در نشست هم‌اندیشی اندیشکده جهش به میزبانی دانشگاه یزد بررسی شد

اضلاع تاب‌آوری اجتماعی در یزد؛ از مدیریت بحران و پایداری در برابر تکانه‌ها تا زیست‌بوم نوآوری

نشست هم‌اندیشی اندیشکده جهش در دانشگاه یزد، با محوریت تبیین ابعاد «تاب‌آوری اجتماعی» و ارزیابی پیوند میان جامعه، محیط‌زیست و زیرساخت‌های فناوری برگزار شد. در این نشست، علاوه بر تشریح اهداف سلسله‌جلسات اندیشکده و ظرفیت‌های شهرک فناوری یزد، مبانی نظری و تاریخی تاب‌آوری در برابر «شکنندگی» با تکیه بر تجارب تاریخی ملت ایران تبیین شد و بر آموزش همگانی و هم‌افزایی نهادهای دانشگاهی، مدنی و حاکمیتی در مدیریت مخاطرات تأکید گردید

به گزارش افق امروز
مسئله تاب‌آوری اجتماعی در شرایط متحول کنونی، فراتر از تاب‌آوردن انفعالی در برابر تنش‌هاست؛ تاب‌آوری فرایندی فعال برای جذب ضربه‌ها، جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی و بازیابی کارکردی جامعه در پی بحران‌ها و تلاطم‌های محیطی و اجتماعی به شمار می‌آید. نشست اندیشکده جهش به میزبانی دانشگاه یزد، با اختصاص دستور کار به تبیین مفهوم تاب‌آوری اجتماعی و پیوند آن با چالش‌های زیست‌محیطی و زیرساخت‌های علمی استان، زمینه‌ای برای هم‌اندیشی مدیران، دانشگاهیان و فعالان اجتماعی فراهم آورد.

در مطلع این نشست، دکتر محمدکاظم رحیمی‌نژاد با تشریح پایه‌های مفهومی تاب‌آوری، آن را عنصری راهبردی و حیاتی برای تعادل‌بخشی به ساختار اجتماعی جامعه و استان توصیف کرد. وی با قرار دادن مفهوم «تاب‌آوری» در کنار «پایداری» و در نقطه مقابل «شکنندگی»، اظهار داشت که برگزاری نشست‌های تخصصی و دستیابی به ابزارها و راهکارهای اجرایی ملموس، پیش‌نیاز گذار از وضعیت آسیب‌پذیری به پایداری اجتماعی است.

وی با اشاره به پشتوانه تاریخی جامعه ایران در مواجهه با آزمون‌ها و بحران‌های سهمگین، تأکید کرد که ملت ایران در مقاطع گوناگون تاریخی—از مواجهه با کودتا و تحریم‌های گسترده اقتصادی گرفته تا فشارهای همه‌جانبه سیاسی، تهاجم رسانه‌ای و توطئه‌های امنیتی—ظرفیت تاب‌آوری و پایداری خود را اثبات کرده است. رحیمی‌نژاد در عین حال خاطرنشان ساخت که تکیه بر سوابق تاریخی به‌تنهایی کافی نیست و جامعه امروز نیازمند آسیب‌شناسی دقیق، شناسایی هوشمندانه نقاط شکنندگی و استفاده هدفمند از ظرفیت‌ها و فرصت‌های نوپدید برای ارتقای تاب‌آوری ساختاری است.

در ادامه این جلسه، سید محمد دعائی، مدیرعامل اندیشکده جهش، به تشریح رویکرد این مرکز و پیشینه جلسات هم‌اندیشی در استان پرداخت. وی یادآور شد که سنت برگزاری نشست‌های صبح جمعه در یزد از سال ۱۳۶۷، در دوران امامت جمعه فقید آیت‌الله خاتمی و استانداری بی‌طرف پایه‌گذاری شده و در دوره‌های مختلف همواره متناسب با اقتضائات و چالش‌های روز استمرار یافته است. به گفته وی، اگرچه این نشست‌ها طی یکی دو سال اخیر با وقفه‌هایی روبه‌رو بود، اما اکنون با رویکردی متمرکز و مسأله‌محور از سر گرفته شده است.

