به گزارش افق امروز هفته گردشگری در استانی که تار و پودش از خاک، قناعت، نبوغ معماری و همزیستی مسالمتآمیز ادیان تنیده شده، فراتر از یک آیین تقویمی و نشستهای تشریفاتی است؛ این ایام، مجالی است برای یک بازخوانی انتقادی، عمیق و راهبردی. کهندیار یزد بهعنوان نخستین شهر تاریخی خشتخام ایران که مُهر ثبت جهانی یونسکو را بر پیشانی دارد، امروز بر سر یک دوراهی سرنوشتساز ایستاده است: «تبدیل گردشگری به پیشران واقعی و پایدار اقتصاد بدون دود» یا «درجا زدن در آمارهای فصلی، انفعال در بازاریابی بینالمللی و فرسایش بافت تاریخی». آیا پایتخت بادگیرها توانسته از پوسته سنتی پذیرایی عبور کرده و به سمت زنجیره ارزش مدرن، گردشگری پایدار و پیوند میان میراث ملموس و ناملموس گام بردارد؟
۱. میراث جهانی یونسکو؛ گنجینهای فراتر از شعار و قابهای عکس
ثبت بافت تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی یونسکو در تیرماه ۱۳۹۶، نقطهعطفی بیمانند در تاریخ معاصر این دیار کویری بود. این رخداد، مسئولیت حفاظت، مدیریت شهری و نگاه به مقوله توریسم را از یک رویکرد محلی و مقطعی به استانداردی بینالمللی ارتقا داد.
یزد تنها یک «مجموعه خشتی» نیست؛ بلکه نمود عینی تابآوری اقلیمی بشر، نبوغ در مهندسی انتقال و مدیریت آب (قنات)، شاهکارهای همسازی با کویر (بادگیرها، ساباطها و گنبدها) و تجلی مدارای فرهنگی و دینی در کنار بقاع متبرکه، آتشکدهها و کنیسههاست. با این همه، پرسش اساسی این است: چقدر توانستهایم این ثروت نمادین و معنوی را به «ارزش اقتصادی پایدار»، «برندینگ شهری جهانی» و «توسعه فراگیر اجتماعی» تبدیل کنیم؟
۲. واکاوی نبض کنونی گردشگری استان؛ موفقیتها در کنار گرههای کور
بررسی میدانی نشان میدهد که صنعت گردشگری یزد در دهههای اخیر جهشهایی داشته است:
- رویش بوتیکهتلها و اقامتگاههای بومگردی: مرمت و احیای خانههای تاریخی و تبدیل آنها به مراکز اقامتی و پذیرایی، نهتنها از تخریب بافت جلوگیری کرده، بلکه هویت مهماننوازی اصیل یزدی را زنده نگه داشته است.
- تنوعبخشی به گونههای توریسم: شکلگیری رگههایی از کویرنوردی و سافاری در کمپهای کویری، گردشگری مذهبی و آیینی در ایام محرم (بهویژه با شهرت عزاداریهای منظم و حسینیه ایران)، گردشگری سلامت و دستیافتن به جایگاه قطب درمانی مرکز و جنوب کشور، و همچنین پیوند گردشگری با کارگاههای سنتی داراییبافی، ترمه، زردوزی و سفال میبد.
اما زیر پوست این جلوههای دلانگیز، چالشهای زیرساختی و مدیریتی قابلتوجهی خودنمایی میکند:
۱. فصلی بودن شدید تقاضا (Seasonality): گردشگری یزد در پاییز و اواخر زمستان اوج میگیرد و با فرارسیدن گرمای تابستان دچار رکود فلجکننده میشود؛ خلأیی که نبود رویدادسازیهای هوشمندانه تابستانه (مانند جشنوارههای گردشگری شبانه، اکوتوریسم مناطق ییلاقی تفت و مهریز و توریسم سلامت) بر آن دامن زده است.
۲. ناپایداری و کمبود در حملونقل هوایی و ریلی: دسترسی آسان، رکن نخست سفر است. کمبود پروازهای منظم داخلی و بهویژه عدم اتصال پروازی مستقیم به مقاصد کلیدی منطقهای و بینالمللی، به پاشنهآشیل جذب گردشگر متمول و خارجی تبدیل شده است.
