کالایی که خریدش به تعویق می‌افتد!

سحر ترهنده با اشاره به کاهش ۷۷ درصدی عناوین بررسی‌شده در گروه کتاب‌های تصویری شورای کتاب کودک، شرایط بی‌ثبات اقتصادی و محدودیت ارتباطات بین‌المللی را مهم‌ترین چالش‌های امروز تصویرگری کتاب کودک توصیف می‌کند. او همچنین می‌گوید در این شرایط اقتصادی، کتاب کودک برای بخشی از خانواده‌ها به کالایی تبدیل می‌شود که خریدش را می‌توان به تعویق انداخت.

به گزارش افق امروز

به نقل از سحر ترهنده – مترجم و فعال حوزه کتاب کودک – در گفت‌وگو با ایسنا، درباره‌ی مهم‌ترین چالش‌های امروز حوزه‌ی تصویرگری و ادبیات کودک گفت: «من تصویرگر نیستم، اما نزدیک به ۳۰ سال است که در شورای کتاب کودک در زمینه‌ی ادبیات کودک و کتاب تصویری فعالیت می‌کنم؛ کتاب‌ها را بررسی و نقد می‌کنم و در این زمینه کارگاه برگزار می‌کنم. همچنین به‌عنوان مدیر کتاب‌های طوطی، از نزدیک با فرایند تولید و انتشار کتاب سروکار دارم و با دشواری‌هایی که پدیدآورندگان و ناشران با آن روبه‌رو هستند، آشنا هستم.به نظرم مهم‌ترین چالش امروز، شرایط بی‌ثباتی است که کار حرفه‌ای را در همه‌ی بخش‌های نشر دشوار کرده است. جنگ‌ها، تحریم‌ها، بحران‌های اجتماعی و اقتصادی، از زندگی روزمره تا امکان برنامه‌ریزی برای تولید کتاب را تحت تأثیر قرار داده‌اند. در چنین شرایطی، حفظ یک جریان خلاق و ادامه‌ی فعالیت حرفه‌ای، حتی برای کسانی که سال‌ها در این حوزه تجربه و سابقه دارند، آسان نیست.»

او در ادامه افزود: «مسئله فقط شرایط داخل کشور نیست. ارتباط با فضای بین‌المللی ادبیات کودک هم به‌شدت محدود شده است. تا چند سال پیش، شرکت در نمایشگاه‌ها و کنفرانس‌های تخصصی و دیدار با همکاران بین‌المللی بخشی از فعالیت معمول این حوزه بود. امروز هزینه‌ی سفر، نگرانی از جنگ، محدودیت پروازها و دشواری گرفتن ویزا این امکان را بسیار محدود کرده است؛ تا جایی که در آخرین کنگره‌ی بین‌المللی دفتر کتاب برای نسل جوان (IBBY) هیچ‌ سخنرانی از ایران نتوانست شرکت کند. ارسال آثار تصویرگری و کتاب به خارج برای مسابقات و نمایشگاه‌ها و دریافت درآمد حاصل از همکاری‌های بین‌المللی هم با مشکلات جدی روبه‌روست. برای من، نگران‌کننده‌ترین بخش این وضعیت آن است که دشواری‌های اقتصادی و محدودیت ارتباط با جهان، به‌تدریج فرصت تجربه کردن، دیده شدن و انگیزه‌ی ادامه دادن را هم از پدیدآورندگان می‌گیرد.»

گرانی کاغذ و تأثیر آن بر تولید و کیفیت کتاب‌های تصویری

ترهنده درباره‌ی تأثیر افزایش قیمت کاغذ بر تصویرگری و تولید کتاب‌های تصویری گفت: «گرانی کاغذ فقط هزینه‌ی تمام‌شده‌ی کتاب را بالا نمی‌برد؛ بر نوع کتابی که می‌توان تولید کرد هم تأثیر می‌گذارد. کتاب تصویری از آن قالب‌هایی است که کیفیت کاغذ، چاپ، رنگ و صحافی در تجربه‌ی نهایی خواندن آن نقش مهمی دارند. وقتی هزینه‌ی این امکانات بالا می‌رود، تولید کتاب‌هایی که از نظر بصری و مادی تجربه‌های متفاوتی دارند، دشوارتر می‌شود. برای مثال، تجربه با انواع کاغذ و مقوا، استفاده از رنگ‌ها و پوشش‌های خاص مثل یووی و انتخاب صحافی‌های متنوع، می‌تواند به شکل‌گیری کتاب‌هایی خلاقانه و متفاوت منجر شود. اما این تجربه‌ها معمولاً هزینه و ریسک بیشتری دارند و در شرایط فعلی، ناشر ناچار است محتاطانه‌تر تصمیم بگیرد. از طرف دیگر، دسترسی به بعضی مواد و امکانات تولید هم دشوارتر شده و کیفیت بسیاری از مواد وارداتی، در مقایسه با گذشته، افت کرده است.»