مدیرعامل اندیشکده جهش با اشاره به اینکه در سال گذشته مسئله آب استان یزد کانون بحث‌ها بود و طی ۵ نشست تخصصی کارگروهی از مسئولان، دانشگاهیان و دغدغه‌مندان اجتماعی تشکیل شد، تصریح کرد: فعالیت این کارگروه همچنان در سال‌های آینده دنبال خواهد شد؛ اما برای دوره کنونی تا پایان سال، «تاب‌آوری اجتماعی» در کانون ۵ تا ۶ نشست پیاپی قرار گرفته است. وی افزود: هدف نهایی این است که با بهره‌گیری از توان نخبگان، اساتید، تشکل‌ها، مدیران دانش‌بنیان، بانوان و دانشجویان، مفاهیم نظری به بسته‌های عملیاتی تبدیل شده و به‌عنوان الگویی کاربردی به مسئولان اجرایی و حتی سایر استان‌ها پیشنهاد گردد.

سپس احسان بالاکتفی، مدیرکل مدیریت بحران استان یزد، نقش جامعه و آموزش‌های شهروندی را در مهار بحران‌ها تعیین‌کننده خواند و با اشاره به ظرفیت «قرارگاه ایران من»، بر توسعه آموزش‌های همگانی تأکید کرد. وی تصریح نمود که مواجهه با مخاطرات، به‌ویژه در حوزه‌های حساسی مانند آب و محیط‌زیست، بدون مشارکت آگاهانه مردم ممکن نیست و پایداری در برابر سوانح نیازمند اتصال ساختارمند میان دانشگاه، نهادهای حاکمیتی و تشکل‌های مدنی است. در این بخش از نشست، گزارش تفصیلی نشست‌های مردمی گفت‌وگوهای اجتماعی پیرامون آب و محیط‌زیست نیز به اشتراک گذاشته شد.

در بخش پایانی نشست، سید حیدر میرفخرالدینی، رئیس دانشگاه یزد، به معرفی ابعاد شهرک فناوری یزد به‌عنوان ستون توسعه علمی و پایدار استان پرداخت. وی با اشاره به مساحت حدود ۱۴۰ هکتاری این مجموعه، اظهار داشت که این شهرک با مطالعه نقاط قوت الگوهای پیشرو کشور همچون شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان و پردیس فناوری تهران طراحی شده و تلاش شده تا کاستی‌های پیشین در آن برطرف گردد.

میرفخرالدینی با تأکید بر اینکه این شهرک به دانشگاه یزد محدود نخواهد بود، تصریح کرد: شهرک فناوری یزد به مثابه زیست‌بومی مشترک برای کلیه دانشگاه‌ها، بخش خصوصی و صنایع تعریف شده است. وی از پیش‌بینی واگذاری زمین به متقاضیان و فعالان اقتصادی به‌صورت قطعی یا قراردادهای بلندمدت خبر داد و یادآور شد که هم‌افزایی ایده، دانش و بازار در این بستر می‌تواند به تولید ثروت مبتنی بر دانش و توانمندسازی اقتصادی استان یاری رساند.

واکاوی و تحلیل فنی و عمیق :
 اول: تبارشناسی مفهومی؛ مرز میان پایداری، شکنندگی و تجربه تاریخی تاب‌آوری
تاب‌آوری اجتماعی زمانی به درستی فهم می‌شود که از مفهوم انفعالیِ «تحمل درد» یا «سکوت در برابر فشار» تفکیک گردد. سخنان دکتر رحیمی‌نژاد در سرآغاز این نشست، نقطه‌عزیمت مهمی برای تمایز نهادن میان شکنندگی و پایداری است. در تحلیل نظری، سامانه‌های اجتماعی در مواجهه با تکانه‌های سهمگین یا دچار گسیختگی و شکست کارکردی (شکنندگی) می‌شوند یا از طریق مکانیزم‌های بازیابی و تطابق درونی، بقا و انسجام خود را تضمین می‌کنند (تاب‌آوری). تقابل میان شکنندگی و پایداری ایجاب می‌کند که سیاست‌گذاران به‌جای واکنش‌های مقطعی، توان ضربه‌گیری و انعطاف درونی ساختارهای اجتماعی را تقویت نمایند.

از بعد تجربی و جامعه‌شناختی، تاریخ معاصر ایران حاوی بسته‌های متراکمی از تکانه‌ها و فشارهای فرساینده بوده است؛ تجاربی چون بحران‌های نفتی و سیاسی، کودتا، سال‌های دفاع مقدس، تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی و هجمه‌های سنگین عملیات روانی و امنیتی. بازخوانی این تجارب نشان می‌دهد که ستون فقرات بقای جامعه، پیوندهای سنتی، انسجام هویتی و سرمایه اجتماعی بوده است که مانع از فروپاشی در بحران‌های سخت شده است. این گذشته تاریخی سرمایه‌ای گرانسنگ برای صورت‌بندی الگوهای تاب‌آوری بومی فراهم می‌آورد.

