به گزارش افق امروز، به نقل از روز چهارشنبه ایرنا، روزنامه ال پائیس اسپانیا در مطلبی با تیتر «جنگ ایران میان ترامپ و نتانیاهو پس از سالها توهین و ستایش متناوب شکاف ایجاد کرده است» عنوان کرد: رابطه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، پس از یک دههای که در آن رئیسجمهوری بیثبات و غیرقابلپیشبینی آمریکا بسته به شرایط، هم توهینهای تند نثار نخستوزیر اسرائیل کرده و هم تمجیدهای اغراقآمیز (گاه حتی تقریبا در یک جمله) بیش از آنکه موضوعی سیاسی باشد، به تحلیلی روانشناختی شباهت پیدا کرده است.
جنگی که آن دو ۱۰۰ روز پیش بهطور مشترک علیه ایران آغاز کردند، هرچه بیشتر از طرح اولیه فاصله گرفت، آن دو را نیز از یکدیگر دورتر کرد: طرحی که قرار بود عملیاتی کوتاه و همراه با منافع نفتی باشد؛ چیزی شبیه به سناریوی ربودن نیکلاس مادورو در ونزوئلا. فارغ از اینکه جنگ علیه ایران چگونه و چه زمانی قرار است پایان یابد، یکی از ماندگارترین میراثهای آن میتواند همین فاصلهگرفتن رئیسجمهوری آمریکا و نخست وزیر رژیم صهیونیستی از یکدیگر باشد.
بر اساس این گزارش، فرسایشیشدن این تجاوز نظامی، و بهویژه حمله اسرائیل به لبنان، به تدریج اختلافهای راهبردی میان این دو متحد را آشکار کرده است؛ اختلافهایی که در روزهای اخیر با وضوح بیشتری خود را نشان دادهاند.
یکی از ماندگارترین میراثهای جنگ علیه ایران میتواند فاصلهگرفتن رئیسجمهوری آمریکا و نخست وزیر رژیم صهیونیستی از یکدیگر باشداوج این وضعیت روز دوشنبه رخ داد؛ زمانی که نتانیاهو در پاسخ به حمله قبلی ایران (در پاسخ به تجاوز صهیونیستها علیه لبنان)، موجی از بمبارانها را به راه انداخت، با وجود آنکه ترامپ از او خواسته بود چنین نکند. در میانه تبادل آتش، رئیسجمهوری جمهوریخواه تاکید کرد این اوست که «در مورد همهچیز تصمیم میگیرد» و نه نتانیاهو و تصریح کرد: اسرائیل و ایران باید فورا شلیکها را متوقف کنند.
ال پائیس نوشت:در حالی که تهران و تلآویو (دستکم فعلا) آتش را متوقف کردهاند، هرچند هشدار دادهاند که این وضعیت ممکن است پایدار نباشد، رئیسجمهور آمریکا بار دیگر کنایهای زد که نارضایتی او را آشکار میکرد: مذاکرات نهایی همچنان ادامه دارد، مگر اینکه جهل یا حماقت، مانع از کار شود.
ترامپ و نتانیاهو روز دوشنبه تلفنی گفتوگو کردند و به گزارش پایگاه خبری آکسیوس، ترامپ مدعی است که حتی نتانیاهو را تهدید کرده اگر بخواهد به تنهایی جنگ را ادامه دهد، او را تنها خواهد گذاشت. به نوشته این رسانه، رئیسجمهوری آمریکا گفته است: به او گفتم: بیبی، بهتر است مراقب باشی، وگرنه خیلی زود تنها میمانی.
ال پائیس در ادامه آورده است: در این درگیری، منافع آمریکا و اسرائیل هرچه بیشتر از هم فاصله گرفته است. ترامپ میخواهد به کارزاری پایان دهد که هم به اقتصاد او آسیب میزند و هم به محبوبیتش، آن هم فقط پنج ماه مانده به انتخابات میاندورهای؛ و این موضوع را هم پنهان نمیکند، هرچند پیوسته تکرار میکند که این تهران است که به دنبال توافق است. اما نتانیاهو نیز حداکثر تا ماه اکتبر باید در انتخابات حاضر شود. او نمیتواند پس از سه سال جنگ و بسیج نیروهای ذخیره، بدون حتی یک موفقیت راهبردی ملموس به مردم رجوع کند. با وجود همه ویرانیهایی که به بار آورده، حماس همچنان در بخشی از غزه در قدرت است؛ حزبالله همچنان در لبنان مسلح و فعال است؛ و حکومت تهران نیز پابرجاست؛ با ذخایر اوارنیوم غنی شده با روحیهای تقویتشده از اینکه در برابر دو ارتش قدرتمند جهان ایستادگی کرده است.
