به گزارش افق امروز
به نقل از دکتر طاهره رستمی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه با آغاز سال تحصیلی معمولاً توجه خانوادهها به نمره، معدل، انتخاب رشته، کنکور، دانشگاه و آینده شغلی فرزندان معطوف میشود، اظهار کرد: در میان این دغدغهها، بخش مهمی از سالهای تحصیل کمتر دیده میشود؛ دختران در مدرسه و دانشگاه فقط درس نمیخوانند، بلکه در حال یادگیری زندگی اجتماعی هستند.
وی افزود: یک دختر دانشآموز در کلاس فقط علوم، ادبیات یا ریاضی یاد نمیگیرد؛ او به تدریج تجربه میکند که آیا میتواند سؤال بپرسد، نظر متفاوت خود را بیان کند، در یک جمع صحبت کند و مسئولیتی را بر عهده بگیرد. دانشجوی دختر نیز در دانشگاه تنها واحدهای درسی را پشت سر نمیگذارد، بلکه در ارتباط با استاد، همکلاسیها و محیط دانشگاه، جایگاه خود را در یک فضای علمی و اجتماعی تجربه میکند.
این جامعهشناس با اشاره به مفهوم جامعهپذیری در جامعهشناسی ادامه داد: بخش قابل توجهی از هنجارها، انتظارات و تصورات ما درباره اینکه «چگونه باید باشیم»، نه از طریق کتابهای درسی، بلکه در جریان روابط و تجربههای روزمره آموخته میشود. مدرسه و دانشگاه نیز از مهمترین فضاهایی هستند که این تجربه در آنها شکل میگیرد.
رستمی گفت: این موضوع درباره دختران اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا آنان همزمان با تحصیل با پیامها و انتظارات مختلفی درباره «دختر بودن» مواجه هستند. گاهی به یک دختر گفته میشود فلان رشته یا فعالیت برای دختران دشوار است، گاهی از او خواسته میشود محتاطتر باشد و گاهی نیز یک معلم یا استاد با اعتماد به او میگوید اگر علاقه دارد، آن مسیر را تجربه کند. این پیامهای به ظاهر ساده میتوانند به تدریج بر تصور فرد از تواناییها و حدود انتخابهایش اثر بگذارند.
وی نقش خانواده را نیز در این زمینه مهم دانست و اظهار کرد: خانواده ایرانی معمولاً با دغدغه آینده دختر خود درباره تحصیل، شغل، امنیت و زندگی او فکر میکند و این حمایت، بخش مهمی از سرمایه عاطفی خانواده است؛ اما میان حمایت و تصمیمگیری به جای دختر تفاوت وجود دارد. حمایت زمانی میتواند سازندهتر باشد که به جای حذف تصمیمگیری از زندگی دختر، به او کمک کند توانایی تصمیم گرفتن را در خود تقویت کند.
عضو کارگروه زنان و خانواده جهاددانشگاهی با تأکید بر اینکه دختران تجربه یکسانی از آموزش ندارند، گفت: شرایط اقتصادی خانواده، محل زندگی، کیفیت مدرسه، دسترسی به امکانات آموزشی و سرمایه فرهنگی خانواده میتواند تجربههای متفاوتی برای دختران ایجاد کند. بنابراین وقتی از آموزش و پیشرفت دختران صحبت میکنیم، باید به تفاوت فرصتها و شرایط اجتماعی آنان نیز توجه داشته باشیم.
رستمی ادامه داد: اهمیت نمره و موفقیت تحصیلی را نباید نادیده گرفت، اما آموزش را نمیتوان فقط با کارنامه سنجید. ممکن است دو دانشآموز نمره مشابهی داشته باشند، اما یکی در مدرسه فرصت بیشتری برای پرسیدن، گفتوگو، کار گروهی و بیان ایدههای خود پیدا کرده باشد و دیگری کمتر چنین تجربهای داشته باشد.
وی افزود: شاید در آغاز سال تحصیلی، در کنار پرسشهای همیشگی «چه نمرهای گرفتی؟» یا «چه رشتهای میخواهی؟»، بد نباشد خانوادهها و مربیان گاهی سؤال دیگری هم از دختران بپرسند؛ «امسال چه چیزی درباره خودت فهمیدی؟» این سؤال ساده میتواند توجه ما را به بخشی از آموزش جلب کند که در کارنامه ثبت نمیشود، اما در شکلگیری رابطه فرد با خودش، دیگران و جامعه اهمیت دارد.
این جامعهشناس تأکید کرد: دختران فقط «آینده جامعه» نیستند که باید برای فردا آماده شوند؛ آنها همین امروز بخشی از جامعهاند و در خانواده، مدرسه، دانشگاه و محیط اجتماعی خود حضور دارند و اثر میگذارند. بنابراین یکی از پرسشهای مهم درباره آموزش دختران این است که آیا مدرسه و دانشگاه علاوه بر انتقال دانش، به آنان کمک میکند خودشان را بهتر بشناسند، جامعه پیرامونشان را بفهمند و با آگاهی بیشتری جایگاه خود را در آن پیدا کنند؟.
