به گزارش افق امروز،
یزد، سرزمین قنات و قناعت، امروز درگیر زخمی عمیقتر از خشکسالی است؛ زخمی که از دل توسعه بیمهار، صنعت بیپاسخگو، برداشت بیرویه آب، آلودگی هوا، فرونشست زمین و سالها شعار بیعمل سر باز کرده است. مردمی که روزگاری با کمآبی کنار میآمدند، امروز باید هم هوای آلوده را نفس بکشند، هم نگران آب آینده باشند، هم هزینه درمان بیماریها را از جیب خود بپردازند و هم شاهد باشند که بسیاری از تصمیمگیران دیروز و امروز، بیآنکه پاسخ روشنی بدهند، فقط از «برنامه»، «پیگیری» و «توسعه پایدار» سخن میگویند. پرسش اصلی این است: چه کسی پاسخگوی این همه خسارت انباشته به جان، زمین و آینده مردم یزد است؟
محیط زیست یزد؛ پروندهای که دیگر با شعار بسته نمیشود
مقدمه
روز جهانی محیط زیست فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ آینهای است که باید بیپرده مقابل عملکرد مدیران، صنایع، نهادهای ناظر و جامعه قرار گیرد. در استان یزد، این آینه تصویری نگرانکننده نشان میدهد: آبخوانهای خسته، زمینهای در حال نشست، هوایی که در برخی روزها نفس را سنگین میکند، صنایع پرمصرف و آلاینده، و مردمی که حق طبیعی آنان برای زیستن در محیطی سالم، بارها زیر چرخ توسعه نامتوازن نادیده گرفته شده است.
یزد را نمیتوان با نسخههای تبلیغاتی نجات داد. این استان سالهاست میان دو واقعیت تلخ گرفتار است: از یک سو اقلیم خشک و شکننده، و از سوی دیگر تصمیمهایی که گاه چنان با ظرفیت سرزمین بیگانه بودهاند که خشکی طبیعی را به بحران مدیریتی تبدیل کردهاند. اگر روزی کمآبی، بخشی از سرنوشت جغرافیایی یزد بود، امروز فرونشست، آلودگی، فشار صنعتی و اضطراب زیستمحیطی، محصول انتخابها و ترکفعلها نیز هست.
گزارشهای منتشرشده درباره فرونشست زمین در یزد، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، نقش صنایع در آلودگی، و بیتوجهی بخشی از واحدهای صنعتی به الزامات محیط زیستی، یک پیام روشن دارند: بحران محیط زیست یزد دیگر قابل انکار نیست [۱][۲][۳][۴]. انکار، تأخیر، گزارشهای کلی، جلسات نمایشی و وعدههای تکراری، فقط زمان را از مردم و آینده را از فرزندان این سرزمین میگیرد.
۱. آب؛ زخمی که از سفرههای زیرزمینی آغاز شد
بحران آب در یزد، داستان امروز و دیروز نیست؛ اما شدت کنونی آن نتیجه سالها برداشت بیش از ظرفیت، توسعه نامتوازن و بیتوجهی به توان واقعی سرزمین است. در گزارشهای مربوط به فرونشست، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی یکی از ریشههای اصلی بحران معرفی شده است [۱][۵]. این یعنی یزد نهفقط با کمآبی طبیعی، بلکه با فشار انسانی و مدیریتی بر منابع آبی روبهروست.
در چنین شرایطی، هر چاه اضافه، هر مجوز پرمصرف، هر صنعت آببر و هر الگوی مصرف اصلاحنشده، عملاً ضربهای به آینده استان است. پرسش تلخ اینجاست: چند هشدار کارشناسی باید منتشر شود تا تصمیمگیران باور کنند که آب در یزد، کالای بیپایان نیست؟ چند ترک در زمین و چند گزارش درباره افت آبخوانها لازم است تا توسعه بر پایه ظرفیت واقعی منابع بازتعریف شود؟
مردم حق دارند بدانند چه کسانی در سالهای گذشته مجوزهای پرمصرف را صادر کردند، چه نهادهایی بر برداشتها نظارت نکردند و چه مدیرانی بهجای اصلاح ساختار، فقط از «مدیریت بحران» سخن گفتند. بحران آب، بحران بینامونشان نیست؛ ردپای تصمیمها، امضاها و ترکفعلها در آن پیداست.
