به گزارش افق امروز
به نقل از خبرنگار کتاب ایرنا، بازار کتاب کودک و نوجوان، برخلاف تصور رایج، تنها به داستانهای سرگرمکننده و کتابهای تصویری محدود نمیشود. مرور انتخابهای مخاطبان این گروه سنی نشان میدهد که خانوادهها و کودکان، همزمان به دنبال داستان، شناخت، یادگیری و آشنایی با شخصیتهایی هستند که بتوانند برای آنها الهامبخش باشند. در میان عناوین پرفروش حوزه کودک و نوجوان در باغ کتاب تهران نیز میتوان نمونههایی از این تنوع را مشاهده کرد؛ از «قصههای خوب برای بچههای خوب» نوشته مهدی آذریزدی گرفته تا «نخستین اطلس پرچم من» نوشته علی بشر دانش و کتاب «سردار موشکی» نوشته محمدعلی جابری و تصویرگری سعید شمس.
این سه عنوان، هرچند از نظر موضوع، ساختار و زمان انتشار تفاوت زیادی با یکدیگر دارند، یک نقطه مشترک دارند: تلاش برای پاسخ دادن به بخشی از نیازهای شناختی و فرهنگی مخاطب کودک و نوجوان.
قصههایی که هنوز برای بچهها خوباند
«قصههای خوب برای بچههای خوب» اثر مهدی آذریزدی را میتوان یکی از ماندگارترین نمونههای بازآفرینی ادبیات کلاسیک برای کودکان و نوجوانان دانست. این مجموعه هشتجلدی، داستانهایی برگرفته از آثاری چون کلیله و دمنه، مرزباننامه، سندبادنامه و قابوسنامه، مثنوی مولوی، قرآن، آثار شیخ عطار، گلستان و قصههای مربوط به چهارده معصوم را با زبانی سادهتر برای نسل کودک و نوجوان بازگو میکند.
اهمیت این مجموعه تنها در قدمت آن نیست. آذریزدی توانسته است بخشی از میراث داستانی و ادبی ایران را از قالب متون دشوار و کلاسیک خارج کند و آن را در قالب روایتهایی قابلفهم برای مخاطب کمسنتر ارائه دهد. همین ویژگی باعث شده این مجموعه در چندین نسل از خوانندگان باقی بماند و همچنان در فهرست انتخابهای خانوادهها دیده شود. این مجموعه علاوه بر انتشار گسترده در ایران، به زبانهایی از جمله اسپانیایی، ارمنی، چینی و روسی نیز ترجمه شده است.
در واقع، حضور دوباره و مداوم این مجموعه در میان انتخابهای مخاطبان کودک و نوجوان نشان میدهد که بخشی از نیاز این گروه سنی، همچنان دسترسی به ادبیات ریشهدار و روایتهایی است که بتوانند میان کودک امروز و میراث ادبی گذشته ارتباط برقرار کنند.
وقتی یک کتاب، جهان را از روی پرچمها معرفی میکند
در سوی دیگر، «نخستین اطلس پرچم من» قرار دارد؛ کتابی از علی دانش که توسط انتشارات قدیانی منتشر شده و مخاطب را با پرچم کشورهای مختلف آشنا میکند. پرچمها در این کتاب صرفا مجموعهای از رنگها و نمادها نیستند؛ بلکه میتوانند دریچهای برای آشنایی کودکان با کشورها، فرهنگها، جغرافیا و تاریخ ملتها باشند.
این نوع کتابها نشاندهنده علاقه بخشی از مخاطبان کودک به کتابهای مرجع و تصویری است؛ آثاری که الزاماً یک داستان خطی را دنبال نمیکنند، اما به کودک امکان میدهند اطلاعات تازهای درباره جهان پیرامون خود به دست آورد. از این منظر، کتاب کودک فقط ابزار قصهگویی نیست و میتواند نقشی در شکلگیری کنجکاوی، شناخت جغرافیایی و توسعه دایره اطلاعات عمومی کودک داشته باشد.
روایت قهرمانان برای نسل جدید
«سردار موشکی» نیز نمونهای متفاوت از کتابهای مورد توجه مخاطبان کودک و نوجوان است. این اثر از مجموعه «قهرمان من» و نوشته محمدعلی جابری است که با هدف روایت زندگی شهید امیرعلی حاجیزاده برای مخاطب نوجوان منتشر شده است. کتاب در قالب داستانهایی کوتاه به بخشهایی از زندگی، فعالیتها و ویژگیهای شخصیتی این فرمانده میپردازد و در کنار زندگی او، به روند شکلگیری توان موشکی ایران نیز اشاره دارد.
یکی از نکات قابل توجه درباره چنین آثاری، تلاش برای فاصله گرفتن از روایتهای صرفاً اطلاعاتی و ارائه زندگی شخصیتها در قالب داستان و خاطره است؛ روشی که میتواند ارتباط مخاطب نوجوان را با موضوع افزایش دهد. در معرفی و گفتوگوهای مرتبط با این کتاب نیز بر این نکته تاکید شده که هدف اثر، تنها ارائه تصویری نظامی از شخصیت شهید امیرعلی حاجیزاده نیست، بلکه تلاش شده وجوه مختلف شخصیتی او از جمله روحیه تلاش، مسئولیتپذیری و تعامل با دیگران برای مخاطب نوجوان روایت شود.
از کتابخوانی تا تجربه فرهنگی
کنار هم قرار گرفتن این سه عنوان، بیش از آنکه یک فهرست ساده از کتابهای پرفروش مرداد ماه باشد، میتواند تصویری کوچک از گستردگی دنیای کتاب کودک و نوجوان ارائه کند: یک عنوان از دل ادبیات کلاسیک میآید، دیگری از مسیر جغرافیا و شناخت جهان و دیگری از روایت یک شخصیت معاصر.
همین تنوع، اهمیت دسترسی مخاطب به فضای متنوع کتاب و امکان انتخاب را بیشتر میکند. در مجموعهای مانند باغ کتاب تهران نیز حضور بخشهای مختلف کتاب کودک و نوجوان در کنار فضاهای فرهنگی و برنامههای مرتبط با خانواده، این امکان را ایجاد میکند که مراجعه به کتاب فقط به خرید یک عنوان محدود نشود و در قالب یک تجربه فرهنگی گستردهتر شکل بگیرد.
برای خانوادهها، چنین فضایی میتواند فرصتی باشد تا کودک یا نوجوان در میان موضوعات و قالبهای مختلف جستوجو کند، کتابها را ببیند و متناسب با سن، علاقه و نیاز خود دست به انتخاب بزند.
در نهایت، شاید وجه مشترک این سه کتاب در تفاوت آنها باشد؛ تفاوتی که نشان میدهد دنیای مطالعه کودکان و نوجوانان را نمیتوان به یک ژانر، یک موضوع یا حتی یک نوع مخاطب محدود کرد. کودکی ممکن است با یک قصه قدیمی به ادبیات علاقهمند شود، دیگری از طریق یک اطلس تصویری به شناخت جهان برسد و نوجوانی دیگر با خواندن زندگی یک شخصیت معاصر، سراغ موضوعات تازهای برود.
کتاب، در این میان، فقط مقصد نیست؛ میتواند نقطه آغاز کنجکاوی باشد و شاید یکی از مهمترین ظرفیتهای فضاهای فرهنگی کتابمحور نیز فراهم کردن همین امکان باشد: اینکه مخاطب، پیش از آنکه کتابی را انتخاب کند، فرصت کشف کردن داشته باشد.