با این وجود، اتکای صرف به کارنامه تاریخی بدون آسیب‌شناسی زمان‌مند، می‌تواند به خطای محاسباتی منجر شود. تکانه‌های عصر حاضر—از جمله بحران‌های فرسایشی منابع پایه زیستی، دگرگونی هرم نسلی و شکاف‌های ارتباطی—جنس متفاوتی از شکنندگی را بازتولید می‌کنند. بنابراین، صورت‌بندی مدرن تاب‌آوری نیازمند آن است که با رصد دقیق نقاط آسیب‌پذیر، الگوهای سنتی پایداری با سازوکارهای نهادی، روش‌های علمی و ابزارهای عینی مجهز شوند تا جامعه در برابر تنش‌های ترکیبی مدرن دچار خستگی یا افت بازتولید سرمایه اجتماعی نشود.

 دوم: تحول پارادایمی؛ بازتعریف بحران و تغییر نگاه به نقش جامعه
گنجاندن تاب‌آوری در اولویت تصمیم‌سازی‌های استانی نشان‌دهنده یک شیفت پارادایمی در مدیریت مخاطرات است. در رویکردهای کلاسیک، بحران وضعیتی اضطراری و مقطعی تلقی می‌شد که مهار آن صرفاً بر عهده ماشین اداری، نیروهای لجستیکی و نهادهای امدادی دولتی بود. در این چارچوب سنتی، شهروندان معمولاً در جایگاه آسیب‌دیدگان منفعل قرار می‌گرفتند. تغییر زاویه دید به سوی تاب‌آوری اجتماعی، جامعه را نه یک متغیر بیرونی، بلکه رکن اصلی سازگاری و حل بحران معرفی می‌کند.

جامعه تاب‌آور جامعه‌ای است که در برابر اختلالات زنجیره تأمین، تنش‌های محیطی و فشارهای معیشتی، کارکردهای بنیادین خود نظیر همبستگی، حمایت محلی و خودتنظیم‌گری را حفظ کند. دستیابی به چنین مهارتی مستلزم شفافیت اطلاعات، اعتماد متقابل میان شهروندان و مدیران و احساس سهیم‌بودن در تصمیم‌گیری‌ها است؛ زیرا جامعه‌ای که خود را در فرایند تدوین سیاست‌ها شریک نبیند، در مواجهه با بحران‌ها واکنش‌های انکاری یا شکننده نشان می‌دهد.

برای عینیت‌بخشیدن به این رویکرد، شاخص‌های ارزیابی تاب‌آوری اجتماعی باید از سرفصل‌های کتابخانه‌ای خارج شده و به معیارهای میدانی تبدیل شوند. پایش مداوم میزان امید اجتماعی، تاب‌آوری روانی خانواده‌ها، قدرت پوشش شبکه‌های همیاری مدنی و کارآمدی جریان‌های اطلاع‌رسانی رسمی، به سیاست‌گذار امکان می‌دهد پیش از آنکه تنش‌های محیطی یا اقتصادی به نقطه‌جوش اجتماعی تبدیل شوند، اقدامات پیشگیرانه را پیاده‌سازی کند.

سوم: زیرساخت انسانی مدیریت بحران؛ مردم، آموزش و تشکل‌های مدنی
تأکید مدیرکل مدیریت بحران بر جایگاه آموزش‌های همگانی و ساختارهایی چون «قرارگاه ایران من»، توجه به مؤلفه انسانی مدیریت ریسک را برجسته می‌سازد. در سوانح طبیعی یا تنش‌های اجتماعی، لحظات و ساعات اولیه رویداد بسیار تعیین‌کننده است؛ در این برهه، نه دستگاه‌های بروکراتیک، بلکه خود شهروندان حاضر در صحنه‌اند که نخستین پاسخ‌ها را شکل می‌دهند. بدون آموزش هدفمند، کنش‌های توده‌وار و درماندگی رفتاری ممکن است بر عمق فاجعه بیفزاید.