این فعال حوزه کتاب کودک اظهار کرد: «این روزها کاهش تعداد عناوین کتاب تصویری نیز محسوس است. برای نمونه، در گروه کتاب‌های تصویری شورای کتاب کودک، دو سال قبل ۴۳۰ عنوان بررسی شد، در حالی که این تعداد در سال گذشته به ۹۸ عنوان رسید؛ یعنی حدود ۷۷ درصد کاهش. این آمار به‌تنهایی نماینده‌ی کل تولید کتاب تصویری کشور نیست، اما در محدوده‌ی بررسی‌های شورا از افت چشمگیر تعداد عناوین حکایت دارد. کاهش تولید کتاب‌های تألیفی هم به‌وضوح دیده می‌شود.
نگرانی من این است که با محدود شدن امکانات، فقط تعداد کتاب‌ها کم نشود، بلکه تنوع تجربه‌های بصری و مادی هم کاهش پیدا کند. در کتاب تصویری، کاغذ، رنگ، کیفیت چاپ و نوع صحافی صرفاً امکانات فنی نیستند؛ بخشی از تجربه‌ی خواندن و بیان هنری اثرند. وقتی این امکانات محدود می‌شوند، بخشی از ظرفیت کتاب تصویری هم از دست می‌رود.»

آیا تصویرگری می‌تواند شغل اصلی افراد باشد؟

ترهنده درباره‌ی امکان تأمین معیشت از راه تصویرگری در شرایط اقتصادی امروز گفت: «فکر می‌کنم پاسخ به این سؤال را باید در وضعیت کلی اقتصاد نشر جست‌وجو کرد. وقتی قدرت خرید خانواده‌ها کاهش پیدا می‌کند، کتاب کودک برای بخشی از خانواده‌ها به کالایی تبدیل می‌شود که خریدش را می‌توان به تعویق انداخت. در نتیجه، فروش ناشر کاهش پیدا می‌کند و امکان سفارش کار تازه و پرداخت حق‌الزحمه‌ی مناسب به پدیدآورندگان هم محدودتر می‌شود. شمارگان کتاب‌ها هم تصویری از این وضعیت به دست می‌دهد. شمارگانی که در سال‌های دور ۳۰۰۰ یا ۵۰۰۰ نسخه بودند، در بسیاری از موارد به ۲۰۰۰ و ۱۰۰۰ نسخه کاهش پیدا کردند و در سال‌های اخیر، در کارهای برخی ناشران خصوصی، شمارگان ۵۰۰ و حتی ۱۰۰ نسخه هم دیده می‌شود. این اعداد را نباید آمار رسمی کل صنعت نشر دانست، اما از تجربه‌ی نگران‌کننده‌ی بخشی از نشر خصوصی حکایت می‌کنند. در چنین شرایطی، حتی پدیدآورنده‌ای که توانایی و تجربه‌ی کافی دارد، ممکن است نتواند فقط از راه کار خلاقانه‌ی خود زندگی کند. بعضی‌ها ناچارند در کنار فعالیت هنری به شغل دیگری روی بیاورند و بعضی هم ممکن است به‌تدریج از این حرفه فاصله بگیرند.
خلاقیت و علاقه برای ادامه‌ی کار ضروری‌اند، اما کافی نیستند. پدیدآورنده باید امکان زندگی کردن از راه کارش را هم داشته باشد. اگر این امکان از بین برود، در بلندمدت فقط معیشت افراد آسیب نمی‌بیند؛ بدنه‌ی خلاق و حرفه‌ای ادبیات کودک هم ضعیف‌تر می‌شود.»