۳. توزیع نامتوازن گردشگر در جغرافیای استان: تمرکز گردشگر بر هسته مرکزی شهر یزد، در حالی است که ثروتهای تاریخی، طبیعی و مردمشناسی در شهرستانهایی چون میبد، اردکان، ابرکوه، بافق، خاتم و مهریز اغلب در حاشیه قرار دارند.
۳. تهدید زیستپذیری بافت و ضرورت حفاظت هوشمندانه
یکی از آسیبهای جدی سالهای اخیر، خطر «خالی شدن بافت تاریخی از ساکنان اصیل» و تنزل آن به یک جزیره صرفاً توریستی یا جایگزینی با سکونتگاههای مهاجران غیربومی است. گردشگری پایدار بدون جریان زندگی روزمره و بدون تعلقخاطر مردم بومی، به یک ماکت بیروح بدل خواهد شد.
مسئله فرونشست زمین، خطرات حوادث غیرمترقبه نظیر سیلابها (که زنگ خطر آن در بارندگیهای سالهای گذشته به صدا درآمد)، فرسایش خشتها و نبود مدیریت یکپارچه خدمات شهری در معابر باریک، مستلزم تزریق اعتبارات ملی و رویکرد مرمتی دانشبنیان است؛ نه اقدامات جزیرهای و رفع تکلیفی.
۴. موقوفات و نقش میراث وقفی در شکوفایی گردشگری فرهنگی و مذهبی
استان یزد یکی از کهنترین و غنیترین خاستگاههای وقف در ایران است. آبانبارها، مساجد، حسینیهها، کاروانسراها و حمامهای تاریخی بیشماری در این استان به برکت نیت واقفان خیراندیش برپا ماندهاند. بازتعریف کارکرد برخی از موقوفات بلااستفاده از طریق الگوهای حقوقی و شرعیِ احیا و بهرهوری، میتواند به خلق زیرساختهای مکمل گردشگری، فرهنگسراها، موزههای زنده وقفی و حفظ کالبد تاریخی کمک شایانی کند؛ رویکردی که پیوند میان فرهنگ نذر، اصالت دینی و رونق توریستی را تحکیم میبخشد.
۵. چه باید کرد؟ مانیفست اجرایی برای تحول گردشگری یزد
برای خروج از روزمرگی و دستیابی به درآمدهای پایدار ارزی و ریالی، چند اقدام فنی و راهبردی ضرورتی اجتنابناپذیر دارد:
- تشکیل ستاد راهبری مثلث طلایی (یزد – اصفهان – شیراز): احیای برند مشترک این سه مقصد تاریخی در بازارهای جهانی از طریق بستههای تور ترکیبی، تبلیغات مشترک و تبادل مسافر.
- برندینگ دیجیتال و تولید محتوای چندزبانه: حضور در شبکههای اجتماعی بینالمللی، استفاده از فناوریهای واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) برای معرفی نامرئیهای معماری کویر و روایتگری (Storytelling) خلاقانه از فرهنگ و قناعت مردم یزد.
- تقویت گردشگری سلامت و رویدادمحور: ساماندهی بیمارستانها و مراکز درمانی تخصصی در قالب دهکدههای سلامت و طراحی تقویم ثابت رویدادها (مانند جشنوارههای برداشت انار، پسته، آیینهای کویری و شبهای نجوم).
- حمایت تسهیلاتی و مالیاتی هدفمند از کارآفرینان بخش خصوصی: بهویژه در بخش صنایعدستی، اقامتگاهها و راهنمایان تورهای حرفهای که خاکخوردههای واقعی این عرصه هستند.
فرجام سخن:
هفته گردشگری باید فراتر از بریدن روبانها، به نقطه بازنگری در مدل حکمرانی میراثفرهنگی و گردشگری استان یزد بدل شود. یزد نباید صرفاً یک «گذرگاه بازدید چندساعته» باشد؛ بلکه باید بهعنوان «پایتخت تجربه زیسته کویر، پایداری و آرامش معنوی» در جغرافیای جهانی بازتعریف شود. اگر اقتصاد پایدار و اشتغالزای گردشگری جدی گرفته شود، نه آب مصرف میکند و نه هوا را میآلاید، بلکه برای جوانان تحصیلکرده این خطه عزت، ثروت و نشاط به ارمغان خواهد آورد. بادگیرهای یزد هنوز ایستادهاند تا به جهانیان درس هوشمندی بیاموزند؛ مشروط بر آنکه متولیان امر، باد نوآوری، تدبیر و توسعه را در شریانهای این صنعت به جریان اندازند.