۲. فرونشست زمین؛ جنایت خاموش علیه آینده یزد
فرونشست زمین، فریاد نمیزند؛ اما وقتی آغاز شود، خسارت آن از بسیاری بحرانهای ناگهانی خطرناکتر است. منابع رسانهای، یزد را از استانهای درگیر این پدیده معرفی کردهاند و آن را با برداشت بیرویه آب زیرزمینی مرتبط دانستهاند [۱][۴][۵]. فرونشست یعنی زمین دیگر تاب تحمل ندارد؛ یعنی آبخوانی که سالها تخلیه شده، اکنون با زبان ترک، نشست و ناپایداری پاسخ میدهد.
این بحران فقط تهدیدی برای زمینهای کشاورزی نیست. زیرساختهای شهری، جادهها، خطوط انتقال، بناهای تاریخی، روستاها و حتی امنیت سکونت مردم میتوانند از پیامدهای آن آسیب ببینند. یزد استانی معمولی نیست؛ بخشی از هویت تاریخی ایران در بافتها، قناتها و میراث آن نهفته است. فرونشست در چنین سرزمینی، تنها تخریب زمین نیست؛ تهدید حافظه تاریخی یک ملت است.
اینجا دیگر نمیتوان با ادبیات مبهم سخن گفت. اگر فرونشست به مرحله برگشتناپذیر برسد، هیچ مدیر بازنشستهای، هیچ گزارش اداری و هیچ وعدهای نمیتواند آن را جبران کند. مسئولانی که سالها نسبت به برداشتهای بیرویه، توسعههای ناسازگار و هشدارهای کارشناسی بیاعتنا بودهاند، باید بدانند تاریخ محیط زیست، دیر یا زود نام کوتاهیها را ثبت خواهد کرد.
۳. آلودگی هوا؛ نفس مردم قربانی تولید بیپاسخگو
آلودگی هوای یزد فقط گردوغبار و باد نیست. گزارشهایی منتشر شده که نقش صنایع، معادن، نیروگاهها و حملونقل را در آلودگی هوای استان برجسته میکند [۲][۴]. وقتی شهروند یزدی هوای آلوده تنفس میکند، با یک پدیده طبیعی صرف روبهرو نیست؛ با نتیجه زنجیرهای از تصمیمهای صنعتی، نظارتی و مدیریتی مواجه است.
باید صریح گفت: صنعتی که سود میبرد اما هزینه آلودگی خود را به ریه مردم منتقل میکند، توسعهآفرین نیست؛ بدهکار جامعه است. اگر واحدی تولید میکند اما فیلتر مناسب ندارد، اگر آلایندگی آن شفاف اعلام نمیشود، اگر نظارتها مقطعی و غیرموثر است، نتیجه نهایی فقط یک چیز است: مردم بیمارتر، طبیعت فرسودهتر و هزینه درمان سنگینتر.
در این میان، خانوادههایی که با بیماریهای تنفسی، قلبی، حساسیتها و مشکلات ناشی از آلودگی درگیر میشوند، کمترین سهم را در تصمیمگیریها داشتهاند اما بیشترین هزینه را میپردازند. این بیعدالتی آشکار است؛ سود برای برخی، دود برای مردم.
۴. صنایع آلاینده؛ وقتی سود خصوصی از جیب سلامت عمومی پرداخت میشود
بر اساس گزارش منتشرشده درباره بیتوجهی بخشی از صنایع استان یزد به مسائل محیط زیستی، همچنان بخشی از واحدهای صنعتی نیازمند کنترل، اصلاح و پاسخگویی جدیتر هستند [۲]. این گزارشها باید زنگ خطر باشند، نه فقط خبری برای چند ساعت گردش در رسانهها. اگر حتی بخشی از صنایع الزامات محیط زیستی را رعایت نکنند، حق مردم برای زیستن در محیط سالم نقض شده است.
سؤال مردم روشن است: نام صنایع آلاینده چیست؟ میزان آلایندگی آنها چقدر است؟ چند بار اخطار گرفتهاند؟ چه برخوردی با متخلفان شده است؟ چرا دادههای محیط زیستی باید در هالهای از ابهام باقی بماند؟ شفافیت، لطف مسئولان نیست؛ حق مردم است. مردم باید بدانند چه کسانی هوا، خاک و آب آنان را آلوده میکنند.
توسعه صنعتی زمانی قابل دفاع است که با عدالت، شفافیت و مسئولیت همراه باشد. در غیر این صورت، صنعت به ابزاری برای انتقال هزینه از صاحبان سود به شهروندان عادی تبدیل میشود. این مدل توسعه، نه پایدار است، نه اخلاقی، نه قابل دفاع.
