به گزارش افق امروز یکی از اجراهای این دوره فستیوال موسیقی غیرمتمرکز «الف»، فستیوال موسیقی غیرمتمرکز «الف» در حال برگزاری است. این فستیوال بر پایه ایده مرکزیتزدایی شکل گرفته و به زمان یا مکانی خاص محدود نیست، بلکه همچون شبکهای از «کُرهها» عمل میکند—مجموعهای از رویدادها که در شهرهای مختلف و در طول سال پراکنده شدهاند. این عدم تمرکز، امکان تعامل مستمر با صحنه موسیقی را فراهم کرده و از تمرکزگرایی فاصله میگیرد. در این شبکه گسترده، هر موسیقیدان، گروه موسیقی، نهاد فرهنگی-هنری، سالن و حتی مخاطبان، همچون یک کُره مستقل، اما در ارتباط با دیگر اجزا، نقشی اساسی ایفا میکنند. در چنین ساختاری، معنا نه از یک مرکز یکتا، بلکه از طریق پیوندهای پویا و میانکنش عناصر شکل میگیرد.
الگوی این فستیوال از مفهوم «ریزوم» الهام گرفته است—نظریهای که ژیل دلوز و فلیکس گتاری مطرح کردهاند. در مقابل ساختارهای سلسلهمراتبی و خطی، ریزوم شبکهای نامتمرکز است که در آن هر نقطه میتواند به هر نقطه دیگری متصل شود. در این ساختار، نه مرکزیتی وجود دارد و نه نقطهای بر دیگری اولویت دارد؛ بلکه هر کُره بهطور مستقل، اما در پیوند و تعامل با دیگر عناصر، رشد کرده و معنا مییابد. این رویکرد با ایده فستیوال غیرمتمرکز «الف» همخوانی دارد—جایی که ارتباط و تعامل میان موسیقی، موسیقیدانان، نهادهای فرهنگی-هنری و مخاطبان، نقشی کلیدی ایفا میکند.
یکی از کُرههای سومین دوره این فستیوال، برنامه زمستانه است که در یک بازه زمانی فشرده دو هفتهای برگزار میشود. در این دوره، عدم تمرکز در تنوع موسیقایی نیز نمود پیدا میکند؛ اجراهای آن از سنتهای گوناگون سرچشمه گرفتهاند—از موسیقی ایرانی و کلاسیک غربی تا موسیقی معاصر، عامهپسند و الکترونیک. فستیوال از دستهبندی ژانری پرهیز کرده و آنچه اجراهای متنوع این دوره را به یکدیگر پیوند میدهد، جستوجوی ارتباط آنها با صحنه موسیقی امروز ایران است.
روز دوشنبه، ۱۳ اسفند، ارکستر زهی «رسانه هنر» به رهبری علیرضا متوصلی، در مجموعه «کاخ هنر» روی صحنه رفت. در این اجرا، قطعاتی از رپرتوار کلاسیک با حضور نوازندگان جوان اجرا شد؛ اجرایی که با وجود چالشهای فنی، لحظاتی تأملبرانگیز و تجربهای متفاوت از موسیقی کلاسیک را برای مخاطبان رقم زد.
بخش نخست کنسرت به اجرای قطعاتی از رپرتوار کلاسیک اختصاص داشت: «کنسرتو فلوت در سل مینور» اثر آنتونیو ویوالدی و «Chaconne» اثر توماسو آنتونیو ویتالی. در این بخش، مونا طاهریان بهعنوان سولیست فلوت و مریم مدنی بهعنوان سولیست ویولن، ارکستر را همراهی کردند.
در بخش دوم، «سوییت هولبرگ» و دو مرثیه از ادوارد گریگ و در پایان، «رومانس» اثر ژان سیبلیوس اجرا شد.
از همان ابتدا، فضای کنسرت متفاوت و جذاب به نظر میرسید. مجموعه «کاخ هنر» با استیجی همسطح زمین و دیوارهای آجری، فضایی متفاوت از آنچه معمولاً از یک اجرای کلاسیک در تالاری مجلل انتظار میرود، ایجاد کرده بود. این ترکیب، حالوهوایی صمیمی میان اجراکنندگان و مخاطبان به وجود آورده و تجربهای فراتر از یک اجرای سنتی موسیقی کلاسیک را رقم زده بود.
پس از اعلام برنامه و اصلاحات رپرتوار توسط مسئول فستیوال، ارکستر روی صحنه آمد.
ترکیب نوازندگان، مجموعهای از هنرمندان جوان—حتی برخی نوجوان—در کنار نوازندگان باتجربهتر را شامل میشد. علیرضا متوصلی، نوازنده باسابقه فاگوت در ارکستر سمفونیک تهران، در جایگاه رهبری ایستاد و اجرای نخست آغاز شد.