رستمی در ادامه با اشاره به اینکه تجربه دختران از آموزش در خلأ شکل نمیگیرد و همواره در بستر روابط اجتماعی و فرهنگی معنا پیدا میکند، گفت: یکی از مفاهیم کلیدی در جامعهشناسی جنسیت، «هنجارهای جنسیتی» است؛ مجموعهای از انتظارات اجتماعی که به ما میگوید دختران و پسران چگونه باید رفتار کنند، چه انتخابهایی برای آنان مناسبتر تلقی میشود و چه نقشهایی از آنان انتظار میرود.
وی افزود: این هنجارها لزوماً به شکل دستورهای صریح و آشکار منتقل نمیشوند. گاهی یک جمله ساده مانند «این رشته برای دخترها مناسب نیست»، «دختر نباید زیاد ریسک کند»، «این کار برای زنها سخت است» یا حتی انتظار متفاوت از دختر و پسر در یک خانواده، میتواند بخشی از یک الگوی گستردهتر اجتماعی باشد که به تدریج بر تصور فرد از تواناییها و انتخابهایش اثر میگذارد.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: بخش مهمی از جامعهپذیری جنسیتی در سالهای مدرسه و نوجوانی اتفاق میافتد. دانشآموز فقط محتوای کتاب درسی را یاد نمیگیرد؛ او از رفتار معلم، رابطه با همکلاسیها، نحوه تقسیم مسئولیتها، الگوهای رسانهای و واکنش بزرگسالان به موفقیت، شکست، جسارت و انتخابهایش نیز پیامهایی درباره «دختر بودن» و «پسر بودن» دریافت میکند.
رستمی با بیان اینکه هنجارهای جنسیتی میتوانند به صورت ناآگاهانه بازتولید شوند، اظهار کرد: مسئله این نیست که هر تفاوتی میان دختران و پسران الزاماً نادرست است؛ مسئله زمانی آغاز میشود که انتظارات اجتماعی، دامنه انتخاب و امکان تجربه کردن را برای یک جنس محدودتر از دیگری کند.
وی افزود: برای مثال، اگر از یک دختر انتظار داشته باشیم محتاطتر باشد، کمتر ریسک کند، کمتر اظهار نظر کند یا همیشه انتخابهای «مطمئنتر» را ترجیح دهد، ممکن است به تدریج بخشی از فرصتهای تجربه، یادگیری و رشد اجتماعی او محدود شود؛ در حالی که همین تجربهها میتوانند برای شکلگیری عاملیت و اعتماد به تواناییهای فردی اهمیت داشته باشند.
این جامعهشناس تأکید کرد: بنابراین، یکی از پرسشهای مهم در آغاز سال تحصیلی این است که آیا نظام آموزشی فقط دانش را منتقل میکند یا ناخواسته برخی کلیشههای جنسیتی را نیز بازتولید میکند؟.
رستمی ادامه داد: مدرسه و دانشگاه میتوانند از مهمترین فضاهای بازاندیشی درباره این هنجارها باشند. زمانی که به دختران فرصت میدهیم در فعالیتهای علمی، پژوهشی، فناوری، ورزشی، اجتماعی و مدیریتی تجربه کسب کنند، در واقع به آنان پیام میدهیم که دامنه تواناییهایشان از کلیشههای رایج گستردهتر است.
وی با اشاره به اهمیت نقش خانوادهها نیز گفت: خانوادهها نیز میتوانند به جای تعیین پیشاپیش مسیر دختران، زمینهای برای گفتوگو درباره علایق و انتخابهای آنان فراهم کنند. حمایت واقعی از دختران، لزوماً به معنای تصمیم گرفتن به جای آنان نیست؛ گاهی حمایت واقعی یعنی فراهم کردن فرصت برای انتخاب و پذیرفتن مسئولیت انتخاب.
رستمی خاطرنشان کرد: اگر قرار است آموزش به توانمندسازی اجتماعی دختران منجر شود، باید علاوه بر دسترسی آنان به آموزش، به کیفیت تجربه آموزشی، فرصت مشارکت، احساس تعلق و امکان انتخاب نیز توجه کنیم. دختران نباید فقط برای سازگار شدن با انتظارات موجود آموزش ببینند؛ آموزش میتواند به آنان کمک کند جامعه را بشناسند، درباره آن فکر کنند و در ساختن آن سهم داشته باشند.
وی در پایان گفت: شاید یکی از مهمترین پیامهای آغاز سال تحصیلی جدید این باشد که از خودمان بپرسیم: کدام یک از محدودیتهایی که برای دختران قائل میشویم واقعاً ضروری است و کدام یک فقط حاصل عادتها و هنجارهایی است که کمتر درباره آنها پرسش کردهایم؟ همین پرسش میتواند آغاز یک بازاندیشی اجتماعی درباره آموزش دختران باشد.