۵. جانمایی غلط صنایع؛ خطایی که نسلها تاوانش را میدهند
در تحلیلهای منتشرشده، بیتوجهی به جانمایی صنایع بهعنوان یکی از عوامل تخریب محیط زیست و تشدید فرونشست مطرح شده است [۳]. این موضوع بسیار مهم است؛ زیرا خطای جانمایی، خطایی نیست که بهسادگی جبران شود. وقتی صنعتی در محل نامناسب مستقر شد، سالها آب، خاک، هوا و مردم منطقه تحت تأثیر آن خواهند بود.
جانمایی نادرست یعنی پروژهای که شاید در ظاهر اشتغال و تولید ایجاد کند، اما در باطن بحران میسازد. یعنی صنعتی که باید بر اساس ظرفیت آب، باد، خاک، فاصله از سکونتگاهها و توان اکولوژیک مکانیابی شود، صرفاً با نگاه اقتصادی یا اداری مستقر شده است. چنین تصمیمهایی، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است موفقیت تلقی شوند، در بلندمدت صورتحساب سنگینی برای جامعه تولید میکنند.
اگر امروز درباره جانمایی صنایع بازنگری نشود، فردا باید هزینه انتقال، اصلاح، درمان و جبران خسارت را چند برابر پرداخت کرد. یزد دیگر ظرفیت آزمون و خطای مدیریتی ندارد. این استان باید از محل صدور مجوزهای آسان، به میدان تصمیمهای سخت اما درست تبدیل شود.
۶. سلامت مردم؛ هزینهای که در هیچ ترازنامهای نمیآید
بزرگترین قربانی بحران محیط زیست، مردماند؛ نه در آمارهای خشک، بلکه در زندگی واقعی. مادری که کودک مبتلا به تنگی نفس دارد، کارگری که هر روز در معرض آلودگی است، سالمندی که در روزهای آلوده خانهنشین میشود، و خانوادهای که هزینه دارو و درمان را از سفره خود کم میکند، چهره واقعی بحران هستند.
در بسیاری از طرحهای صنعتی و عمرانی، درباره اشتغال و تولید سخن گفته میشود، اما کمتر کسی حساب میکند که آلودگی چه میزان هزینه درمانی، روانی و اجتماعی به مردم تحمیل میکند. اگر هزینه بیماری، کاهش کیفیت زندگی، فرسایش جسم و اضطراب آینده محاسبه شود، بسیاری از پروژههای بهظاهر اقتصادی، دیگر آنقدر سودآور به نظر نخواهند رسید.
این همان نقطهای است که مطالبهگری مردمی باید جدی شود. مردم حق دارند بپرسند: چرا باید هزینه بیماری ناشی از آلودگی را آنان بپردازند، اما سود حاصل از فعالیتهای آلاینده نصیب گروهی محدود شود؟ این پرسش، سیاسی نیست؛ انسانی، اخلاقی و حقوقی است.
۷. حکمرانی محیط زیست؛ مشکل کمبود شعار نیست، فقدان پاسخگویی است
در یزد، مانند بسیاری از نقاط کشور، مشکل محیط زیست تنها کمبود قانون یا برنامه نیست؛ مشکل اصلی فاصله میان حرف و عمل است. سالهاست واژههایی مانند توسعه پایدار، مدیریت بحران، صیانت از منابع و کنترل آلایندگی تکرار میشود، اما اگر نتیجه ملموس آن کاهش بحران نباشد، مردم حق دارند این ادبیات را ناکافی و حتی فرساینده بدانند.
پاسخگویی یعنی نهاد ناظر فقط گزارش ندهد، بلکه نتیجه اقداماتش را شفاف اعلام کند. یعنی مردم بدانند کدام صنایع پایش شدهاند، کدامها اخطار گرفتهاند، کدامها اصلاح شدهاند و کدامها همچنان آلایندهاند. پاسخگویی یعنی اگر تصمیمی غلط بوده، مسئول آن معرفی شود؛ نه اینکه همه چیز پشت عنوانهای کلی پنهان بماند.
محیط زیست عرصهای نیست که بتوان در آن با وعده زمان خرید. آبخوان منتظر جلسه نمیماند. زمینِ در حال نشست با بخشنامه متوقف نمیشود. ریه مردم با شعار پاک نمیشود. آنچه لازم است اقدام، شفافیت و برخورد واقعی با متخلفان است.