با این حال، آموزش تاب‌آوری باید از سخنرانی‌های کلی و بروشورهای اداری به مهارت‌های عملیاتیِ متناسب با بافت اجتماعی تبدیل شود. گروه‌های مختلف جامعه—از زنان خانه‌دار، کارگران صنایع و اصناف گرفته تا دانش‌آموزان و دانشجویان—نقش‌ها و میزان آسیب‌پذیری متفاوتی در بحران‌ها دارند. طراحی بسته‌های تمرینی، مانورهای دوره‌ای محله‌محور و شبیه‌سازی شرایط بحرانی، تاب‌آوری را به مهارتی ناخودآگاه در سطح رفتار جمعی بدل می‌سازد.

علاوه بر این، پایدارسازی مشارکت مردمی بدون واگذاری اختیارات به تشکل‌های مدنی و معتمدان محلی محقق نخواهد شد. سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های داوطلبانه و هیئات مذهبی در بافت شهری یزد دارای ظرفیت‌های بالایی هستند که اگر در شبکه مدیریت بحران استان ادغام شوند، به بازوان توانمند نهادهای اجرایی در پیشگیری، واکنش سریع و بازتوانی پساحادثه تبدیل خواهند شد.

 چهارم: تلاقی زیست‌بوم طبیعی و انسجام عمومی؛ آب و محیط‌زیست
مسئله منابع آب و پایداری سرزمینی در فلات مرکزی ایران و مشخصاً استان یزد، دیگر صرفاً یک مبحث هیدرولوژیکی یا فنی در حیطه مهندسی عمران نیست؛ آب در یزد بنیاد حیات مدنی و نخ تسبیح پایداری اجتماعی است. برگزاری نشست‌های گفت‌وگوی اجتماعی درباره آب نشان می‌دهد که مدیریت این ابرچالش، بدون همراهی آگاهانه، اقناع عمومی و پذیرش اجتماعی ناممکن خواهد بود.

فشارهای ناشی از افت منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین و محدودیت‌های محیط‌زیستی، چنانچه با سوءتفاهم‌های رسانه‌ای و عدم درک متقابل همراه شوند، می‌توانند زمینه فرسایش سرمایه اجتماعی و تنش‌های منطقه‌ای را فراهم کنند. از این رو، ارتقای تاب‌آوری اجتماعی ایجاب می‌کند که واقعیت‌های اقلیمی و وضعیت واقعی منابع به‌صورتی عقلانی، صادقانه و مستمر با اقشار گوناگون به اشتراک گذاشته شود تا جامعه از مصرف‌کننده منفعل به محافظ آگاه تبدیل گردد.

تبدیل گفت‌وگوهای اجتماعی پیرامون آب به رفتارهای اصلاحی، مستلزم تداوم کارگروه‌های تخصصی اندیشکده جهش است. این گفت‌وگوها زمانی به پایداری منجر می‌شوند که خروجی آن به اصلاح رفتارهای مصرفی در صنایع، بخش کشاورزی و مصارف خانگی بدل شود و منافع حاصل از تاب‌آوری به‌طور عادلانه برای شهروندان ملموس گردد.

پنجم: تبدیل اندیشکده به موتور سیاست‌پژوهی؛ پیوند گفت‌وگو با تصمیم‌سازی
رویکرد اندیشکده جهش در امتداد سنت دیرینه نشست‌های صبح جمعه، حامل کارکرد دوگانه «شنیدن و ارائه‌کردن» است. نشست‌هایی از این سنخ چنانچه به یک چرخه بازخورد منظم مجهز نباشند، در خطر تبدیل‌شدن به محافل صرفاً نظری و گفت‌وگوهای تکراری باقی می‌مانند. نقطه قوت طرح کنونی، تصمیم برای پیگیری متمرکز موضوع در ۵ تا ۶ نشست با هدف استخراج خروجی‌های معین برای تصمیم‌گیران است.

برای تحقق این هدف، فرایند مباحث باید از الگوی سیاست‌پژوهی گام‌به‌گام پیروی کند. هر نشست باید معطوف به پاسخی معین برای گره‌های مشخص باشد: تفکیک ابعاد مسئله، شناسایی موانع حقوقی و بوروکراتیک، تعریف نقش بازیگران کلیدی و در نهایت تدوین بسته‌های سیاستی (Policy Papers) مختصر و کاربردی. چنین بسته‌هایی باید به‌طور شفاف مشخص کنند چه نهادی، در چه زمانی و با چه منابعی باید اقدام کند.

