به گزارش افق امروز
به نقل از خبرنگار کتاب ایرنا هفته ملی کودک بهانه خوبی است برای توجه به مسائلی که کودکان با آن مواجه هستند. دنیای کودکان در کنار زیباییها و امید به فردایی که در آن جریان دارد، با مسائلی مواجه است، دسترسپذیر بودن کتاب یکی از آنها است که هر روز شرایط سختتری به خود میگیرد. کتاب یکی از کالاهای فرهنگی مورد نیاز برای رشد و پرورش ذهنی کودکان است. مسائل مرتبط با کاغذ و نشر در سالهای اخیر موجب شده دسترسی خانوادهها و کودکان به این کالای فرهنگی سخت شود.
در شرایطی که خانوادهها نمیتوانند مانند گذشته کتاب تهیه کنند، کدام روشها میتواند به عنوان جایگزین خرید کتاب در نظر گرفته شود. آیا محتوایی که در فضای مجازی تولید میشود میتواند جایگزین کتاب شود؟ کتابخانهها آثار مورد توجه و نیاز کودکان را در منابع خود دارد؟ درباره این مسائل گفتوگویی با سولماز خواجهوند نویسنده حوزه کودک و نوجوان انجام شد که در ادامه میخوانید.
این روزها گزینههای جذاب متعددی برای کودکان وجود دارد، چطور میتوان کودکان امروز را به کتابخوانی تشویق کرد؟
فکر میکنم از اساس مقایسه کتاب با بازیهای کامپیوتری، موبایل، پیامرسانهای مجازی و… اشتباه است. بدیهی است که کتاب با محدودیتهایی روبهرو است و اگر بخواهیم ظرفیتهای منحصر به فرد کتاب را مدنظر قرار دهیم، اول باید صادقانه با محدودیتهای آن روبهرو بشیم.
فکر میکنم یکی از راههای انس با کتاب این باشد که تلاش کنیم تجربه کتابخوانی را برای بچهها تجربهای جذاب، معنادار و در ارتباط با نیازهای نسلی خودشان کنیم.
فکر میکنم اولین کار این است که از علاقه و نیاز حقیقی بچهها شروع کنیم، نه از دغدغهها و نیازها و اندیشهها و کمالگراییهای خودمان یا از لیستهای توصیهای جامعهی بزرگسالان!
کار دیگری که می توانیم انجام دهیم لذتبخش کردن مطالعه است. کتاب را از تکلیف و مشق جدا کنیم. اجازه بدهیم داستان و شعر صرفا برای لذت بخش بودنش مطالعه شود نه رفع تکلیف! طراحی پرسشنامه یا خلاصهنویسی هیچ کدام کمکی به کتاب خوان شدن کودک یا نوجوان نمیکند بلکه لذت مطالعه را تا سر حد تکالیف روزانه تقلیل میدهد!
این روزها فکر میکنم به جای اینکه صفحات مجازی، موبایل، بازیهای کامپیوتری یا انیمیشن و سینما را مخل مطالعه مخاطب بدانیم، شاید بهتر باشد راهی پیدا کنیم تا میان این علایق و کتاب پلی بزنیم! مثلا بازیهایی را که برگرفته از داستان هستند، میتوان با معرفی کتاب و همخوانی در گروه همسالان به نوعی زمینههای تجربه مشترک برای خوانش کتاب را فراهم کرد.
از طرفی هزینه تهیه کتاب به خصوص کتاب کودک که معمولا رنگی است بالا رفته است، به نظر شما خانوادهها چه جایگزینی برای خرید کتاب میتوانند پیدا کنند؟
من همیشه به این موضوع فکر میکنم که واقعاً مساله این است که بچههای امروز کتاب نمیخوانند برای اینکه گران است؟ یا مساله این است که ما هنوز بهاندازه کافی نمیدانیم چه چیزی، تحت چه شرایطی و برای کدام بچهها، تولید کنیم تا خواندن را به تجربهای خواستنی تبدیل کنیم؟
به همین شهر تهران نگاه کنید اگر کتاب مطالعه نمیشود به این دلیل که گران است، آیا در بخشهای مرفه و برخوردار شهر نرخ مطالعه بالاست؟ اگر کتاب نمیخوانیم برای اینکه گران است آیا جلوی در کتابخانهها صف عریض و طویلی برای به امانت گرفتن کتاب وجود دارد؟! اگر کتاب نمیخوانیم با این دلیل که گران است آیا کتابفروشیهای دیجیتال که با قیمتی بسیار کم فایل دیجیتال کتاب را در اختیار مخاطبان قرار میدهند فروش خوبی دارند؟
جواب همه این سوالات منفی است. با این همه بله متاسفانه این روزها قیمت کتاب بیش از قدرت خرید مخاطب شده! در این شرایط اولین کاری که میتوانیم انجام دهیم تمیز گذاشتن میان دو موضوع مطالعه و خرید کتاب است. اگر هدف مطالعه باشد میتوانیم کتابخانه را بخشی از زندگی فردی و جمعی خانواده تبدیل کنیم، میتوانیم شبکه تبادل کتاب در خانواده، فامیل، مدرسه و گروه همسالان بسازیم. میتوانیم جلسات کتابخوانی گروهی راه بیندازیم. این کار علاوه بر کمکردن هزینه کتاب لذت یک کار گروهی را هم میان بچهها افزایش میدهد. این میان یک موضوع بسیار اهمیت دارد و آن هم به میدان آوردن و دخیل کردن انجمنها و نهادهای مستقل که بتوانند فرصتهای مطالعه را میان بچهها ایجاد کنند، یادمان باشد نباید اجازه بدهیم کتاب به کالایی لوکس تبدیل شود و نباید بار مالی سنگینی به دوش خانواده بگذارد به این ترتیب حتما مخاطب از کتاب فاصله میگیرد.
