به گزارش افق امروز، به نقل از ایسنا، اگر در روزهای گذشته سری به اینستاگرام یا شبکه اجتماعی ایکس زده باشید، احتمالا حس کردهاید که سوار ماشین زمان شده و در دهه ۶۰ و ۷۰ پیاده شدهاید! شما احتمالا با نمونههایی از شوخیهایی روبهرو شدهاید که عکس مدلهای «دیور» را کنار عکسهای قدیمی خانوادگی قرار میدهند، آنها را به مدد هوش مصنوعی به پیکنیکهای دهه ۶۰ میبرند یا با چند ویرایش ساده، آنها را در قاب عکسهایی مینشانند که سالهاست برای بسیاری از ایرانیها آشنا هستند. بعضی کاربران هم استایل مدلهای مرد این کالکشن را با پوشش بازیگران سینمای دهه ۶۰ و ۷۰ مقایسه کردند و برخی دیگر نوشتند اگر نام «دیور» از کنار تصاویر حذف شود، تشخیص آنها از عکسهای قدیمی خودمان چندان ساده نخواهد بود.
این نخستین بار نیست که یک اتفاق جهانی به سوژه شوخی ما ایرانیها تبدیل میشود، اما واکنش این بار کمی متفاوت بود. معمولا شوخیهای فضای مجازی عمر کوتاهی دارند و هر گروه از کاربران، موضوعات مورد علاقه خود را دنبال میکند. این بار اما همه با سلیقهها، سنین و حتی علایق متفاوت، تقریبا به یک برداشت مشترک رسیدند. آنها در یک مجموعه لباس، تصویری آشنا از گذشتۀ خانواده خود را دیدند، همان عکسهایی که اگر آلبومهای قدیمی را باز کنیم دستمایه چند ساعت شوخی و خنده و مرور خاطرات است. اما چرا هزاران نفر، بدون هماهنگی قبلی تقریبا یک شوخی مشابه را تکرار کردند؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان فقط در طراحی لباسها جستوجو کرد. یک عکس، هرچقدر هم با هدف معرفی یک کالکشن مد ثبت شده باشد، وقتی وارد فضای شبکههای اجتماعی میشود، دیگر فقط متعلق به سازنده آن نیست؛ کاربران تصویر را با تجربههای شخصی و خاطرات خود نگاه میکنند، آن را با خاطراتشان پیوند میزنند و گاهی معنایی کاملا متفاوت از آنچه طراح یا عکاس در ذهن داشته، برایش میسازند. همین اتفاق هم برای تصاویر کالکشن جدید «دیور» رخ داد.
نکته قابل توجه این است که موج شوخیها فقط به بازنشر چند تصویر محدود نماند. هر ساعت، نمونههای تازهای منتشر میشد. یک کاربر، مدل «دیور» را وارد عکس خواستگاری قدیمی خانوادهاش میکرد. کاربر دیگری همان مدل را روی نیمکتهای مدارس دهه ۶۰ مینشاند یا تصویری ترکیبی از سفر و زیارت و معاشرت این مدل میساخت. گروهی هم با استفاده از تصاویر فیلمهای قدیمی، شخصیتهای این کالکشن را کنار بازیگران شناختهشده آن سالها قرار میدادند. هر تصویر تازه، ایدهای برای ساخت تصویر بعدی شده و همین روند، دامنه شوخیها را گستردهتر کرد.


در ظاهر، همه چیز به یک شوخی اینترنتی شباهت داشت، اما کمی دقیقتر که نگاه کنیم، ماجرا فقط درباره طنز نبود. کاربران در واقع بیش از آنکه درباره «دیور» شوخی کنند، درباره تجربههای مشترک خودشان حرف میزدند؛ تجربههایی که فقط یک تصویر توانست آنها را دوباره یادآوری کند. این موج، بیشتر از آنکه به صنعت مد مربوط باشد، به حافظه تصویری ما ارتباط پیدا کرد؛ حافظهای که هنوز با دیدن چند رنگ، یک فرم لباس یا حتی نوع ایستادن یک سوژه، میتواند دهها قاب قدیمی را به یاد بیاورد. از طرفی هرچه تصاویر بیشتر دستبهدست میشد، دامنه مقایسهها هم گستردهتر میشد و کاربران، هر بار شباهت تازهای پیدا میکردند.
