به گزارش افق امروز
سردار علیرضا دلیری، فرمانده انتظامی استان یزد، در نشست خبری ویژهی هفته دفاع مقدس، با تجلیل از ایثارگریهای امام راحل، شهدا و فرماندهان شهید، بر تداوم تقابل راهبردی جمهوری اسلامی ایران با جریانهای سلطهگر تأکید کرد. وی با بیان اینکه ایران از سال ۱۳۵۷ تاکنون همواره درگیر جنگ بوده است، این نبرد را دارای دو لایهی «سخت» و «نرم» دانست.
فرمانده انتظامی استان یزد، میدان رسانه را امروز مهمترین پهنهی جنگ نرم توصیف کرد و خطاب به خبرنگاران گفت: «امروز شما در خط مقدم جنگ شناختی قرار دارید. این عرصه، پیچیدهترین جبهه تقابل است که پیشتر نیز با عنوان «شبیخون فرهنگی» از سوی مقام معظم رهبری هشدار داده شده بود.» وی با اشاره به ناتوانی دشمن در برابر توانمندیهای کشور افزود: «دشمن به دلیل تأثیرگذاری توان مردم و تغییر معادلات بینالمللی از سوی ایران، به دنبال ایجاد بحران در لایههای داخلی است، اما به برکت خون شهدا و آمادگی مردم، تمامی این تهدیدها عقیم مانده است.»
سردار دلیری با تأکید بر ضرورت روایتگری صحیح دستاوردهای نظام، یادآور شد: «ما شاهد تقابل با رژیم صهیونیستی هستیم که در اندیشهی انقلابی ما، نبردی میان حق و کفر و عین عبادت است.» وی در پایان با اشاره به فشار جنگ اقتصادی بر معیشت مردم تصریح کرد: «صبر و بصیرت ملت بزرگ ایران در جنگ اقتصادی، ستون فقرات امنیت ماست. اگر این درک و هوشمندی مردم نبود، دشمن به اهداف خود میرسید. ما به عنوان خادمان مردم، پیمان میبندیم که تا پای جان، راه شهدا و آرمانهای بلند آنان را دنبال کنیم.»
واکاوی و تحلیل :
محور ۱: گذار از «جنگ سخت» به «جنگ شناختی»
تحلیل سردار دلیری نشاندهنده یک درک عمیق از دکترین نوین امنیتی است. در دهههای نخست انقلاب، تهدیدها ماهیت فیزیکی و نظامی داشتند، اما امروز «جنگ شناختی» به اولویت دشمن بدل شده است. این جنگ نه بر تسخیر خاک، بلکه بر تسخیر ذهن و باورها تمرکز دارد.
جنگ شناختی از ابزارهای رسانهای و دادهمحور برای تغییر ادراک عمومی استفاده میکند. در این پارادایم، واقعیتها وارونهنمایی میشوند تا شکاف میان دولت و ملت ایجاد شود. فرمانده انتظامی استان یزد با هوشمندی، این جبهه را «پیچیدهترین» عرصه تقابل نامید، چرا که شناسایی دوست از دشمن در این میدان بدون «بصیرت» امکانپذیر نیست.
این محور نشان میدهد که فرماندهی انتظامی، جنگ را صرفاً در خیابانها و مرزها تعریف نمیکند، بلکه به امنیتِ «ذهنِ عمومی» به عنوان یک مقوله امنیتی-پلیسی نگریسته میشود. اشاره به پیشبینیهای رهبری درباره «شبیخون فرهنگی» در این تحلیل، پیوندی است میان دکترین امنیتی گذشته و الزاماتِ فناورانه و رسانهایِ امروز.
محور ۲: رسانه به مثابه «پدافند غیرعامل»
در این دیدگاه، خبرنگاران دیگر صرفاً گزارشگر رویدادها نیستند، بلکه بخشی از لایه پدافندی کشور محسوب میشوند. وقتی سردار دلیری رسانهها را در «خط مقدم» میخواند، این به معنای مسئولیتبخشی به خبرنگاران برای «مدیریت روایت» است. هر خبر، گزارش یا تحلیلی که در فضای مجازی منتشر میشود، یک کنش پدافندی در برابر عملیات روانی است.
خبرنگاران به عنوان واسطههای آگاهیبخشی، وظیفه دارند که دستاوردهای نظام را در میان انبوهی از اخبار منفی و جهتدار دشمن، برجسته کنند. در واقع، سلاح خبرنگار در اینجا «قلم و روایت» است و هدف آن جلوگیری از ناامیدیِ تزریقشده توسط جریانهای بیگانه است. این یک تغییر نقش تاریخی برای رسانههای داخلی است.
این محور تحلیل، بر اهمیت سواد رسانهای تأکید دارد. اگر رسانه نتواند در جنگ شناختی، «روایت اول» را ارائه دهد، روایتهای جعلی دشمن جایگزین آن خواهند شد. از این منظر، امنیتِ پایدار، بدون داشتنِ یک جبهه رسانهای قدرتمند و متعهد به منافع ملی، متزلزل باقی میماند.
