فریادهای تکان‌دهنده کارشناس روشندل کتابخانه مرکزی یزد در جمع اهالی رسانه

چرا باید با صورت خونی و عصای شکسته به خانه برگردم؟/ جنایت در حق نخبگان نابینا با اتوماسیون‌های کور و مدیریت نمایشی

نشست خبری روز جهانی عصای سفید در یزد با سخنان بی‌پرده، تلخ و هشدارآمیز کارشناس روشندل کتابخانه مرکزی به صحنه محاکمه سوءمدیریت دستگاه‌های اجرایی بدل شد؛ جایی که وی با افشای طرح‌های نمایشی نظیر اتوبوس‌های گویای دروغین، جهش ۵ برابری هزینه کاغذ بریل، سلب هویت شغلی معلمان نابینا در مدارس و سامانه‌های اداریِ دسترس‌ناپذیر که عزت‌نفس نیروهای روشندل را در هم می‌شکند، به مسئولان هشدار داد که ادامه این بی‌تفاوتی‌ها، معلولیت اعصاب و روان را به آسیب بینایی این قشر تحمیل می‌کند

به گزارش افق امروز

گاه سکوت در برابر رنج، کم از ستم نیست. روز عصای سفید در تقویم‌ها به نام گرامیداشت استقلال نابینایان ثبت شده، اما روایت‌های میدانی از واقعیت زیست این عزیزان در شهری که عنوان میراث جهانی را یدک می‌کشد، حکایت از دردهای عمیقی دارد که پشت روبان‌های افتتاحیه و شعارهای پرطمطراق پنهان مانده است. سخنان روح‌الله رنجبر در جمع خبرنگاران و مدیران، نه یک گزارش اداری مرسوم، بلکه مانیفست مظلومیت نخبگانی بود که توانایی‌شان در بند بی‌تدبیری و دیوارهای نامرئی ساختارهای اجرایی اسیر شده است.

مرجعیت کشوری یزد در فقر مطلق کاغذ بریل:

روح‌الله رنجبر، کارشناس روشندل بخش نابینایان کتابخانه مرکزی یزد، با اشاره به دامنه اثرگذاری این مرکز گفت:

«ما بازار فروش نمی‌خواهیم؛ نهاد کتابخانه‌ها پایگاه ماست. امروز با افتخار برای اساتید دانشگاه در استان مازندران و سراسر ایران از همین یزد کتاب و جزوه خط برجسته تولید و ارسال می‌کنیم. اما درد اینجاست که در طول یک سال اخیر، قیمت کاغذ مخصوص خط برجسته بیش از ۵ برابر افزایش یافته و دستگاه‌ها و چاپگرهای اهدایی خیرین به دلیل بی‌پولی و عدم تأمین اعتبار لازم برای خرید کاغذ در آستانه توقف کامل هستند. هرچند وعده‌هایی داده شده، اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد کتابخانه‌ها باید به عنوان متولی اصلی فوراً به داد این بخش برسند.»

پیاده‌روهای ناامن و اتوبوس‌های نمایشی؛ تروما برای خانواده‌ها:

رنجبر با لحنی متأثر و اعتراضی، پرده از آسیب‌های روحی و جسمی ناشی از مناسب‌سازی‌های کاریکاتوری برداشت و تأکید کرد:

«در پیاده‌روها خط ویژه زرد شیاردار می‌گذارند، اما بدون هیچ‌گونه فرهنگ‌سازی رهایش می‌کنند. کاسب وسایلش را روی آن می‌گذارد، شهروند موتورسیکلت و خودرو را روی مسیر ویژه پارک می‌کند و نابینا با صورت به این موانع برخورد می‌کند. من چگونه هر روز با صورتی کبود و زخمی و عصای سفید شکسته وارد خانه شوم؟ فرزندان من تا کی باید شاهد تحقیر و زخم‌های جسمی پدرشان باشند؟ این ناهماهنگی شهری نه‌تنها جسم، بلکه روح ما را نابود می‌کند و یک نابینا را تا مرز بیماری‌های روانی و گوشه‌گیری سوق می‌دهد. سال‌ها قبل در شورای شهر فیلم مستند سقوط نابینایان در چاله‌ها را نمایش دادیم و شهرداری پشت تلفن تماس ما را قطع کرد! مسئولان با تبلیغات فراوان از سامانه صوتی و موقعیت‌یاب سخنگوی اتوبوس‌های شهری رونمایی کردند؛ من خود سوار همان اتوبوس شدم و دیدم فقط راننده یک نرم‌افزار ساده روی گوشی‌اش دارد و هیچ سامانه‌ای برای مسافر گویا نیست! هفت سال گذشته و دریغ از حتی یک اتوبوس استانداردسازی‌شده در یزد؛ چرا به مردم و به خودمان دروغ می‌گوییم؟»

جنایت برنامه‌نویسی اداری و پایمال شدن عزت‌نفس شاغلین نابینا:

این کارشناس روشندل، عدم دسترس‌پذیری سامانه‌های الکترونیکی را جنایت در حق نخبگان معلول دانست و افزود:

«یک جوان نابینا با تلاش بی‌وقفه درس می‌خواند، در آزمون استخدامی پذیرفته می‌شود، اما وقتی وارد اداره می‌شود، اتوماسیون اداری و پایگاه‌های الکترونیکی به دلیل نادیده گرفتن استانداردهای اولیه دسترس‌پذیری، برای نرم‌افزارهای صفحه‌خوان نابینایان قابل استفاده نیست! کتابدار نابینای من برای ثبت یک امانت ساده باید گردن کج کند و از همکار بینای خود التماس کند تا کارش را انجام دهد؛ چرا عزت‌نفس و کرامت انسانی این جوانان را لگدمال می‌کنید؟ سامانه مدیریت کتابخانه‌های عمومی کشور هنوز برای کتابداران نابینا دسترس‌پذیر نیست و این فاجعه نتیجه مدیریت تک‌بعدی است.»