نویسندگان کودک در این شرایط با چه مسائلی مواجه هستند؟ آیا کتابهای آنها منتشر میشود؟
واقعیت پنهان این است که بحران اقتصادی کتاب کودک فقط بحران فروش کتاب نیست؛ بحرانی است که کل زنجیره تولید و عرضه کتاب را تحت فشار قرار میدهد؛ از نویسنده و تصویرگر گرفته تا ناشر، کتابفروش و در نهایت خواننده. البته خُب بدیهی هم است که فشار بر این تنه نحیف یکسان نیست! فشاری که نویسنده به لحاظ اقتصادی متحمل میشود با فشاری که برای مثال تصویرگر با از دست دادن فرصتهای حرفهایاش یا دسترسیاش به آثار متنوع تحمل میکند هم در میزان و هم در کیفیت متفاوت است.
علاوه بر آن مدتهاست که ناشران بر این باورند چاپ کتاب تالیفی با توجه به هزینههایش صرفه اقتصادی ندارد. مشکل دیگری که این تنه نحیف را نزارتر میکند کمشدن فرصت انتشار آثار تالیفی است. این مشکل برای نویسندگان نامآشنا هم با جدیت وجود دارد، اما این روزها با توجه به عدم قطعیت فروش برای نویسندگان تازهکار و نوقلم و کتاب اولی پررنگتر شده است. طبیعتا وقتی ناشر برای تامین هزینههای تولید، فروش و گردش حساب با مشکل روبهرو است، ترجیح میدهد ریسک کمتری کند. به این ترتیب فکر میکنم یک نگرانی جدی این است که نویسندگی کتابهای کودکان و نوجوانان به یک فعالیت جانبی تبدیل شود. یعنی نویسنده برای تامین معاش ناچار بشود که زمان زیادی را و به نوعی گُل انرژی روزانهاش را در جایی غیر از ادبیات کودک صرف کند!
وقتی جامعه ادبیات کودک به این سمت برود تردید نکنید اولین اتفاق خروج نیروهای کارآمد از مسیر ادبیات کودک و نزول کیفی آثار خواهد بود! در این دسته تصویرگران را هم اضافه کنید، ویراستار تخصصی کودک و نوجوان را هم اضافه کنید، ناشر تخصصی کار را هم اضافه کنید و الی آخر. با همه اینها من فکر میکنم کتاب کودک و نوجوان را باید فراتر از مسائل مالی آن بررسی کنیم. درست است که این روزها بحران اقتصادی قابل چشمپوشی نیست، اما ما در بدنه ادبیات کودک با بحرانهای عدیدهای روبهرو هستیم! بحرانهایی مانند سانسور، مانند نگاههای سلیقهای و غیرکارشناسی شده، نظام توزیع ناکارآمد و …
انجمن نویسندگان کودک و نوجوان چه برنامههایی برای تشویق کودکان برای کتابخوانی دارد؟
البته من در پانزدهمین دوره هیات مدیره مسئولیت حقوقی در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بر عهده ندارم؛ اما با توجه به اینکه این روزها دبیر کمیته آموزش این انجمن هستم، دورههای آموزشی انجمن برای کودکان و نوجوانان دایر است. این دورههای آموزشی با موضوعاتی چون «داستان نویسی خلاق» و «کتابخوانی، نقد و گفت و گوی آزاد» در دو گروه سنی کودکان و نوجوانان ارائه میشود. در کارگاه «کتابخوانی، نقد و گفتوگوی آزاد» کودکان و نوجوانان با همراهی تسهیلگر دوره کتابهایی را برای مطالعه انتخاب میکنند. کتاب در کارگاه همخوان میشود و از سوی مخاطبین نقد میشود در واقع این کلاسها فرصتی هستند تا بچهها در جمع همسالان بتوانند با محوریت یک موضوع مشخص حول محور یک کتاب گفتوگو کنند. هدف از این کارگاه ایجاد فضایی برای گفتوگوهای درون گروهی و لذت بردن از خواندن کتاب و حضور و مشارکت در امری گروهی است و نه آموزش نقد ادبی.
این کارگاهها میتوانند کمک کنند نگاه تکلیفمحور از روی کتاب برداشته شود و مطالعه را به عادتی روزمره تبدیل کنند. در این جلسات کودکان و نوجوانان از دریافت شخصی خودشان از موضوعی واحد که همان کتاب است صحبت میکنند و میشنوند. در واقع تجربهای که میگوید هر فردی بنا به موقعیت شخصی و تجربیات فردی خودش میتواند برداشتی متفاوت از موضوعی واحد داشته باشد. در واقع به نوعی میتوانند دیگریپذیری را در مخاطبان تقویت کنند. در این کارگاهها شرکتکنندگان میتوانند در مورد عملکرد شخصیتها بحث کنند و فرجامهای متنوعی را برای کارکترهای داستان تصور کنند. در این گفتوگوها مخاطب با خودش روبهرو میشود میتواند سلیقه شخصیاش را کشف کند و در انتخاب استقلال بیشتری پیدا کند. این کارگاهها مستمر برگزار میشود و همیشه امکان حضور در این رویدادها برای کودکان و نوجوانان وجود دارد.
