به گزارش افق امروز
به نقل از خبرنگار موسیقی ایرنا پرونده «ردیفهای موسیقی ایرانی» سال ۱۳۸۷ به همت خانه موسیقی ایران و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران برای ثبت جهانی به یونسکو ارایه شد و هشتم مهرماه سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) به عنوان نخستین پرونده مستقل ایران، در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شد.
ردیف موسیقی ایرانی شامل قطعات موسیقایی سنتی موسیقی کلاسیک ایران است که جوهره فرهنگ موسیقی ایرانی را تشکیل میدهد. بیش از ۲۵۰ واحد ملودی به چرخههایی به نام گوشه، تنظیم و مرتب میشوند و یک لایه کیفیتی زیرین زمینهای را فراهم میکند که انواع جانمایه ملودیک در برابر آنها به نظم آمده است.
اگرچه عملکرد اصلی اجرای موسیقی سنتی ایران از طریق بداههنوازی مطابق با روحیه نوازنده ساز و در پاسخ به مخاطب نواخته میشود، نوازندگان سازهای ایرانی سالها برای یادگیری و تسلط بر ردیف موسیقی ایرانی به عنوان مجموعهای از ابزار موسیقی برای اجراها و ساختههای خود وقت صرف میکنند.
شکلگیری ردیف موسیقی ایرانی به علیاکبر فراهانی و فرزندانش میرزاعبدالله و آقاحسینقلی که از موسیقیدانان دربار قاجار بودند نسبت داده میشود.
برخی از تحلیلگران معتقدند که شکلگیری ردیف به نوعی منعکسکننده تحولات فرهنگی ایران در این دوره نیز بوده است. اگر چه نسخههای اصلی ردیفهای میرزاعبدالله و آقاحسینقلی ضبط یا مکتوب نشدهاند اما ردیف شاگردان آنها به صورت ضبط شده یا مکتوب باقی مانده است.
ردیف به دو شکل سازی و آوازی اجرا میشود که ردیف سازی گستردگی بیشتری از ردیف آوازی دارد.
از جمله ردیفهای سازی میتوان ردیف میرزاعبدالله و ردیف آقاحسینقلی و از جمله ردیفهای آوازی میتوان ردیف دوامی و ردیف طاهرزاده را نام برد. اولین شخصی که ردیف را به نُت درآورد، علینقی وزیری و اولین شخصی که ردیف را از دربار به میان تودهها برد، درویشخان بود.
تحلیل ردیف موضوع کتابهای بسیاری به فارسی و انگلیسی بوده است و برخی از این آثار به ردیف موسیقی ایرانی نقدهایی نیز وارد کردهاند.
منتقدان ردیف، آن را بدعتی میدانند که در دوران قاجاریه رخ داده و از ظرافتهای نظری موسیقی ایرانی غافل مانده است؛ در مقابل، مدافعان ردیف، شکلگیری آن را نشانهای از پویایی موسیقی ایرانی میدانند.
ردیف موسیقی ایرانی ممکن است در حوزه آوازی یا نوازندگی یک ساز باشد و روی سازهای متنوعی با تکنیکهای مختلف از جمله بر سازهای زهی زخمهای مانند تار، سهتار، تنبورو سنتور و نیز ساز زهی کمانهای کمانچه و ساز بادی چوبی نی اجرا میشود.
ردیف موسیقی ایرانی از طریق آموزش شفاهی از استاد به هنرجو و سینه به سینه، منتقل میشود. ردیف موسیقی، هم تجسم زیباییشناسی و هم فلسفه فرهنگ موسیقی ایرانی است. یادگیری ردیف حداقل در طول یک دهه با سختکوشی، تمرین و ممارست میسر میشود که طی آن هنرآموزان قطعات موسیقایی ردیف را حفظ میکنند و در یک فرایند تعالی و معناشناسانه موسیقی قرار میگیرند که گشایشی به فضیلتهای انسانی و معنایی است. این گنجینه ارزشمند غنی در قلب موسیقی ایرانی نهفته است و نشان دهنده هویت فرهنگی و ملی مردم ایران است.
تا سال ۱۴۰۳ هیچ نهادی سالگردی برای ثبت ردیف موسیقی ایرانی برگزار نکرد و در این سال ۱۴۰۳ دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به همت ریاست این دانشکده، پس از ۱۴ سال نخستین برنامه «پاسداشت روز ثبت ردیف موسیقی در یونسکو» را برگزار کرد. دومین مراسم با حضور چهرههای مختلف موسیقی هشتم مهرماه ۱۴۰۴ در سالن رودکی برگزار شد.