به نوشته ال پائیس، به همین دلیل، نتانیاهو آماده است نبرد علیه ایران و حزبالله در لبنان را ادامه دهد. اما ترامپ نمیخواهد گفتوگوها با ایران از مسیر خارج شود. نمونه روشن آن هفته گذشته دیده شد؛ زمانی که اسرائیل تهدید کرد جنوب بیروت را بمباران خواهد کرد و تهران هشدار داد تا وقتی نتانیاهو از این تصمیم منصرف نشود، مذاکرات را تعلیق میکند. رئیسجمهوری آمریکا تقریبا بلافاصله با نخستوزیر رژیم اسرائیل تماس گرفت. در این تماس تلفنی پرتنش، ترامپ حتی در حالی که از او میخواست برای به خطر نینداختن مذاکرات صلح میان واشنگتن و تهران، از حمله صرفنظر کند، نتانیاهو را «دیوانه لعنتی» خطاب کرد.
شموئل روزنر تحلیلگر صهیونیستی و کارشناس روابط اسرائیل و آمریکا، تنشهای روزهای اخیر را نه ناشی از «اختلافهای شخصی»، بلکه ناشی از «تعارض منافع» میداند. او در گفتوگویی تلفنی تاکید کرد: واضح است که هر دو تا حدی از یکدیگر سرخورده شدهاند، اما مساله اصلی این است که در این مقطع، دولت آمریکا و (رژیم) اسرائیل خواستههای متفاوتی دارند.
از نگاه آمریکا، مهمترین اولویت فعلی «حفظ آتشبس و پرهیز از متلاطمکردن بیش از حد اوضاع به شکلی است که دوباره جنگ شعلهور شود» اما برای رژیم صهیونیستی، اولویت این است که طرف مقابل «احساس نکند که در جنگ پیروز شدهاست».
تنش با کاخ سفید
روزنامه اسپانیا در ادامه افزود: مثل همیشه، و بهویژه در مورد ترامپ، پیامها روزبهروز تغییر میکنند و اختلافها نیز گاه بنا به مصلحت، نمایشی و علنی میشوند. آنا بارسکی تحلیلگر سیاسی روزنامه صهیونیستی «معاریو»، روز دوشنبه به همین نکته اشاره کرد: «در نگاه نخست»، بمباران ایران در روز دوشنبه «بازتابدهنده یک تنش شدید با کاخ سفید است»، اما «در عمل، وضعیت پیچیدهتر از این حرفهاست» و روشن نیست که آیا اسرائیل برخلاف موضع آمریکا عمل کرده یا ترامپ صرفا خواسته چنین تصوری ایجاد شود.
این گزارش میافزاید: هیچکس نمیتواند این احتمال را رد کند که هر دو گزاره همزمان درست باشند: ترامپ میخواست خود را از دور تازه درگیریها کنار نگه دارد و اسرائیل هم در پی آن بود که برای تهران روشن کند نباید خویشتنداری آمریکا را با ضعف اسرائیل یکی بداند.
به نوشته ال پائیس، این نخستین تقابل علنی میان این دو متحد نیست. ترامپ از نتانیاهو دلخور است، چون به گفته او، نتانیاهو در آخرین لحظه از مشارکت در ترور (به شهادت رساندن سردار) قاسم سلیمانی فرمانده قدرتمند ایرانی، در سال ۲۰۲۰ در بغداد عقب نشست. ترامپ این موضوع را در زمانی بسیار عجیب مطرح کرد: تنها ۶ روز پس از عملیات اکتبر ۲۰۲۳ حماس. ترامپ در آن زمان گفت: هرگز فراموش نمیکنم که بیبی نتانیاهو ما را ناامید کرد. خیلی زیاد… اما خودمان کار را با دقت کامل انجام دادیم و بعد او سعی کرد اعتبارش را به نام خودش ثبت کند.
«در مورد بمباران ایران در روز دوشنبه، روشن نیست که آیا اسرائیل برخلاف موضع آمریکا عمل کرده یا ترامپ صرفا خواسته چنین تصوری ایجاد شود»وقتی جو بایدن در سال ۲۰۲۰ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شد، ترامپ نه تنها نتیجه را بهسختی پذیرفت و درباره صحت آن تردیدافکنی کرد، بلکه از اینکه نتانیاهو از نخستین مقامهایی بود که به نامزد دموکرات تبریک گفت نیز بهشدت ناراحت شد. او یک سال بعد در مصاحبهای گفت: هنوز هم از او خوشم میآید. اما من وفاداری را هم دوست دارم.