مشکلات اجرایی بخش اول
«کنسرتو فلوت در سل مینور» ویوالدی، نخستین قطعه اجرا، از همان ابتدا مشکلاتی در هماهنگی ارکستر داشت. صداها یکدست و شفاف نبودند، برخی ناهماهنگیهای ریتمیک به گوش میرسید و در لحظات آغازین، نوازندگان در ورودهای خود دچار ناهماهنگی بودند که انسجام اجرا را تحت تأثیر قرار داد. کدر بودن صدا و عدم چفتشدگی برخی بخشها از دیگر مسائلی بود که شنیده میشد.
البته، این کاستیها برای ارکستری با چنین ترکیبی طبیعی است. اجرا در چنین صحنههایی، فرصتی برای نوازندگان جوان فراهم میکند تا تجربه عملی کسب کرده و مهارتهای خود را در اجرای زنده تقویت کنند.
عملکرد سولیستها
سولیست فلوت، اجرای قابلقبولی ارائه داد و بخشهای تکنیکی اثر را با دقت اجرا کرد. در مقابل، سولیست ویولن اگرچه سعی در اجرای احساسی داشت، اما دقت کمتری در کوک و ریتم داشت، بهویژه در اجرای استکاتوها. در مجموع، اجرای او به کیفیت اجرای سولیست فلوت نمیرسید، هرچند که قطعه فلوت نیز از نظر تکنیکی چالشبرانگیزتر بود.
نقش پیانو و هماهنگی کلی
ناهماهنگیهای ریتمی در پیانو از دیگر مواردی بود که نیاز به دقت بیشتری داشت. پیانو باید سرضربتر و دقیقتر اجرا میشد تا از بروز اختلال در هماهنگی با ارکستر و سولیست جلوگیری شود.
بهبود عملکرد در بخش دوم
در بخش دوم، اجرا بهطور محسوسی منسجمتر شد. نوازندگان با اعتمادبهنفس بیشتری نواختند و صدا دهی تا حدی شفافتر شد. بااینحال، همچنان نیاز است که توجه بیشتری به رهبر ارکستر داشته باشند، هم در بحث ریتم و هم در نوانسها. همچنین، شنیدن صدای ارکستر در کنار نوازندگی شخصی، یکی از نکات کلیدی برای ایجاد یک اجرای هماهنگ و منسجم است.
یکی از روشهای مؤثر برای بهبود صدادهی و جلوگیری از کدر بودن صدا، تمرین گروهی با تمرکز بر هماهنگی سونوریته است. نوازندگان میتوانند در گروههای کوچک بنشینند، یک ملودی را با هم اجرا کرده و به صدای یکدیگر گوش دهند. این تمرین، علاوه بر افزایش دقت شنیداری، به یکدست شدن صدا در ارکستر کمک میکند.
رهبری و چیدمان ارکستر
متوصلی در این اجرا، رهبری دقیق و واضحی ارائه داد، بدون حرکات اضافی و پیچیدگیهای زائد. هدایتهای بهموقع او در ریتم و نوانس، موجب افزایش اعتمادبهنفس نوازندگان شد. قطعات نیز متناسب با سطح اجرا انتخاب شده بودند—آثار زیبا اما نسبتا ساده، که چالشی فراتر از توان نوازندگان ایجاد نکنند.
چیدمان ارکستر نیز مطابق الگوی رایج از سال ۱۹۱۴ بود، که توسط سر هنری وود و لیوپولد استوکوفسکی متداول شد. در این چیدمان، ویولنهای اول و دوم در سمت چپ، ویولاها روبهروی ویولنهای اول، و ویولنسلها در کنار آنها قرار داشتند.این تغییر چیدمان بر این باور استوار بود که اگر ویولاها به جای قرار گرفتن در کنار ویولنها، نزدیکتر به لبه صحنه باشند، تعادل صوتی بهتری ایجاد خواهد شد. کنتراباس نیزدر این کنسرت در مرکز، پشت نوازندگان دیگر و روبهروی رهبر ارکستر جای گرفته بود.
تماشای اجرای این نوازندگان جوان، در سالنی زیبا و متفاوت، تجربهای قابلتوجه بود. این اجرا نشاندهنده انگیزه و تلاش هنرمندانی بود که در مسیر رشد و یادگیری قرار دارند. با مدیریت مناسب و برنامهریزی دقیق، میتوان آینده روشنی برای این ارکستر متصور بود و شاهد اجراهای پختهتر و منسجمتری از آنها در آینده بود.