به گزارش افق امروز
به نقل از فرشته کولانی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش فضای مجازی در پرکردن خلأ گفتوگوهای درونخانه، گفت: فضای مجازی پدیدهای بهنام «اثر بازاریزدایی آنلاین» (برداشتن موانع و کنترلهای رفتاری) ایجاد میکند. وقتی هویت، اسم و عکس شما برای افراد مشخص نیست، ترس از ترک، سرزنش، تحقیر، تهدیدشدن یا خجالتکشیدن از بین میرود. افراد در فضای مجازی یا در جمعهای ناشناس، آن بخشی از شخصیتشان را که در خانواده پسزده شده است مانند اعتقادات، گرایشهای شخصی یا اشتباهاتشان، بدون ترس از تنبیه ابراز میکنند، بنابراین وقتی فردی در خانه گوششنوا نداشته باشد، از فضای مجازی یا غریبهها بهعنوان یک «مسکن موقت» استفاده میکند.
وی افزود: وقتی فرد در یک گروه تلگرامی یا اینستاگرامی یا در یک محیط خارجی احساس میکند دیگران بدون بازخواست او را درک میکنند، این موضوع باعث میشود محیط واقعی خانواده برای او سردتر و ناامنتر شود. کسی که در خانه اجازه پرسیدن سوالات مربوط به علایقش را ندارد، ساعتها میتواند در چتهای ناشناس بحث کند، چون این فضا برای او با استرس کمتر و احساس صمیمیت کاذب همراه است.
وی در خصوص مرز روانشناختی میان «تخلیه هیجانی موقت» با غریبه و «انکار و فرار از حل مساله» در خانواده، اظهار کرد: اینجا تمام بار هیجانی خود را بیرون از خانه خرج کردهایم و در خانه به موجودی تبدیل شدهایم که فقط از هرگونه گفتوگوی جدی فرار میکنیم. این یک مکانیسم دفاعی بهنام «انکار، اجتناب و فرار از مساله» است. اگر این فرار بحران را در خانه مدیریت نکنیم، مانند دانههای برف که در ابتدا لطیف هستند اما با انباشتهشدن به یک بهمن خطرناک تبدیل میشوند، آسیب خواهیم دید.
این روانشناس ادامه داد: اگر فردی پس از فشار کاری تنها یک درددل کوتاه با یک همکار یا دوست صمیمی داشته باشد مشکلی نیست، اما اگر این کار جایگزین ارتباط با همسر و خانواده شود، رابطه دچار آسیب جدی میشود. ما باید یاد بگیریم بخشی از فشار را در بیرون کاهش دهیم، اما بخش مهم آن را با نزدیکترین افراد یعنی همسر، پدر، مادر یا خواهر و برادر مطرح کنیم، این همان «تخلیه هیجانی سالم» است.
چگونه از ورشکستگی رابطه جلوگیری کنیم؟
این روانشناس در محور سوم به پیامدها و ترمیم فضای عاطفی پرداخت و گفت: وقتی آدمها تمام احساسات و حرفهایشان را در بیرون از خانه و با غریبهها خرج میکنند، دچار آسیبهای جدی میشوند. مفهومی به نام «حساب بانکی عاطفی» وجود دارد؛ هر گفتوگوی کوتاه، صمیمیت کوچک یا نگاه محبتآمیز مانند واریز پول در این حساب است و یک «سرمایهگذاری عاطفی» محسوب میشود.
کولانی افزود: ما با این ذخیره کوچک، در آینده برای ترمیم رابطه و حل اختلافات به آن نیاز داریم، اما وقتی افراد تمام انرژی و حرفهایشان را در بیرون خرج میکنند و به خانه میرسند و سکوت میکنند، در حال «ورشکستگی حساب بانکی عاطفی» خود هستند. این رفتار به همسر پیام میدهد که «تو لیاقت شنیدن احساسات من را نداری»، این روند باعث خشک شدن صمیمیت، عشق و احساس تعلق در میان زوجین و خانواده میشود و خانه را به یک «خوابگاه مشترک» تبدیل میکند. قانون طلایی این است که آدمها باید یاد بگیرند بدون ترس و نگرانی، در مورد احساسات و مشکلات روزمرهشان با همسر و خانوادهشان گفتوگو کنند.