به مناسبت هفدهمین سالروز ثبت جهانی «ردیفهای موسیقی ایرانی» با بهروز وجدانی نویسنده، مترجم، پژوهشگر موسیقی و عضو هیات مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی که در تهیه و تدوین این میراث ملموس نقش داشته است، گفت و گو کردهایم که در ادامه میآید.
اهمیت ثبت جهانی «ردیفهای موسیقی ایرانی»
وجدانی درباره چرایی و اهمیت ثبت جهانی پرونده «ردیفهای موسیقی ایرانی» به خبرنگار ایرنا اظهار کرد: تمام عناصر میراث فرهنگی ناملموس ایران که در مقیاس جهانی به ثبت رسیدهاند، ذیل مواد ۱۶، ۱۷ و ۱۸ کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو برای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس ثبت شدهاند. ایران از نخستین کشورهایی بود که به این کنوانسیون پیوست؛ قانون الحاق ایران ۲۲ آذرماه ۱۳۸۴ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و کشورمان رسما از سال ۲۰۰۵ میلادی به عضویت این معاهده بینالمللی درآمد.
وی گفت: بر اساس ضوابط یونسکو، تنها کشورهای عضو و نه اشخاص حقیقی صلاحیت تدوین و ارسال پروندههای ثبتی را دارند. در ایران، این مسئولیت بر عهده وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی است. با توجه به محدودیت سهمیهها که هر کشور معمولاً در هر دوره دوسالانه یک سهمیه ملی دارد، تاکنون ۲۷ اثر از ایران در فهرست میراث جهانی ناملموس به ثبت رسیده است.
این پژوهشگر موسیقی افزود: پروندهها برای ثبت جهانی به دو شیوه ملی (مستقل) و مشترک (چندملیتی) ارائه میشوند. در سال ۲۰۰۹ میلادی، دو پرونده نخست ایران؛ پرونده «ردیف موسیقی سنتی ایران» به صورت مستقل و انحصاری از سوی ایران ثبت شد، در حالی که پرونده «نوروز» ابتدا با مشارکت هفت کشور و متعاقبا با الحاق کشورهای دیگر، با همراهی ۱۲ کشور به عنوان یک میراث مشترک چندملیتی به ثبت جهانی رسید.
وجدانی با اشاره به اولویتهای ثبت جهانی میراث فرهنگی ایران اظهار کرد: جایگاه ایران به عنوان یکی از تمدنهای کهن و ریشهدار جهان، انتظارات ویژهای را از سوی مجامع بینالمللی از جمله یونسکو ایجاد کرده است. غنای میراث نیاکان ایرانی به اندازهای است که نه تنها ظرفیتهای بیشماری برای ثبت جهانی دارد بلکه این کشور را در زمره معدود دولتهای دارای تمدن جهانی قرار داده است.
وی با اشاره به تقویت صلح از طریق پروندههای مشترک میراث فرهنگی گفت: یونسکو در سالهای اخیر رویکرد خود را برای ثبت آثار جهانی تغییر داده و به سمت تشویق کشورها به ارائه «پروندههای مشترک» سوق پیدا کرده است. از نگاه این نهاد، ثبت یک اثر با مشارکت چندین کشور همسایه، نشان دهنده فراگیر بودن آن میراث فراتر از مرزهای جغرافیایی است. این رویکرد، نمادی از همکاری، صلح و همبستگی میان ملتها محسوب میشود و یونسکو چنین پروندههایی را در اولویت بررسی قرار میدهد.
عضو هیات مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی بیان کرد: با افزایش تعداد کشورهای عضو کنوانسیون میراث جهانی، یونسکو برای ایجاد عدالت در بررسی آثار، سیستم سهمیهبندی را اعمال کرده است. ایران که پیش از این به دلیل ثبتهای متعدد در سالهای گذشته رکورددار بوده، اکنون با محدودیتهای سهمیهای مواجه است.