بر اساس این گزارش، با این حال، سالهای حضور آن دو در قدرت (که شش سال با هم همپوشانی داشته) همزمان سالهای ستایشهای متقابل نیز بوده است. نتانیاهو علاوه بر آنکه هیچ فرصتی را برای خواندن ترامپ به عنوان «بهترین دوستی که اسرائیل تاکنون در کاخ سفید داشته» از دست نداده، حتی گفته او بهترین رئیسجمهوری است که آمریکا تاکنون داشته است. او حتی گفته بود نه فقط اسرائیل، بلکه کل جهان خوششانس است که ترامپ رئیسجمهوری آمریکاست.
در سال ۲۰۲۵، نتانیاهو رسما ترامپ را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرد. حتی همین دوشنبه گذشته نیز، با وجود تنش موجود، نتانیاهو فراموش نکرد تا در سخنرانی خود ترامپ را «دوست من» خطاب کند.
ترامپ نیز به صراحت گفته است که اگر تقریبا هر سیاستمدار دیگری بهجای نتانیاهو بود، امروز دیگر چیزی به نام اسرائیل وجود نداشت. همین پیوند در دیدار ماه فوریه گذشته در کاخ سفید هم آشکار بود؛ جلسهای که نتانیاهو در آن بر حمله به ایران اصرار کرد. ترامپ، که هنوز از سهولت عملیات بازداشت مادورو در یک ماه پیش از آن شگفتزده بود، با دقت به حرفهای نخستوزیر رژیم اسرائیل گوش میداد؛ کسی که به او اطمینان میداد اکنون با فرصتی منحصربهفرد روبهرو هستند.
تلاشهای مکرر برای کشاندن آمریکا به جنگ علیه ایران
به نوشته ال پائیس، پیشنهاد برای حمله به ایران از سوی نتانیاهو، تازه نبود. او دههها تلاش کرده بود دولتهای مختلف آمریکا را متقاعد کند که به ایران حمله کنند. بن رودز معاون پیشین مشاور امنیت ملی باراک اوباما رئیسجمهوری سابق آمریکا، به تازگی در گفتوگو با این روزنامه اسپانیا گفت: نتانیاهو در دوران دولت اوباما هم میخواست ما را به همین نتیجه برساند، اما ما تصمیم گرفتیم روی توافق هستهای با تهران سرمایهگذاری کنیم؛ توافقی که قدرتهای بزرگ در سال ۲۰۱۵ امضا کردند و ترامپ در سال ۲۰۱۸ آمریکا را از آن خارج کرد.
وی ادامه داد: عملیات بازداشت (ربودن) مادورو، ترامپ را در مورد ارزان و سریع بودن جنگ با ایران قانع کرد اما در جنگ با ایران، تنگه هرمز به صورت فوری بسته و سپاه پاسداران به قدرت مسلط تبدیل شد. ترامپ حاضر نبود به کارشناسان گوش بدهد، اما در نهایت همین موضوع برایش هزینهساز شد.
ال پائیس با تاکید بر اینکه «اکنون ترامپ باید با واقعیت روبهرو شود»، به نقل از تریتا پارسی معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در آمریکا نوشت: این نخستین بار در چند دهه اخیر است که یک قدرت منطقهای، هم توان، هم ابزار و هم اراده آن را دارد که از ابزارهای نظامی خود علیه مانور یا تجاوز اسرائیل به طرفی ثالث استفاده کند. این مساله بهویژه از آن جهت مهم است که ترامپ نشانههایی بروز داده مبنی بر اینکه میخواهد جلوی اسرائیل را بگیرد تا به تشدید تنش ادامه ندهد.
پارسی میافزاید: از منظر آمریکا، حمایت از اسرائیل در این مرحله از درگیری، بار دیگر ایالات متحده را متعهد به همان سیاست چندیندههای آن میکند: تلاش برای حفظ توازنی در منطقه که به اسرائیل امکان نوعی سلطه تقریبا کامل بدهد. این سیاست هزینه بسیار سنگینی برای منافع آمریکا داشته، منطقه را بیثبات کرده و به اسرائیلیها اجازه داده هرچه تهاجمیتر و بیپرواتر رفتار کنند، چون عملا با پیامدهای رفتاری خود روبهرو نمیشوند.
این کارشناس در پایان میگوید: هرقدر این سیاست تا امروز مسالهساز بوده، در آینده بیثباتکنندهتر هم خواهد شد؛ زیرا حفظ برتری اسرائیل نیازمند ادامه جنگ با ایران خواهد بود و این بهروشنی با منافع ایالات متحده در تضاد است.