وی درباره مرز میان حریم خصوصی و پنهانکاری در گفتوگوهای خانوادگی، گفت: بسیاری از افراد، خیانتها یا پنهانکاریهای بزرگ خود را پشت کلمه شیک حریم خصوصی پنهان میکنند و میگویند گوشی من حریم خصوصی من است. این افراد تفاوت میان حریم خصوصی و پنهانکاری را نمیدانند. حریم خصوصی یعنی داشتن فضایی برای تفکر، خلوتکردن و مدیریت روابط عادی که با شفافسازی همراه باشد تا به تعهدات و امنیت خانواده آسیب نزند، اما پنهانکاری یعنی مخفیکردن عمدی اطلاعات یا تصمیماتی که اگر طرف مقابل از آنها باخبر شود، احساس ناامنی، بیاعتمادی و خیانت کند. برای مثال داشتن رمز برای گوشی بخشی از حریم خصوصی است، اما اگر از این ابزار برای پنهانکردن روابطی استفاده شود که در صورت افشا شدن، پایه زندگی مشترک را ویران میکند، این دیگر حریم خصوصی نیست، بلکه یک پنهانکاری خطرناک است که امنیت و اعتماد را در رابطه از بین میبرد.
آتشبس موقت؛ نخستین گام برای بازسازی روابط رو به ویرانی
کولانی با تاکید بر اینکه خانوادههایی که سالها دچار سکوت مزمن شدهاند، بازسازی اعتماد را باید از چگونه آغاز کنند، گفت: خانوادههایی که سالها دچار سکوت مزمن و سردی رابطه شده و به همخانه تبدیل شدهاند، نمیتوانند این دیوار بیاعتمادی را یکشبه با یک هدیه یا کار کوچک حل کنند، حل این مساله نیاز به نگاهی علمی و تخصصی دارد. همانطور که در جنگهای طولانی بین کشورها نمیتوان یکشبه به صلح پایدار رسید و ابتدا یک آتشبس موقت برقرار میکنند تا شرایط مذاکره بررسی شود، در روابط عاطفی آسیبدیده نیز گام اول «آتشبس» است. در این مرحله باید شلیک کلامی مانند طعنهزدن، تکهانداختن، چشمغره رفتن، توهین، تحقیر و سرزنش کاملا متوقف شود.
این روانشناس در تشریح گامهای بعدی بازسازی رابطه، اظهار کرد: در گام دوم یعنی «پلسازی»، زوجین از کارهای ساده مانند تعارف یک لیوان چای یا کمک در کارهای خانه بدون هیچ منتی استفاده میکنند تا بازسازی پلهای تخریبشده رابطه آغاز شود. در گام سوم، «گفتوگوها» در چارچوبی خنثی و بدون تنش شروع میشود. در این مرحله نباید درباره آسیبهای قدیمی صحبت کرد زیرا خطر دعوا بالاست، بلکه باید درباره موضوعات بیخطر مانند خبرها، یک فیلم، مسابقه ورزشی یا آبوهوا صحبت شود.
وی ادامه داد: در گام چهارم یعنی «قدردانیهای کوچک»، رفتارهای مثبت طرف مقابل با یک تشکر ساده دیده میشود مثلا «ممنونم که برایم چای آوردی» تا تنشها به حداقل برسد. در گام آخر یعنی «ورود آرام به احساسات»، به دلیل حساسیت بالا و احتمال بازگشت به سردی، بهتر است از یک متخصص مانند زوجدرمانگر یا خانوادهدرمانگر کمک گرفته شود تا گرههای قدیمی آرامآرام باز شوند.
این روانشناس خاطرنشان کرد: مراقب ترکخوردن رابطهها باشیم؛ رابطهها معمولا یکشبه خراب نمیشوند، بلکه آرامآرام ترک میخورند. یک دلخوری نادیده گرفتهشده، یک عذرخواهی انجامنشده، یک بیتوجهی کوچک، یک توهین، یک پنهانکاری یا یک قهر ساده باعث ایجاد این ترکها میشود که اگر جدی گرفته نشوند، روزی حتما به شکستن رابطه میانجامند.