وجدانی افزود: طبق قواعد جدید، وضعیت ثبت آثار ایران شامل پروندههای ملی است که ارایه آن به صورت یکسال در میان تنظیم شده، برای عبور از محدودیتهای سهمیهای، تهیه و ارسال پروندههای مشترک با کشورهای همجوار امکانپذیر است. این مسیر نه تنها به تسریع روند ثبت کمک میکند بلکه همسویی با سیاستهای کلان یونسکو برای توسعه صلح منطقهای است.
وی خاطرنشان کرد: در حالی که بیستوهفتمین پرونده ثبت جهانی ایران با عنوان «هنر آینهکاری» در هند به ثبت رسید، برنامهریزیها برای دوره آینده بر محور همکاریهای منطقهای استوار است. با توجه به برنامهریزیهای انجام شده، در دوره پیشرو، ایران ترکیبی از پروندههای مشترک با کشورهای همسایه و احتمالا یک پرونده ملی را در دستور کار دارد تا استمرار حضور در فهرست میراث جهانی یونسکو را تضمین کند.
این نویسنده و پژوهشگر گفت: کشورهای مختلف با ثبت میراث فرهنگی ناملموس در تلاش برای ایجاد هویت، افتخار، پیشینه برای خود هستند تا به سایر کشورها اعلام کنند که کشور تازه تاسیسی نیستند بلکه دارای میراث غنی هستند. ایران همواره در مجامع جهانی به عنوان یکی از پنج کانون تمدنساز بشری شناخته میشود و در سالهای اخیر، موفق شده است حجم قابل توجهی از مواریث نیاکان را در فهرست میراث ناملموس جهانی به ثبت برساند. با این وجود، ثبت جهانی آثار نخستین گام برای پاسداری از عناصر فرهنگی است.
چگونگی ثبت جهانی «ردیفهای موسیقی ایرانی»
وجدانی درباره چگونگی ثبت جهانی «ردیفهای موسیقی ایرانی» اظهار کرد: این پرونده حجیم و جامع (سال ۱۳۸۷) توسط کانون پژوهشگران خانه موسیقی به زبان انگلیسی تهیه و تدوین شد، مدیریت پرونده برعهده محمد سریر مدیرعامل خانه موسیقی ایران هم بود.
وی گفت: هومان اسعدی استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، نگارنده متن انگلیسی پرونده بود و بنده به عنوان بازنشسته میراث فرهنگی و فعال در امور بینالملل سازمان میراث فرهنگی، رابط میان خانه موسیقی و آن سازمان بودم و علاوه بر تسهیل ارتباطات، نظارت بر تمامی اسناد صوتی و تصویری و انجام مصاحبهها و پرسشوپاسخ با استادان ردیفدان را نیز بر عهده داشتم که پرونده تدوین و به سازمان میرات فرهنگی ارایه شد.
وجدانی افزود: وظیفه سازمان میراث فرهنگی این بود که پس از تحویل گرفتن مدارک، در صورتی که مستندات را منطبق با ضوابط و استانداردهای یونسکو تشخیص دهد، آنها را برای ثبت رسمی به مقر یونسکو در پاریس ارسال کند؛ فرآیندی که در همان مقطع زمانی با موفقیت به انجام رسید.
تعهدات پس از ثبت جهانی ردیف موسیقی ایرانی
این پژوهشگر موسیقی درباره تعهدات پس از ثبت جهانی ردیف موسیقی ایرانی گفت: بر اساس ضوابط کنوانسیون پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو (کنوانسیون ۲۰۰۳)، فرآیند ثبت جهانی یک پرونده پایان کار نیست بلکه تمام کشورهای عضو موظف هستند پس از ثبت اثر، در قالب گزارشهای ادواری و رسمی، اقدامات عملی خود را در زمینه «پاسداری»، «ترویج» و «انتقال بیننسلی» به یونسکو گزارش دهند. وظیفه تهیه و تنظیم این گزارشها بر عهده کارشناسان حوزه میراث فرهنگی است.
وی افزود: یکی از شاخصترین معیارهای یونسکو، ساری، جاری و پویا بودن میراث ناملموس است. خوشبختانه آموزش مستمر ردیفهای موسیقی ایرانی توسط استادان ردیفدان در دانشکدههای تخصصی، به ویژه در دانشگاه تهران و دانشگاه هنر، ضامن حیات این هنر بوده است.