تصویرگری در عصر هوش مصنوعی؛ زیر سایه مشکلات اقتصادی

تجربه‌ی دستی تصویرگری در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی

سحر ترهنده همچنین درباره‌ی اهمیت تجربه‌ی دستی تصویرگری در کنار گسترش ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی گفت: «به نظرم در این سؤال باید هم به تصویرگر توجه کنیم و هم به نویسنده، چون کتاب تصویری حاصل ارتباط این دو با یکدیگر است در کنار زنجیره‌ای از متخصصان حوزۀ ویرایش و طراحی گرافیک و چاپ و… تجربه‌ی دستی و مادی، کار با رنگ و کاغذ و بافت، صرفاً راهی برای رسیدن به یک تصویر نهایی نیست؛ گاهی خودِ فرایند کار به کشف و تجربه‌ای منجر می‌شود که از ابتدا قابل پیش‌بینی نبوده است. با این حال، فکر نمی‌کنم مسئله را بتوان به تقابل میان کار دستی و دیجیتال تقلیل داد. ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی بسیاری از مراحل اجرایی را سریع‌تر و آسان‌تر کرده‌اند و این قابلیت‌ها هم اهمیت خودشان را دارند. اما وقتی اجرای بخشی از کار آسان‌تر می‌شود، آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند، ایده، اصالت نگاه و تفکر فردی پدیدآورنده است؛ اینکه چه چیزی برای گفتن دارد و چگونه می‌تواند جهان را به شیوه‌ی خودش ببیند و روایت کند. تولید سریع یک متن یا تصویر، لزوماً به معنای خلق اثری اصیل نیست. در کتاب تصویری، مهم است که متن و تصویر چه نسبتی با هم پیدا می‌کنند و از کنار هم قرار گرفتنشان برای مخاطب کودک چه تجربه و معنای تازه‌ای شکل می‌گیرد. به نظرم ارزش تجربه‌ی تصویرگری دستی را باید در همین امکان کشف و بیان شخصی دید، نه صرفاً در دستی بودن آن. ابزار می‌تواند تغییر کند، اما اینکه چه چیزی را می‌خواهیم بیان کنیم و از چه زاویه‌ای به جهان نگاه می‌کنیم، همچنان اهمیت اساسی دارد.»

این مترجم در پاسخ به این پرسش که ابزارهای جدید فقط سرعت و کیفیت اجرا را تغییر می‌دهند یا بر شیوه‌ی فکر کردن پدیدآورنده هم اثر می‌گذارند و با حضور هوش مصنوعی چه مهارت‌هایی همچنان ارزشمند می‌مانند، گفت: «فکر می‌کنم ابزارهای جدید فقط شیوه‌ی اجرا را تغییر نمی‌دهند؛ ممکن است بر شیوه‌ی خلق، نگاه و حتی جهان‌بینی پدیدآورندگان هم اثر بگذارند. ما کم‌کم ناچاریم درباره‌ی فرایند خلق، مخاطب و خودِ کتاب جور دیگری فکر کنیم. البته هنوز زود است که بتوانیم با اطمینان بگوییم این تحولات دقیقاً به چه سمتی می‌روند.به نظرم از بعضی جهات، در میانه‌ی انقلابی فناورانه هستیم که می‌توان آن را با انقلاب صنعتی مقایسه کرد؛ با این تفاوت که سرعت تحولات امروز بسیار بیشتر است. این فناوری‌ها فقط ابزارهای تازه‌ای در اختیار ما نمی‌گذارند، بلکه ممکن است عادت‌های فکری و شیوه‌ی کار ما را هم تغییر دهند.در چنین شرایطی، شناخت مخاطب، قدرت تخیل، تفکر انتقادی، سواد بصری و زبانی و توانایی تشخیص کیفیت و اصالت اثر اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. آشنایی با ابزارهای تازه لازم است، اما به‌تنهایی کافی نیست. باید بتوانیم درباره‌ی نتیجه‌ی کار آن‌ها قضاوت کنیم، انتخاب کنیم و بدانیم چه چیزی ارزش روایت شدن دارد. ما به‌عنوان فعالان و خالقان ادبیات و کتاب کودک، باید مدام خودمان را بازتعریف کنیم و راهی برای همزیستی با این فناوری‌ها پیدا کنیم؛ راهی که در آن، هنر و ادبیات انسانی همچنان بتواند اصیل، خلاق و معنادار باقی بماند.»

کاهش تولید کتاب‌های تألیفی و گرایش ناشران به آثار ترجمه‌شده

او در پاسخ به پرسشی درباره‌ی وضعیت تصویرگری با توجه به استفاده‌ی ناشران از تصویرگری کتاب‌های خارجی برای کاهش هزینه‌ها، گفت: «به نظرم صورت این سؤال چندان دقیق نیست. استفاده از تصویرگر خارجی در تولیدات داخلی تا امروز مواردی انگشت‌شمار داشته است. مسئله‌ی اصلی، گرایش بیشتر ناشران به انتشار کتاب‌های ترجمه‌شده و کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری بر کتاب‌های تألیفی است. تولید یک کتاب تألیفی معمولاً فرایندی پرهزینه‌تر و زمان‌برتر است. شکل‌گیری اثر، همکاری نویسنده و تصویرگر و مراحل مختلف تولید، به سرمایه‌گذاری و پذیرش ریسک نیاز دارد. در مقابل، کتابی که پیش‌تر در بازارهای بین‌المللی منتشر شده و موفقیت خود را نشان داده است، برای ناشر انتخاب کم‌ریسک‌تری به نظر می‌رسد؛ به‌خصوص در شرایطی که فروش کتاب دشوار شده است. از طرف دیگر، ایران عضو نظام بین‌المللی کپی‌رایت نیست و ناشران ایرانی در عمل می‌توانند بسیاری از آثار خارجی را بدون خرید حق ترجمه و انتشار، ترجمه و چاپ کنند. این موضوع هزینه‌ی انتشار چنین کتاب‌هایی را کاهش می‌دهد و در کنار عوامل دیگر، گرایش به ترجمه را تقویت می‌کند. البته ترجمه به‌خودی‌خود مسئله نیست؛ کتاب‌های ترجمه‌شده بخش مهمی از ادبیات کودک‌اند و می‌توانند تجربه‌ها و نگاه‌های تازه‌ای را در اختیار خوانندگان بگذارند. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که انتشار ترجمه به انتخاب غالب تبدیل شود و تولید کتاب تألیفی، به دلیل هزینه و ریسک بیشتر، به حاشیه برود.
پیامد این وضعیت برای تصویرگری هم روشن است: وقتی ناشر کمتر به سراغ تولید کتاب تازه می‌رود، فرصت‌های همکاری میان نویسنده و تصویرگر و امکان شکل‌گیری تجربه‌های تازه در کتاب تصویری محدود می‌شود. بنابراین، مسئله فقط وضعیت شغلی تصویرگران نیست؛ آینده‌ی تولید و تنوع ادبیات کودک ایران هم به آن وابسته است.»