اگر اندیشکده جهش بتواند نقش رابط و کاتالیزور میان جامعه نخبگانی، دانشگاه و اتاق‌های تصمیم‌گیری استان را به درستی ایفا کند، مدلی نو از حکمرانی مشارکتی را پی‌ریزی کرده است. این الگو نه تنها برای یزد راه‌گشا خواهد بود، بلکه همان‌گونه که مطرح شد، قابلیت انطباق و تکثیر در سایر پهنه‌های سرزمینی کشور را نیز به دست خواهد آورد.

 ششم: شهرک فناوری ۱۴۰ هکتاری؛ زیرساخت دانشی و اقتصادی تاب‌آوری بلندمدت
طرح شهرک فناوری یزد با مقیاس ۱۴۰ هکتاری و نگاه فراگیر آن—فراتر از مرزهای بسته یک دانشگاه—بُعد عینی و راهبردی توانمندسازی سرزمینی را نمایندگی می‌کند. جامعه‌ای می‌تواند در برابر تکانه‌ها و تلاطم‌های فرساینده مقاومت کند که اقتصاد آن از تک‌محصولی و وابستگی به منابع سنتی به سوی اقتصاد دانش‌بنیان، ارزش‌آفرین و بهره‌ور حرکت کرده باشد.

این شهرک با تلفیق ساختارهای علمی و فناورانه و ایجاد بستر مشارکت برای صنایع، بخش خصوصی و دانشگاه‌ها، مانع از هدررفت منابع و انزوای دستاوردهای دانشگاهی می‌شود. پیش‌بینی سازوکارهای متنوع واگذاری زمین و استقرار زیرساخت‌های تجاری‌سازی، امکان حضور سرمایه‌گذاران و شرکت‌های نوآور را در اکوسیستمی مشترک تسهیل می‌کند؛ این امر مستقیم‌ترین مسیر برای جلوگیری از مهاجرت نخبگان و پایدارسازی بنیه کارآفرینی استان است.

تأثیر شهرک فناوری بر تاب‌آوری اجتماعی در میان‌مدت و بلندمدت ظاهر می‌شود: توسعه فناوری‌های مدیریت آب، کاهش آلاینده‌های صنعتی، ارتقای بهره‌وری انرژی و خلق فرصت‌های شغلی باارزش برای فارغ‌التحصیلان. سنجش موفقیت این مجتمع ۱۴۰ هکتاری بیش از آنکه به عملیات عمرانی یا مساحت واگذارشده وابسته باشد، در گروی پیوند واقعی زنجیره ایده تا بازار و حل مسائل بومی استان است.

جمع‌بندی 
سلسله‌مباحث طرح‌شده در دانشگاه یزد و اندیشکده جهش، بازنمایی جامعی از یک معماری چندلایه برای ارتقای ظرفیت‌های استان یزد در مواجهه با تنش‌های نوظهور است:

سطح مفهومی و تاریخی: تبیین تفاوت میان شکنندگی و پایداری بر مبنای تجارب ارزنده و ایستادگی تاریخی جامعه ایران در برابر طوفان‌ها و لزوم نوسازی ابزارهای تاب‌آوری متناسب با مقتضیات عصر حاضر؛
سطح اجتماعی و فرهنگی: گذار از مدیریت متمرکز و دولتی به مشارکت عمومی از مسیر آموزش همگانی، توسعه تشکل‌های مدنی و نهادسازی‌های مشارکتی؛
سطح زیست‌محیطی: پیوند ناگسستنی سرنوشت اجتماعی فلات مرکزی با مسئله آب و پایداری سرزمینی از طریق گفت‌وگوهای شفاف و مستمر؛
سطح نهادی و تصمیم‌گیری: رسالت اندیشکده در تبدیل تبادل‌نظرهای نخبگانی به گزارش‌های سیاستی، راهکارهای اجرایی سنجش‌پذیر و مشاوره‌های کارآمد برای مدیران استان؛
سطح فناوری و اقتصادی: توسعه زیرساخت‌های فیزیکی و دانشی همچون شهرک فناوری ۱۴۰ هکتاری برای پایداری معیشت، حل چالش‌های صنعتی و تاب‌آورسازی اقتصاد بومی.
تحقق این منظومه در گروی آن است که پیوند میان سخنوران، جامعه دانشگاهی، نهادهای اجرایی و بدنه شهروندان به شکل ساختارمند و با ارزیابی دوره‌ای نتایج حفظ شود؛ فرایندی که می‌تواند یزد را به آزمایشگاهی موفق از پایداری، همگرایی نخبگانی و توسعه پایدار اجتماعی در کشور بدل سازد.

 

 

 

انتهای پیام/+

برچسب های اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب گردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search