وجدانی بیان کرد: تاکنون طی دو رویداد تخصصی در تالار رودکی، همایشها و اجراهای متنوعی با حضور و هنرنمایی دانشجویان این دو دانشگاه برگزار شده که شامل سخنرانیهای علمی، تکنوازیها، گروهنوازیها و آوازخوانی بر مبنای ردیف موسیقی ایرانی بوده است. تمامی این برنامهها همراه با مستندات صوتی و تصویری ثبت و ضبط شده و به عنوان سند زنده بودن و پویایی ردیف ایرانی در جامعه دانشگاهی، قابل ارائه به نهادهای بینالمللی است.
موسیقی؛ شاخصترین عنصر میراث ناملموس جهانی
این نویسنده و پژوهشگر، موسیقی را شاخصترین عنصر میراث ناملموس جهانی دانست و اظهار کرد: برخلاف میراث فرهنگی ملموس (کنوانسیون ۱۹۷۲) که به بناها، محوطهها و اشیای تاریخی میپردازد، میراث ناملموس دربرگیرنده سنتهای زیسته و هنرهای اجرایی است که موسیقی در رأس تمامی این شاخصها قرار دارد.
وی گفت: از میان آثار ثبتشده ایران در فهرست میراث ناملموس جهانی، ۶ اثر (ساخت عود و نوازندگی آن، دوتارنوازی و ساخت دوتار، ساخت کمانچه و نوازندگی آن، موسیقی مقامی خراسان و دوتار بخشیها، مهارت و فنون سنتی ساخت و نوازندگی ساز رُباب و ردیفهای موسیقی ایرانی) به صورت مستقیم به موسیقی اختصاص دارد و در چندین پرونده دیگر نیز موسیقی نقشی بنیادین و تفکیکناپذیر ایفا میکند؛ به طوری که حذف عنصر موسیقایی، عملاً غنا و اثرگذاری آن پروندهها را به شدت کاهش میدهد.
وجدانی افزود: در سطح جهانی آمار کشورهای عضو کنوانسیون نشان میدهد که موسیقی و رقصهای آیینی و فولکلوریک، پرتعدادترین و اصلیترین عناصری هستند که سالانه در فهرست جهانی به ثبت میرسند.
عضو هیات مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی، مردم را حافظان و پاسداران واقعی میراث فرهنگی دانست و اظهار کرد: گرچه به لحاظ حقوقی و دیپلماتیک دولتها باید پاسخگوی یونسکو و تعهدات بینالمللی باشند اما هویت میراث فرهنگی (اعم از ملموس و ناملموس) متعلق به بدنه جامعه است.
وی گفت: در طول سالهای گذشته، حجم فعالیتی که در سطح ملی برای حفظ و اشاعه ردیف موسیقی ایرانی انجام شده، در مقایسه با بسیاری از آثار دیگر کمنظیر بوده است. این حفاظت بیش از هر چیز حاصل همت خود مردم، اساتید، هنرجویان و فعالیت گسترده آموزشگاههای رسمی و کلاسهای غیررسمی و خانگی است که علیرغم تمام موانع و محدودیتها، چراغ این میراث کهن را روشن نگه داشتهاند.
وجدانی در پاسخ به این سوال که سایر کشورها برای پاسداری از ردیف موسیقی ایرانی چه اقدامانی انجام دادهاند؟ بیان کرد: ردیف موسیقی سنتی یک میراث اختصاصی و برآمده از بستر فرهنگی ایران است. هیچ انتظار و تکلیفی بر عهده سایر کشورها برای صیانت از آن وجود ندارد؛ مسئولیت زیست، آموزش و امتداد این فرهنگ موسیقایی مستقیماً بر دوش مراکز علمی، دانشگاهی، آموزشی و هنرمندان کشور است که به شایستگی در حال جریانسازی و آموزش آن به نسلهای آینده هستند.
راهکارهای ارتقاء و موانع پیشروی موسیقی ایرانی
این پژوهشگر موسیقی درباره راهکارهای ارتقا و موانع پیشروی موسیقی ایرانی گفت: پاسداری و حیات موسیقی ماهیتی دولتی ندارد بلکه برآمده از بطن جامعه و مردم است. در این میان، وظیفه نهادهای دولتی تنها ایجاد بستر مناسب، تسهیلگری و رفع موانع اداری است. برای نمونه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میتواند با شفافسازی، روانسازی و بازنگری در ضوابط صدور مجوزها، زمینه را برای فعالیت پربارتر، پایدارتر و گستردهتر آموزشگاههای آزاد موسیقی فراهم کند زیرا آموزشگاهها و کلاسهای هنری در سراسر کشور، زمینه اصلی برای انتقال این میراث به نسل آینده هستند.