ضرورت بازنگری در شناخت کودک و مفهوم کودکی

ترهنده در پاسخ به این پرسش که چه موضوعی در حوزه‌ی کتاب کودک و تصویرگری نیازمند بازنگری است، گفت: «به نظرم یکی از مهم‌ترین چیزهایی که باید دوباره درباره‌اش فکر کنیم، شناخت ما از کودک و مفهوم کودکی است. ما معمولاً با تصوری که از کودکان و نیازهایشان داریم، درباره‌ی کتاب کودک، شیوه‌ی روایت و شکل ارتباط کودک با داستان و تصویر تصمیم می‌گیریم. اما این تصور نمی‌تواند ثابت بماند؛ به‌ویژه حالا که ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تغییر دادن شیوه‌ی زندگی، یادگیری و تجربه‌ی جهان هستند. شاید در آینده‌ی نزدیک، در کنار کتاب‌های سنتی، با شکل‌های تازه‌ای از کتاب‌های تعاملی روبه‌رو شویم که فراتر از اپ‌بوک‌هایی باشند که امروز می‌شناسیم. ممکن است کودک یا نوجوان با کمک هوش مصنوعی فقط خواننده‌ی داستان نباشد، بلکه در پیش رفتن روایت و حتی خلق داستان و تصویر مشارکت کند. در چنین شرایطی، ممکن است لازم باشد درباره‌ی تعریف خودمان از کتاب هم بازاندیشی کنیم.»

او افزود: «اگر شکل‌های تازه‌ای از کتاب و روایت در حال ظهورند و کودک می‌تواند در فرایند پیش رفتن داستان یا خلق تصویر مشارکت کند، دیگر نمی‌توانیم فقط با معیارهای گذشته درباره‌ی همه‌ی این تجربه‌ها قضاوت کنیم. البته این به معنای کنار گذاشتن معیارهای هنری یا پذیرش بی‌چون‌وچرای هر نوآوری نیست. برعکس، هرچه ابزارها و شکل‌های بیان متنوع‌تر می‌شوند، نیاز به نگاه دقیق و انتقادی بیشتر می‌شود. باید بتوانیم میان تازگیِ ابزار و اصالتِ تجربه‌ی هنری تمایز بگذاریم. البته هنوز زود است که درباره‌ی مسیر دقیق این تحولات قضاوت کنیم. شاید در حال حاضر مهم‌ترین چیزی که باید دوباره بررسی کنیم، شناخت خودمان از کودک باشد. کودکی که امروز با تصویر، متن و فناوری ارتباط برقرار می‌کند، لزوماً همان مخاطبی نیست که ما سال‌ها پیش می‌شناختیم. شناخت کودک امروز و فردا، و بازتعریف مداوم مفهوم کودکی، برای آینده‌ی ادبیات کودک ضروری است. برای من، مسئله فقط این نیست که چه ابزارهای تازه‌ای در اختیار خواهیم داشت یا کتاب‌ها چه شکل‌هایی پیدا می‌کنند؛ مسئله این است که در این جهان در حال تغییر، چگونه می‌توانیم همچنان برای تخیل، تجربه‌ی هنری و آفرینش مستقل کودک جا باز کنیم. برای پاسخ دادن به این پرسش، پیش از هر چیز باید خود کودک و جهانی را که در آن زندگی می‌کند، بهتر بشناسیم و تا جای ممکن خودمان را به‌روز کنیم تا برای روبه‌رو شدن با آینده آماده باشیم.»

انتهای پیام/+

برچسب های اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب گردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search