان دهد.در زمینه تغییر سیاست خارجی از طریق روایتها باید گفت تصمیمگیرندگان از طریق دستکاری عناصر خاصی از روایت اصلی (طرد و برجستهسازی)، بیان میکنند که چه چیزی احتیاج است که تغییر کند و چرا باید تغییر کنداستقبال کشورهای اروپایی و آمریکا برای مذاکره با ایران، منازعات احتمالی میان آمریکا با چین و روسیه یا قدرتهای اروپایی، منازعات میان کشورهای عربی منطقه یا افول قدرت آمریکا در مقایسه با چین نیز میتواند به عنوان پنجرههای فرصتی برای تغییر سیاست خارجی کابینه چهاردهم در نظر گرفته شود.در زمینه تغییر سیاست خارجی از طریق روایتها هم باید گفت، تصمیمگیرندگان از طریق دستکاری عناصر خاصی از روایت اصلی (طرد و برجستهسازی)، بیان میکنند که چه چیزی احتیاج است که تغییر کند و چرا بایستی تغییر کندمتغیری دیگری که ذیل این مسیر قرار میگیرد، فشارهای محیطی در قالب سیاست چماق و هویج است که میتواند موجب تغییر در سیاست خارجی کابینه چهاردهم مثلا تغییر از سیاست سازشناپذیری مطلق به سیاست تعامل نسبی در مواجهه با غرب شود. در همین زمینه رئیس جمهوری در مقاله خود به حوزههای منازعه با آمریکا به عنوان فشارهای محیطی تاکید میکند و خواهان اتخاذ سیاستی جدید از سوی آمریکا در قبال ایران است.
تغییرات احتمالی در سیاست خارجی کابینه چهاردهم از طریق ورودیهای از قبل موجود در دستگاه تصمیمگیری
به عنوان مثال گزینه مذاکره با غرب به عنوان گزینهای از پیش موجود که توسط روسای جمهور خاتمی یا روحانی نیز دنبال میشده، میتواند در این مسیر مورد توجه قرار گیرد. این مذاکره میتواند بر سر مسائل مورد منازعه ایران با این کشورها یا مسائل و حوزههای دیگر باشد. در همین زمینه پزشکیان بر آماده بودن دولت خود برای مشارکت در گفتوگوهای سازنده با کشورهای اروپایی بر پایه ایجاد روابط احترام متقابل و اصل برابری در حوزههای مختلف تاکید میکند. در مورد مذاکره با دولت آمریکا نیز پزشکیان مذاکره با این کشور را منوط به پیش شرط تغییر رفتار و سیاست آن میداند.از دیگر گزینههای از پیش موجود در سیاست خارجی ایران که پزشکیان در مقاله خود به دنیا اعلام کرده، گزینه مواجهه با ایرانهراسی و اسلامهراسی از طریق هنجارسازی است. در همین راستا پزشکیان بیان میکند که «همکاری برای توسعه و شکوفایی منطقهای اصل راهنمای سیاست خارجی ما خواهد بود .از دیگر گزینههای از پیش موجود در سیاست خارجی ایران که در کابینه سیزدهم نیز به جد دنبال میشد، تاکید بر همراهی و پیوند با چین و روسیه است. پزشکیان هم این دو کشور را همپیمانانی راهبردی و ارزشمند برای ایران عنوان کرده و بر تقویت همکاریهای دوجانبه و چند جانبه با این دو کشور در قالب سازمانها و پیمانهای منطقه ای تاکید میکند. ادامه روابط و ایجاد روابط قوی با دولتهای نوظهور از جمله کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین نیز از دیگر گزینههای از قبل موجود است که دولت چهاردهم بر آن تاکید دارد.
