به گزارش افق امروز
یزد، شهرِ تاریخ و کویر، امروز شاهدِ رویدادی بود که لایههای پنهانِ «مدیریتِ رسانه» را برملا کرد؛ از یک سو، دلگرمیِ مدیرانی که با «صبحانه کاری» و تقدیمِ «لوحِ سپاس»، ارزشِ قلمِ خبرنگارانِ دلسوز را ستودند و از سوی دیگر، تلخیِ آن دسته مدیران و روابط عمومیهایی که میانِ «تخصص» و «تشریفات»، «سره» را از «ناسره» تشخیص نمیدهند و بزرگترین سرمایه خود، یعنی «انگیزه» را با بیتوجهی، خاموش میکنند.
روایتِ اول: قدرشناسی، آغازی دوباره برای روایتِ یزد
روزگاری بود که روابط عمومیها، تنها «ابزار» ارتباطیِ دستگاهها تلقی میشدند؛ اما این بار ، در دلِ کویرِ یزد، شاهدِ اجرایی «مقتدرانه» بودیم. مدیرانِ اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این استان، با دعوتی هدفمند از رسانههایی که در اطلاعرسانیِ دستاوردهای فرهنگی و گردشگریِ یزد، «همسفر»شان بودند، نه تنها یک «صبحانه کاری» بلکه «چاشنیِ انگیزه» را به سفرهِ خبرنگاران افزودند. تقدیمِ هدایا و لوحِ تقدیر، نه یک «مراسمِ تشریفاتیِ صرف»، بلکه «تأییدِ ارزشِ» پیوندِ میانِ «قلمِ متعهد» و «مدیریتِ دغدغهمند» بود. این اقدام، مصداقِ بارزِ «مدیریتِ نوین» است؛ مدیریتی که میداند «شناختِ سره از ناسره»، یعنی تشخیصِ خبرنگارِ حرفهای از رابطِ خبریِ صرف، و سرمایهگذاری بر «انگیزه»، خودِ «تولیدِ محتوایِ ماندگار» است. این «عملِ مطلوب»، نه تنها اعتبارِ آن اداره را افزایش داد، بلکه پیامِ روشنی برای سایرِ دستگاهها فرستاد: «قدردانی، خودِ یک استراتژیِ روابط عمومیِ موفق است.»
روایتِ دوم: سکوتِ قلمها، میراثِ مدیرانِ «ناشناس»
اما در سوی دیگرِ این تصویرِ روشن، سایهای سنگین از «بیتوجهی» و «نداشتنِ سلیقه در تقدیر» خودنمایی میکند. بسیاری از مدیران و متولیانِ روابط عمومی در دستگاههای مختلف، هنوز در «عصرِ سنگِ تشریفات» به سر میبرند. آنها «فنِ تحلیل» را بلد نیستند؛ نمیدانند که یک خبرنگارِ خلاق، با دهها سال تجربه، ارزشی به مراتب بیشتر از دهها «رابطِ خبریِ غیرحرفهای» دارد. نتیجه؟ «بیانگیزگی» و «سردرگمی» در میانِ اهالیِ رسانه. وقتی قلمِ متعهد، احساس کند دیده نمیشود، صدایِ «سره»، در هیاهویِ «ناسره» گم میشود. این مدیران، نه تنها «ارزشِ واقعیِ خبر» را درک نمیکنند، بلکه با «فراموشیِ عمدی» یا «نداشتنِ دانشِ کافی» در تقدیر، «بزرگترین سرمایه»ی خود را از دست میدهند: «انگیزه». این «عدمِ توجه»، نه تنها به اعتبارِ خودِ دستگاه لطمه میزند، بلکه «بسترِ مناسب» برای «گسترشِ شایعات» و «اطلاعرسانیِ ضعیف» را فراهم میآورد.
جمعبندی:
«مدیریتِ هوشمند» به خوبی میداند که «ارتباط» زمانی «موثر» واقع میشود که بر پایه «شناخت»، «احترام» و «قدرشناسی» بنا شود. در حالی که برخی مدیران با «اقداماتِ هدفمند و خلاقانه»، پیوندِ میانِ «رسانه و دستگاهِ متبوع» را مستحکم میکنند، عدهای دیگر با «بیتوجهیِ آگاهانه» یا «ندانستنِ سلیقه»، این پیوندِ حیاتی را سست و در نهایت، «نابود» میسازند. انتخاب با خودِ مدیران است؛ میخواهند «روایتگرِ موفقِ دستاوردهایشان» باشند یا «عاملِ سکوتِ قلمها»؟
تحلیل و واکاوی:
- مدیریت روابط عمومی نوین: تمرکز بر «مدیریت روابط عمومی مدرن»، «استراتژی ارتباط با رسانه»، «روابط عمومی اثربخش»، «افزایش انگیزه خبرنگاران» و «مدیریت اعتبار دستگاه دولتی». این کلیدواژهها، مدیران و کارشناسان روابط عمومی را که به دنبال بهبود عملکرد خود هستند، جذب میکند.
- قدردانی از رسانه و خبرنگار: کلیدواژههایی مانند «اهمیت تقدیر از خبرنگاران»، «تقدیر مدیران از رسانهها»، «تاثیر لوح تقدیر بر انگیزه»، «روابط رسانهای در سازمانها»، «تقدیر خلاقانه از فعالان رسانه». این محور، بر جنبهی انسانی و انگیزشیِ روابط عمومی تمرکز دارد.
- یزد، میراث فرهنگی و گردشگری: با توجه به نمونه ذکر شده، کلیدواژههایی چون «گردشگری یزد»، «میراث فرهنگی یزد»، «روابط عمومی میراث فرهنگی»، «جاذبههای گردشگری یزد»، «صنایع دستی یزد» و «معرفی یزد» به خوبی مخاطبانِ علاقهمند به اخبارِ یزد و فعالانِ این حوزه را هدف قرار میدهد.
- نقد عملکرد مدیران و روابط عمومی: عباراتی مانند «چالشهای روابط عمومی ایران»، «خطاهای مدیریتی در ارتباط با رسانه»، «شناخت خبرنگار حرفهای»، «مدیریت سنتی در مقابل مدرن» و «تاثیر بیتوجهی بر رسانه» به خوبی در نتایج جستجو، این یادداشت را در معرض دیدِ افرادی قرار میدهد که به دنبال تحلیلِ این مسائل هستند.
- نقش رسانه در توسعه: کلیدواژههایی چون «رسانه و توسعه پایدار»، «نقش رسانه در اطلاعرسانی»، «همکاری رسانه و سازمانها»، «خبرنگاری متعهد» و «سرمایهگذاری بر انگیزه رسانه» که نشاندهنده اهمیتِ استراتژیکِ رسانه در موفقیتِ سازمانهاست.