سوءمدیریت عجیب در بکارگیری معلمان نابینای دانشگاه فرهنگیان:

رنجبر با افشای کم‌لطفی گسترده به معلمان توانمند روشندل تصریح کرد:

«بیش از ۱۰ نخبه روشندل فارغ‌التحصیل دانشگاه فرهنگیان در یزد داریم که پس از اتمام تحصیلات و با وجود گذشت هفته‌ها از آغاز سال تحصیلی، هنوز به آنها کلاس داده نشده یا در بخش‌هایی گمارده شده‌اند که هیچ تناسبی با توانایی‌شان ندارد. معلم توانمند روشندل را به مدارس کودکان با نیازهای ذهنی می‌فرستند، در حالی که مدارس عادی ما به معلم نیاز دارند و دانش‌آموز نابینا در مدارس ویژه از نبود جزوه بریل و راهنما اشک می‌ریزد. این‌ها نامش ناتوانی نابینا نیست، سوءمدیریت محض متولیان آموزش است.»

واکاوی و تحلیل :

سخنان روح‌الله رنجبر تصویری دردناک اما واقعی از زنجیره ناکارآمدی ساختارهای حمایتی و نظارتی در مواجهه با معلولان است. تحلیل فنی این وضعیت، ضرورت چند دگرگونی فوری را آشکار می‌کند:

۱. عبور از مناسب‌سازی ویترینی به ایمن‌سازی کاربردی:

مناسب‌سازی در ساختار شهرداری‌های ما به نصب نمادین چند ردیف موزاییک شیاردار تقلیل یافته است؛ پروژه‌هایی بدون پیوست فرهنگی و بدون اعمال قانون بر سد معبر کنندگان. وقتی یک خط ویژه نابینایان به تیر چراغ‌برق، کیوسک یا بساط دستفروش ختم می‌شود، در واقع یک تله فیزیکی برای آسیب دیدن شهروند روشندل ساخته شده است. باید برای مدیران و پیمانکارانی که مسیرهای شهری را بدون رعایت الزامات ایمنی اجرا می‌کنند یا سامانه‌های سخنگوی نمایشی افتتاح می‌نمایند، مسئولیت حقوقی و قضایی تعریف شود.

۲. بحران دسترسی دیجیتال؛ تضییع حقوق شهروندی در سکوت:

امروزه بخش اعظم زندگی در بستر درگاه‌ها و سامانه‌های الکترونیکی جریان دارد. بی‌اعتنایی شرکت‌های نرم‌افزاری و نهادهای دولتی به استانداردهای متن‌خوان برای نابینایان، مصداق بارز تبعیض آشکار و سلب استقلال شغلی است. سازمان نظام صنفی رایانه‌ای و سازمان اداری و استخدامی باید تمامی دستگاه‌ها را ملزم کنند که هیچ نرم‌افزار اتوماسیونی بدون پیوست دسترس‌پذیری روشندلان تأیید نهایی نشود.

۳. اتلاف سرمایه‌های انسانی در آموزش‌وپرورش:

پذیرش در دانشگاه فرهنگیان نشان‌دهنده هوش سرشار و توانایی علمی بالای داوطلبان نابیناست. تبعید این استعدادها به جایگاه‌های نامرتبط یا دریغ کردن ابلاغ تدریس از آنان، نوعی خودزنی ساختاری است. وقتی دستگاه تعلیم و تربیت خود ناتوان از درک توانمندی نخبگان دارای معلولیت باشد، چگونه می‌توان از عموم جامعه انتظار پذیرش و احترام به استقلال نابینایان را داشت؟

جمع‌بندی:

پیام نشست روز عصای سفید در یزد صریح و کوبنده بود: جامعه روشندلان دیگر تاب شنیدن شعار، وعده و افتتاح‌های نمایشی را ندارد. شکستن عصای سفید و جراحت چهره نابینایان در چاله‌ها و موانع شهری، لکه ننگی بر پیشانی مدیریت شهری است. مطالبه بی‌قیدوشرط امروز، تأمین کاغذ یارانه‌ای برای خط برجسته، دسترس‌پذیر کردن سامانه‌های اداری، برخورد قاطع با سد معبر مسیرهای ویژه و احیای شأن استخدامی معلمان و کارشناسان روشندل است؛ پیش از آنکه انفعال و ناامیدی، این استعدادهای کم‌نظیر را به حاشیه براند.

 

انتهای پیام/+

منبع خبر : سید محمد جواد عرفانفر

برچسب های اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب گردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search