تحلیل تغییرات احتمالی در سیاست خارجی کابینه چهاردهم از طریق تغییرات «درون روایتی»
رئیسجمهوری بایستی به اصول قانون اساسی و نقش ملی تعریف شده در این قانون برای خود و نظام پایبند باشد. بنابراین، تغییر کلی روایت جمهوری اسلامی ایران (تغییر از یک روایت کلی به یک روایت کلی دیگر) و مفروضههای اساسی آن و همچنین تغییر در نقش ملی تعریف شده و تعریف یک نقش ملی جدید غیر ممکن است.مطابق با اصل ۱۵۲ قانون اساسی، سیاست خارجی ایران بر اساس نفی هرگونه «سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان» و «عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر» و «روابط صلح آمیز متقابل با دولتهای غیر محارب استوار است.مطابق با اصل ۱۵۴ نیز ایران در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت میکند.برخی سیاستهای ما در قبال جهان خارج میتواند تغییر کند به این دلیل که ما در روایت بیوگرافیک، خود را به عنوان یک دولت خوب یا دولت متمدن و یک دولت صلحجو بازنمایی میکنیم
بر پایه همین اصول اصلی شکل دهنده به روایت جمهوری اسلامی ایران است که پزشکیان نیز در مقاله خود صراحتا پایههای سیاست خارجی دولتش را بر اصولی چون عزت، حکمت و مصلحت و با تاکید بر بر حفظ عزت و شان بینالمللی ایران بیان میکند.بنابراین تغییر از طریق این مسیر صرفا میتواند با «تغییر درون روایتی» و همچنین «تغییر در نحوه متفاوت ایفا و اجرای نقش ملی» در نظر گرفته شود. به این معنا که در کنار حفظ روایت کلی نظام، تصمیمگیرندگان جدید از طریق فعال کردن پیامهای خاص در درون این روایت کلی برای توجیه تغییر سیاست و غیر فعال کردن عناصری از روایت که با تغییر سیاست همخوان نیستند، به تغییر سیاست خارجی می پردازند. برخی سیاستهای ما در قبال جهان خارج میتواند تغییر کند به این دلیل که ما در روایت بیوگرافیک، خود را به عنوان یک دولت خوب یا دولت متمدن و یک دولت صلحجو بازنمایی میکنیم. بنابراین از طریق روایتهای بیوگرافیک است که مشخص میشود یک دولت به عنوان کارگزار اصلی در سیاست خارجی به دنبال چه چیزی است، برای چه چیزی بایستی ایستادگی کند و چه نقشی برای خود در عرصه بینالمللی تعریف میکند.در همین راستا افراد تصمیمگیرنده جدید در کابینه چهاردهم از طریق فعال کردن پیغامهای خاص در درون روایت کلی نظام و غیر فعال کردن عامدانه سایر عناصر این روایت، میتوانند به باز تعریف تهدیدات امنیتی و چگونگی مواجهه با آن بپردازند و برخی از سیاستها را در مواجهه با این تهدیدات مشروع، ممکن و موجه سازند.
نتیجهگیری
جهت حرکت سیاست خارجی ایران در دوره ریاست جمهوری پزشکیان میتواند در سه مسیر یاد شده ترسیم شود. ذیل هر یک از آنها متغیرهای مادی و معنایی اثرگذاری در سطوح داخلی و بینالمللی قرار دارند که مسیرهای تغییر را تعیین می کنند.در مقام نتیجهگیری توجه به دو نکته بسیار مهم است. اول آن که برای تحلیل دقیق تغییر و تداوم احتمالی سیاست خارجی کابینه چهاردهم بررسی و در نظر گرفتن هر سه مسیر به صورت هم زمان ضروری است.دوم آن که هر یک از این مسیرهای تغییر، منجر به خروجیهای جدیدی در جهت گیری سیاست خارجی ایران میشوند. این خروجیهای جدید میتوانند تغییراتی در اهداف / ابزار یا هر ۲ باشند. از سوی دیگر گستره تغییر میتواند از یک یا چند حوزه خاص یا تمامی حوزهها، گسست چشمگیر از رفتار گذشته یا تغییرات جزئی را شامل شود.
تغییرات همچنین میتواند دربردارنده تغییرات نرمال و به قاعده (تدریجی، آرام و مرتبط با بخشهای خاصی از سیاست خارجی) یا شامل تغییرات رادیکال و تجدید نظرطلبانه (سریع و مرتبط با بخشهای وسیعتری از سیاست خارجی و دارای هزینههای بیشتر) باشد.