ترس از پیری یا حسرت زندگی نکرده؟؛ وقتی جوانی معیار ارزشمندی می‌شود

اضطراب افزایش سن و ترس از دست دادن جوانی، بیش از آنکه ریشه در تغییرات طبیعی بدن داشته باشد، تحت تأثیر باورهای ذهنی، فشارهای اجتماعی و معیارهای غیرواقعی زیبایی در فضای مجازی است؛ مسأله‌ای که می‌تواند مقایسه مداوم با دیگران و نارضایتی از ظاهر را تشدید کند؛ اما یک روان‌شناس معتقد است: پذیرش تغییرات سنی، بازسازی هویت فردی و توجه به توانمندی‌ها و تجربه‌های زندگی می‌تواند به کاهش این اضطراب کمک‌ کند.

به گزارش افق امروز

به نقل از لعیا خواجه‌مهدی روان‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با تاکید بر اینکه اضطراب افزایش سن، بیش از آنکه یک فرایند طبیعی زیستی باشد، محصول باورهای ذهنی و فشارهای اجتماعی است گفت: صنعت زیبایی و استانداردهای فضای مجازی، با فعال‌کردن ناامنی‌های درونی، بسیاری از افراد را درگیر جنگی بی‌پایان با زمان کرده است. صنعت زیبایی، فیلترهای مجازی و فرهنگ جوان‌پرستی احساس نقص را تشدید می‌کنند. مشکل اصلی فضای مجازی تنها وجود عکس‌های زیبا نیست، بلکه مساله این است که این تصاویر به مرور معیار مقایسه ما با خودمان می‌شوند. فیلترها و عکس‌های دستکاری‌شده، چهره‌ای را نشان می‌دهند که در دنیای واقعی به سادگی وجود ندارد، اما مغز ما به مرور آن را به‌عنوان استاندارد زیبایی درونی می‌پذیرد.

وی افزود: فرد بعد از آن به جای اینکه بپرسد «آیا من از ظاهر خودم راضی هستم؟»، ممکن است دائما بپرسد «چرا شبیه این تصویر نیستم؟» برای کسی که از قبل حس ناکارآمدی و شرم درونش وجود دارد، این مقایسه می‌تواند این باور قدیمی را قوی‌تر کند که «مشکل از من است و باید خودم را اصلاح کنم». به این ترتیب صنعت زیبایی همیشه خودش حس نقص را به وجود نمی‌آورد، بلکه ناامنی‌های موجود ما را بیدارتر و دائمی‌تر می‌کند، به‌ویژه وقتی که جوانی از یک ویژگی طبیعی به معیاری برای ارزش اجتماعی تبدیل شود.

حسرت گذشته و ترس از پایان فرصت جبران

وی در ادامه درباره این‌که هراس از پیری و حسرت کارها و زندگی‌ تجربه‌نشده در گذشته است، تصریح کرد: گاهی فرد از «پیر شدن» نمی‌ترسد، از این می‌ترسد که فرصت جبران آنچه زندگی نکرده، در حال تمام شدن است. وقتی فرد به گذشته نگاه می‌کند و با انتخاب‌های انجام نداده، رابطه‌ای که تمام شده، مسیری که دنبال نکرده یا سال‌هایی که صرفا برای رضایت دیگران زندگی کرده مواجه می‌شود، افزایش سن می‌تواند احساس فوریت ایجاد کند.

خواجه‌مهدی افزود: در چنین شرایطی فرد ممکن است با جوان‌سازی ظاهر، تغییر ناگهانی سبک زندگی یا تصمیم‌های شتاب‌زده بکوشد فرصت‌های ازدست‌رفته را جبران کند. راه‌حل حتما این نیست که بخواهیم به زور به دوران جوانی برگردیم. گاهی مساله این است که فرد باید غم کارهایی که در زندگی نکرده را بپذیرد و نگاه کند که در زمان باقی‌مانده چه چیزهایی را هنوز می‌تواند انتخاب کرده و بسازد.

این روانشناس با اشاره به این‌که حساسیت بیش از حد به سن نیاز به روان‌درمانی دارد، بیان کرد: چند نشانه می‌تواند هشداردهنده باشد. فکرکردن مدام به سن و ظاهر، نگاه‌کردن مرتب به آینه یا عکس‌ها، مقایسه همیشگی خود با افراد جوان‌تر، دوری از جمع و موقعیت‌های اجتماعی به خاطر ظاهر، انجام مدام کارهای زیبایی برای کم‌کردن اضطراب یا احساس بی‌ارزشی شدید بعد از دیدن تغییرات ظاهری از جمله این نشانه‌ها هستند.

چرا حساسیت به سن می‌تواند زندگی ما را مختل کند؟

وی اظهار کرد: برخی به‌دلیل سن، از تجربه‌های مهم زندگی کناره می‌گیرند و برخی برای اثبات جوانی، رفتارهای پرخطر و شتاب‌زده از خود نشان می‌دهند. بهتر است این مساله جدی‌تر بررسی شود. یک معیار مهم میزان به‌هم‌خوردن کارهای روزمره است، یعنی اگر نگرانی درباره سن روی روابط، کار، رفت‌وآمد با دیگران یا تصمیم‌گیری فرد اثر گذاشته باشد، صحبت با روان‌شناس می‌تواند کمک‌کننده باشد. هدف درمان هم این نیست که فرد را مجبور کنیم «پیری را دوست داشته باشد»، بلکه هدف این است که آدم بتواند بدون جنگ همیشگی با زمان همچنان زندگی کند و دست به انتخاب بزند.

این روانشناس ادامه داد: در روش «شفقت‌درمانی» هم تلاش می‌شود که ارتباط فرد با خودش از حالت سرزنش و جنگ همیشگی به‌سمت پذیرش و مهربانی واقعی تغییر کند. این کار به‌معنی تسلیم شدن در برابر تغییرات نیست، یعنی فرد بتواند از بدن خودش مراقبت کند یا به آن برسد بدون اینکه برای باارزش بودن مجبور باشد مدام با بدنش بجنگد.

چگونه ارزش خود را به جوانی و زیبایی گره نزنیم؟

خواجه‌مهدی با اشاره به امکان جداسازی حس ارزشمندی و هویت فردی از جوانی و ظاهر، اظهار کرد: این تفکیک زمانی اتفاق می‌افتد که فرد بتواند برای خودش منابع متنوعی از ارزشمندی تعریف کند. اگر تمام هویت یک فرد حول «جوان و زیبابودن» ساخته شده باشد، طبیعی است که با بالارفتن سن حس کند بخشی از وجودش از بین رفته است، اما اگر هویت او در کنار ظاهر، روی روابط، توانمندی‌ها، تجربه، ارزش‌ها، شخصیت، خلاقیت، نقش‌های اجتماعی و چیزهایی که برایش معنا دارند هم بنا شده باشد، تغییر ظاهر حتما به معنی به‌هم‌ریختن هویت و شخصیت او نخواهد بود.

پرسش کلیدی برای بازسازی هویت

این روانشناس در پایان گفت: یکی از کارهای مهم در روان‌درمانی این است که فرد از خودش بپرسد «اگر ظاهر من دیگر منبع اصلی تایید دیگران نباشد، چه چیزهایی درباره من همچنان ارزشمند باقی می‌ماند؟» پاسخ این سوال می‌تواند مسیر مهمی برای بازسازی هویت باشد. قرار نیست آدم از زیبایی دست بکشد. قرار است زیبایی فقط یکی از بخش‌های هویت او باشد، نه تمام آن.

انتهای پیام/+

برچسب های اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب گردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search