در این بین صفحه رسمی برند «دیور» در اینستاگرام هم از این فضا دور نبود. صفحهای با حدود ۴۷ میلیون دنبالکننده به یکباره با حدود ۱۰۰ هزار کامنت فارسی پای تصاویر کالکشن جدید خود مواجه شد. یکی نوشت: «بابای من دقیقا همین عکس را با همین استایل و همین لوکیشن دارد.» دیگری نوشت: «فکر کردم یکی از عکسهای قدیمی دهه ۶۰ ایران است.» کاربر دیگری، تصویر را به «نوروز سال ۱۳۶۸» تشبیه کرد و نفر بعد، از معلم پرورشیاش نوشت و دیگری گفت: «آقای هاشمی تو تعلیمات اجتماعی سال سوم دبستان». نام «سهراب سپهری» هم بارها در میان واکنشها تکرار شد. عدهای از کاربران هم استایل مدلهای مرد را یادآور چهرههایی دانستند که سالها پیش در فیلمها یا عکسهای قدیمی دیده بودند. برخی از کسب و کارها و بلاگرها نیز بر مدار این ترند مهم تصاویر خود را در این قالب منتشر کردند تا از این موج زودگذر، فالووری هم نصیب آنها شود.

از پاریس تا آلبومهای خانوادگی
اگر این مجموعه در صفحه رسمی برند، قرار بود روایتی از یک کالکشن جدید باشد، در فضای فارسی شبکههای اجتماعی، روایت دیگری پیدا کرد. اما نکته قابل توجه این است که این شباهت، الزاما به معنای الهام گرفتن طراح از پوشش ایرانیها در دهه ۶۰ و ۷۰ نیست. صنعت مد در سالهای اخیر بارها به سراغ بازخوانی استایلهای دهههای گذشته رفته و استفاده از لباسهای گشاد، رنگهای خنثی، شانههای پهن و فرمهای ساده، محدود به یک کشور یا یک فرهنگ نیست، اما خاطرات ما بهویژه پس از سالهای اخیر که سینمای ایران هم به عمد در عمده تولیدات کمدی خود دست روی همان برهه تاریخی گذاشته و تصاویر را برایمان تکرار کرده، آنقدر پررنگ بود که بلافاصله عکسها را به خودمان ربط دادیم.
شاید چند روز دیگر، موج شوخیها هم مانند بسیاری از ترندهای دیگر شبکههای اجتماعی فروکش کند و کاربران، سوژه تازهای برای خندیدن پیدا کنند. احتمالا کالکشن جدید «دیور» هم در کشورهای مختلف، بیشتر با نگاه منتقدان مد، رسانههای تخصصی و مخاطبان این صنعت بررسی خواهد شد؛ همان مسیری که معمولا برندهای بزرگ طی میکنند، اما این روند در کشور ما مانند هر چیز دیگری، کاملا ایرانیزهشده پیش رفت.
«دیور» ما را دور هم جمع کرد!
این اتفاق از یک جهت دیگر نیز قابل توجه است؛ مدتها بود که فضای فارسی شبکههای اجتماعی به واسطه اتفاقات تلخ ماههای اخیر کمتر شاهد شکلگیری شوخیهای دستهجمعی و تا این حد فراگیر بود. از سوی دیگر الگوریتمها هم کاربران را به گروههای کوچکتر با علایق خاص تقسیم کردهاند و هر جامعه، سرگرمی و ترند مخصوص به خود را دنبال میکند. به همین دلیل، کمتر پیش میآید که موضوعی بتواند همزمان در اینستاگرام، ایکس و کانالهای مختلف پیامرسانها دست به دست شود و کاربران با سلیقهها و خاستگاههای کاملا متفاوت را دور یک شوخی مشترک جمع کند، اما بالاخره این طلسم چندماهه شکسته شد و «دیور» ما را دور هم جمع کرد.
از طرف دیگر، این اتفاق بار دیگر نشان داد که مد فقط درباره لباس نیست. لباسها گاهی حامل معنا، خاطره و هویتاند. ممکن است طراح یک برند جهانی، مجموعهای را با الهام از یک دوره تاریخی غرب یا یک نگاه زیباییشناسی آوانگارد طراحی کرده باشد، اما مخاطب در نقطهای دیگر از جهان معنایی کاملا متفاوت از آن برداشت میکند. یک کت خاکستری با شانههای پهن و شلوار پر پیل و پیراهن چهارخانه در پاریس، نماد هنر پیشرو و لباسی لوکس شناخته میشود و با قیمتهای بالا به فروش میرسد؛ اما برای یک کاربر ایرانی، این تصویر شبیه عکسی است که سالها پیش در گوشه آلبوم خانوادگی دیده است.
شبکههای اجتماعی سالهاست نشان دادهاند که شوخی، یکی از مهمترین ابزارهای کاربران برای روایت تجربههای مشترک است. بسیاری از میمهایی که در فضای مجازی فراگیر میشوند، در ظاهر فقط خندهدارند، اما در واقع بر پایه یک تجربه شکل میگیرند؛ تجربهای که اگر میان مخاطبان مشترک نباشد، اساسا شوخی هم فهمیده نمیشود. به همین دلیل، شاید مهمترین ویژگی این ترند نه خود تصویر «دیور»، بلکه واکنش کاربران ایرانی باشد؛ واکنشی که نشان میدهد هنوز هم بعضی نشانهها میتوانند ما را به خاطرات روزهای خوش گذشته ببرند.