۸. راهکارهای فوری؛ نسخه نجات یزد از بحران زیستمحیطی
نخستین راهکار، توقف نگاه نمایشی به محیط زیست است. باید پایش لحظهای و عمومی کیفیت هوا، وضعیت منابع آب، پهنههای فرونشست و آلایندگی صنایع در دسترس مردم قرار گیرد. اطلاعات محیط زیستی نباید محرمانه یا مبهم باشد. مردم، صاحبان اصلی این سرزمیناند و حق دارند بدانند در اطرافشان چه میگذرد.
دومین راهکار، بازنگری سختگیرانه در مجوز صنایع آببر و آلاینده است. هیچ پروژهای نباید بدون سنجش دقیق ظرفیت آب، خاک و هوا اجرا شود. صنایع موجود نیز باید ملزم به اصلاح فناوری، کاهش مصرف آب، کنترل آلایندهها و پرداخت واقعی هزینههای زیستمحیطی شوند. متخلفان نیز باید نه با توصیه، بلکه با ضمانت اجرایی و جریمه مؤثر روبهرو شوند.
سومین راهکار، احیای مدیریت علمی آب است. کاهش برداشت از آبخوانها، انسداد چاههای غیرمجاز، اصلاح الگوی کشاورزی، بازچرخانی آب در صنایع، استفاده از پساب تصفیهشده و جلوگیری از توسعههای ناسازگار با اقلیم، باید از شعار به برنامه اجرایی زماندار تبدیل شود. یزد برای زنده ماندن، به تصمیمهای شجاعانه نیاز دارد.
جمعبندی نهایی
محیط زیست یزد امروز زخمی از خشکسالی تنها نیست؛ زخمی از تصمیمهای غلط، نظارتهای ناکافی، صنایع بیپاسخگو، مصرف بیمهار و شعارهای تکراری است. آلودگی هوا، فرونشست زمین، فشار بر آبخوانها و تهدید سلامت مردم، نشانههای روشن بحرانی هستند که اگر جدی گرفته نشود، آینده زیستپذیر استان را به خطر میاندازد.
مسئولان اسبق و فعلی، مدیران صنعتی، نهادهای ناظر و تصمیمگیران توسعهای باید بدانند که محیط زیست ملک شخصی هیچ دستگاه و هیچ گروهی نیست. آب، هوا و خاک، حق عمومی مردم است. هرکس در تخریب آن نقش داشته، باید پاسخگو باشد؛ و هرکس امروز مسئولیت دارد، باید از مرز شعار عبور کند.
یزد دیگر فرصت تعارف ندارد. روز جهانی محیط زیست باید به روز مطالبه عمومی تبدیل شود؛ مطالبه برای هوای پاک، آب پایدار، خاک سالم، توقف فرونشست، شفافیت آلایندگی صنایع و پایان دادن به توسعهای که سود آن برای عدهای و هزینهاش برای مردم است.
ارجاعهای درونمتنی
[۱] ایرنا، گزارشها و دادههای منتشرشده درباره فرونشست زمین و ارتباط آن با برداشت بیرویه آب در یزد.
[۲] ایمنا، گزارش «بیتوجهی ۲۰ درصد صنایع استان یزد به محیط زیست».
[۳] ایمنا، گزارش «بیتوجهی به جانمایی صنایع، عامل اصلی تخریب محیط زیست و فرونشست».
[۴] مهر، گزارش «۱۸ مخاطره طبیعی در کمین استان یزد».
[۵] ایمنا، گزارش تحلیلی درباره علت ایجاد فرونشست زمین، پیامدها و راهکارهای کاهش خطر آن.
فهرست منابع
۱. ایرنا، گزارشهای مرتبط با فرونشست زمین در یزد و نقش برداشت بیرویه آب.
نشانی:
https://www.irna.ir/archive?pi=1&kw=فرونشست زمین&ms=0&dy=19&mn=8&yr=1404
۲. ایمنا، «بیتوجهی ۲۰ درصد صنایع استان یزد به محیط زیست».
نشانی:
https://www.imna.ir/news/830419
۳. ایمنا، «بیتوجهی به جانمایی صنایع، عامل اصلی تخریب محیط زیست و فرونشست».
نشانی:
https://www.imna.ir/news/935031
۴. مهر، «۱۸ مخاطره طبیعی در کمین استان یزد».
نشانی:
https://www.mehrnews.com/news/5926920
۵. ایمنا، «علت ایجاد فرونشست زمین و پیامدها و راهکارهای کاهش خطر آن».
نشانی:
https://www.imna.ir/news/903559