محور ۳: تابآوری اجتماعی در جنگ اقتصادی
تحلیلِ نقش مردم در جنگ اقتصادی، نشاندهنده پیوند استراتژیک میان «معیشت» و «امنیت» است. سردار دلیری به خوبی درک کرده است که دشمن در این جنگ، به دنبال فروپاشی از درون است. تابآوری ملت ایران در برابر فشار اقتصادی، پدیدهای است که در نظریههای علوم سیاسی غرب (به دلیل عدم شناخت بافت مذهبی-تاریخی ایران) معمولاً نادیده گرفته میشود.
صبر مردم در اینجا یک «استراتژی دفاعی» است، نه یک انفعال. وقتی فرمانده انتظامی تأکید میکند که بدون این هوشمندی، امنیت کشور به خطر میافتاد، در واقع نوعی «مدیریت اجتماعی» را تبیین میکند. ملت در این سناریو، شریک راهبردی نیروهای نظامی و انتظامی برای حفظ نظم و ثبات است.
این محور نشان میدهد که امنیت، صرفاً کار پلیس نیست؛ بلکه محصولِ اعتماد متقابل مردم و حاکمیت است. وقتی مردم میبینند که خادمان آنها (در نیروی انتظامی و سایر بخشها) به آرمانهای شهدا پایبند هستند، هزینه اجتماعی مقابله با دشمن کاهش مییابد.
محور ۴: استمرار اندیشه دفاع مقدس در تقابلهای ژئوپلیتیک
اشاره به تقابل با رژیم صهیونیستی به عنوان یک «عبادت» و «تقابل حق و کفر»، نشان میدهد که آرمانهای دفاع مقدس در سال ۱۳۵۹، در سال ۱۴۰۴ نیز همان زنده بودن و فوریت را دارد. این نگاه، جنگ را از یک مقوله سیاسی به یک مقوله عقیدتی تبدیل میکند.
این اندیشه باعث میشود که توان نظامی ایران، نه به عنوان ابزاری برای تهاجم، بلکه به عنوان ابزاری برای «بازدارندگی» و «دفاع از مظلوم» تعریف شود. سردار دلیری با این بیانات، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در معادلات بینالمللی به عنوان «مقتدرترین نظام» ترسیم میکند که ناشی از همین روحیه جهادی است.
این رویکرد، برای مخاطب بینالمللی و حتی مخاطب داخلی، پیامی روشن دارد: ایران نه یک بازیگرِ صرف در نظام بینالملل، بلکه یک «شالودهشکن» است که معادلاتِ تحمیلی قدرتهای بزرگ را نمیپذیرد. این نگاهِ راهبردی، به امنیتِ کشور، عمق استراتژیکِ منطقهای میدهد.
محور ۵: مسئولیتِ «حافظانِ روایت» برای تداوم آرمانها
در محور پنجم، فرمانده انتظامی استان یزد به وظیفه اخلاقی و تشکیلاتی در قبال «شهدا» میپردازد. تصاویر شهدا بر دیوارها، نمادِ یک «میثاق نامه دائمی» است. این تحلیل نشان میدهد که نیروی انتظامی نه یک نهادِ صرفاً بوروکراتیک، بلکه یک نهادِ مبتنی بر ارزشهای ایدئولوژیک است.
این رویکرد، پیوند میان گذشته (شهدا)، حال (خدمت) و آینده (آرمانها) را برقرار میکند. تحلیل این سخنان به ما میگوید که مشروعیتِ خدمتگزاران در نظام، از طریق وفاداری به مسیر شهدا کسب میشود. این یک الگوی مدیریتی برای مدیران جوانتر است که در فضای پرهیاهوی مدیریتی امروز، مسیر را گم نکنند.
در نهایت، تأکید بر «گوش به فرمان بودن» توصیه شهدا، نوعی بازگشت به اصول است. در دنیای سیاستزده، این بازگشت به اصول (اصول اخلاقی و ایثارگری)، نیروی انتظامی را به نهادی قابل اتکا در چشم مردم تبدیل میکند. این محور نشاندهنده یک الگوی مدیریتیِ «مبتنی بر ارزش» است که کارایی آن در بحرانها ثابت شده است.
جمعبندی
سخنان سردار علیرضا دلیری، فرمانده انتظامی استان یزد، فراتر از یک نشست خبری معمول به مناسبت هفته دفاع مقدس، دربرگیرنده دکترین امنیتیِ نوینی است که امنیت را در همافزاییِ «رسانه، مردم و حاکمیت» جستجو میکند. ایشان با هوشمندی، جنگ شناختی را به عنوان اولویت اول دشمن معرفی کرد و از خبرنگاران خواست با ورود به سنگر روایتگری، حافظ امنیت ذهنی جامعه باشند. پیوند میان صبرِ اقتصادی مردم و ثباتِ امنیتی، به همراه تداوم آرمانهای شهدا در تقابل با جریان سلطه، نشان میدهد که نیروی انتظامی در استان یزد با نگاهی راهبردی و عمیق، به دنبال ایجاد یک «دژِ امنیتیِ نفوذناپذیر» است که در آن، هر شهروند و هر خبرنگار، یک مدافع فعال در خط مقدم است.