وی افزود: در حوزههایی همچون پژوهش، مستندسازی و آموزش آکادمیک، جریان موسیقی کشور روندی نسبتاً روبهرشد دارد اما چالش جدی در حوزه اجرای صحنهای است. صحنه اجرا و برگزاری مداوم کنسرتها، نقش حیاتی برای بقا و پویایی موسیقی هر سرزمینی است و انتظار میرود متولیان فرهنگی با مانعزدایی و پشتیبانی همهجانبه، شرایط را برای برگزاری گستردهتر اجراهای زنده در سراسر کشور فراهم کنند.
وجدانی بیان کرد: یکی از آسیبهای جدی در سیاستگذاری فرهنگی کشور، امتناع صدا و سیما از نمایش سازهای ایرانی در قاب تلویزیون است. این محدودیت در حالی ادامه دارد که مخاطبان از طریق شبکههای ماهوارهای و پلتفرمهای بینالمللی به راحتی انواع سازها و اجراهای غربی و بینالمللی را مشاهده میکنند.
عضو هیات مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی گفت: محرومیت مخاطب داخلی از دیدن تصویر سازهای اصیل ایرانی و نحوه نواختن آنها، در طولانی مدت موجب بیگانگی بصری و فرهنگی مخاطبان به سوق میدهد. جامعه به عنوان حق فرهنگی خود باید بتواند در رسانه رسمی کشور شاهد معرفی و جلوه سازها و نغمات فاخر، اصیل و فرهیخته ایرانی باشد.
وی افزود: بانوان نیمی از جامعه موسیقی ایران در عرصههای آموزش، پژوهش، آهنگسازی و مستندسازی هستند، نبود سازوکارهای روشن و کارآمد برای بهرهمندی جامعه از حضور بانوان در اجراهای موسیقی، باعث میشود تا این ظرفیت بزرگ به بسترهای خارج از مدیریت رسمی نظیر فضای مجازی یا شبکههای ماهوارهای منتقل شود. ضروری است متولیان فرهنگی با تدوین چارچوبهای منسجم، پاسخی برای این نیاز فرهنگی بدهند تا مخاطب از هنر قشر گستردهای از جامعه موسیقی کشور محروم نماند.
وجدانی خاطرنشان کرد: اگر هدف غایی، حفظ و ترویج موسیقی اصیل ایرانی به عنوان عنصری هویتبخش است، باید موانع موجود در اجرا، رسانه و حضور فراگیر هنرمندان مرتفع شود. نادیدهگرفتن این موانع موجب گسست مخاطبان از ریشههای موسیقایی خود و هدایت سلیقه شنیداری نسل جدید به سوی محصولات فرهنگی بیگانه خواهد شد؛ امری که ضرورت بازنگری در سیاستهای رسانهای و حمایتی کشور را دوچندان میکند.
این پژوهشگر موسیقی با اشاره به اقدامات دولت برای حفظ «ردیفهای موسیقی ایرانی» گفت: تاکنون اقدامات دولتی محدود به برنامههایی پراکنده در دانشگاهها و تالارها بوده است؛ از جمله اجرای موسیقی دستگاهی توسط دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه هنر که تا حدی توانسته این نغمهها را به گوش مخاطبان برساند اما اساسی این است که این رویدادها به طور معمول سالی یک بار، آن هم در برنامهای دوساعته و همراه با چند سخنرانی برای حدود ۵۰۰ نفر در تالار رودکی برگزار میشود.
وجدانی بیان کرد: در این شرایط این سوال مطرح میشود که باقی روزهای سال چه باید کرد؟ بخش عمده این مسئولیت بر عهده صداوسیما است. صداوسیما باید این اقدام ارزشمند دانشگاهها را به صورت روزانه و مستمر در جدول پخش خود قرار دهد. اگر رسانه ملی بتواند این کار را تداوم بخشد، ردیف موسیقی ایرانی همواره زنده و بالنده خواهد ماند، مخاطبان واقعی خود را پیدا خواهد کرد، گوش شنیداری جامعه با موسیقی اصیل پیوند میخورد و تمایل عمومی به سمت موسیقیهای نازل و مبتذل کاهش پیدا میکند.




