به گزارش افق امروز
به نقل از ایرنا، دیگر از کوچه پس کوچه های شهرها و روستاهای استان صدای بازیهای بومی به گوش نمی رسد؛ آنها مدتهاست از یادها رفته اند و نسل جوان حتی اسم این بازی ها را نمی داند.
روزگاری جوانان با شوق تمام در دل کوچههای روستاها جمع می شدند تا بازی های بومی را اجرا کنند اما امروز دیگر از این شور و شوق و بازی ها خبری نیست؛ بلکه بازی های رایانهای و فضای مجازی فرصت نفس کشیدن را از این بازی ها گرفته و بخش عظیمی از اوقات مردم بویژه جوانان را به خود اختصاص داده است.
بازی های بومی نه تنها سادگی را تبلیغ می کردند بلکه نقش مهمی در رونق صنعت گردشگری داشتتند؛ این بازیها چنان رونقی در گردشگری دارند که می تواند ساعتها گردشگران را محو تماشای خود کند.
شتاب زندگی مدرنیته و سهل انگاری مسوولان این فرصت را نداد تا این بازی های بومی برآمده از دل تاریخ رونق یابد و نقش خود را در رونق صنعت گردشگری و همچنین حوزه فرهنگ و هنر استان ایفا کند.
به نظر می رسد بازی های خلق شده در شبکه های مجازی که اغلب نوجوانان و جوانان و حتی کودکان را در معرض آسیب های روحی و روانی قرار می دهند بیشتر از بازی های بومی ارج و قرب یافته اند و متولیان امر هم با بی تفاوتی از کنار این واقعیت گذاشتهاند.
بازیهای بومی از فرهنگ اقوام مختلف نشات گرفته و رابطهای نزدیک با شیوه زندگی، رفتار، کردار و مناسبت های آنان دارد؛ این بازیها از جمله فعالیتهایی هستند که در اصل، ریشه در فرهنگ ملی ما دارد.
در آذربایجان غربی به دلیل تعدد قومیتها و فرهنگها، بازی های سنتی از تنوع خاصی برخوردار هستند، چنانکه بازیهای سنتی، بومی و محلی در فرهنگ ترکی، گونههای خاص و در فرهنگ کردی، آشوری و ارمنی گونههای دیگری دارد.
از جمله بازیهای بومی آذربایجانغربی که جذابیت خاصی دارد «هفت سنگ» است که سالیان متمادی مردم این سرزمین با شوق تمام این بازی را برگزار کردهاند.
هفت سنگ
در این بازی دو گروه چهار و یا پنج نفری شرکت میکنند. ابزار بازی هفت سنگ آجر و یک توپ است. ابتدا سنگها روی هم چیده میشوند. یک گروه که توپ را در اختیار دارد؛ سنگها را میریزد و گروه مقابل باید سعی کند سنگها را دوباره روی هم قرار بدهد.
گروه رقیب بوسیله توپ مواظب است که این سنگها روی هم چیده نشوند و با توپ به هرکسی که به سنگ ها نزدیک میشود ضربه میزنند. توپ در دست یک گروه دست به دست میشود و در اختیار کسی قرار میگیرد که خیلی راحت بتواند به کسی که به سنگها نزدیک میشود ضربه بزند. اگر توپ به کسی بخورد او میسوزد و از بازی خارج میشود. اگر در ادامه سنگها چیده نشود و یاران گروه نیز بسوزند این گروه بازنده و در صورت چیدن مجدد سنگها برنده بازی میشوند و بازی را مجدداً به همان شکل ادامه می دهند و گرنه درصورت باخت جای گروهها عوض میشود.درضمن در این بازی، میدان محدود است و همین امر به آن هیجان ویژهای میبخشد.
آرا دا قالدی (وسطی)
در این بازی، از چهار نفر الی هشت تا ۱۰نفر می توانند بازی کنند. بازی به شکل دو گروه و با قرعه کشی انجام میگیرد. تک گروه در وسط و گروه دیگر بیرون جای گیری میکنند.
بازی در فضای باز در حالی انجام می گیرد که گروه رقیب سعی دارد گروه وسطی را با توپ بزند و وقتی تمام افراد باختند نوبت گروه بعدی است که در وسط قرار بگیرد گروهی که با توپ ضربه میزند باید مواظب باشد توپ راطوری پرت کند که افراد وسطی آن را نگیرند وگرنه میتوانند با گرفتن یک توپ یک یار سوخته را مجدداً به داخل بازی بکشند و یا یک جان ذخیره کنند.
تولاما
دایره بزرگی روی زمین میکشند و آن را به هشت قسمت تقسیم میکنند. در سمت چپ و در خارج دایره مربع مستطیلی رسم میکنند که خانه اول بازی است. خانههای داخل دایره را هم، از ۲ تا ۹ شمارهگذاری میکنند. درست در نقطه مقابل خانه یک در آن طرف دایره و در بیرون آن نیمدایرهای رسم میکنند که جهنم خوانده میشود.
بازیکن اول، سنگ را در خانه اول میاندازد و خود از روی خانه اول میپرد و یک پای خود را در خانه دو و پای دیگرش را در خانه سه میگذارد. بعد به خانه ۹ میپرد و پای راست خود را بالا نگه میدارد، خم میشود و سنگ را از خانه اول برمیدارد و از روی خانه یک به بیرون بازی میپرد. پشت به شکل بازی میایستد و سنگ را میاندازد. سنگ در هر خانهای افتاد، آن خانه متعلق به بازیکن خواهد بود. اما اگر سنگ او به جهنم افتاد او سوخته است و دیگری بازی را شروع میکند. در این بازی افتادن سنگ یا رفتن پا روی خط، موجب باخت بازیکن است. همینطور اشتباه گذاشتن پا در خانه.
بشداش (پنج سنگ )
در این بازی نیاز به ۱۰ سنگ برای هر نفر است. بازیکنان سنگهای خود را روی هم میریزند. یکی از آنان همه سنگها را در مشت خود گرفته و به هوا پرتاب میکند. در این فاصله پشت دست خود را زیر سنگها نگاه داشته و هنگامی که سنگها روی دست او قرار گرفتند، دوباره آنها را به هوا میاندازد. اینبار هنگام فرود آمدن، سنگها را در مشت خود میگیرد و سعی میکند تا جائی که ممکن است تعداد کمتری سنگ بر زمین بریزد. سپس سنگهای مشت خود را میشمارد. اگر تعداد آنها فرد باشد، بازنده و در غیر اینصورت برنده میشود و بهعنوان جایزه، نصف سنگهای مشت خود را برای خود کنار گذاشته و بقیه را برای دور بعدی بازی میگذارد.
آشیرما (کشتی محلی)
کشتیگیران با نرمش که همراه با نواختن ساز و دهل است، کار خود را شروع میکنند. پس از نرمش و گرمشدن داور که یکی از پیشکسوتان است کمربند آنها را آزمایش میکند تا محکم باشد. برنده فردی است که بتواند کمر حریف خود را گرفته و او را بلند کند و به زمین بزند.
جوراب بازی
در این بازی افراد شرکت کننده به ۲ گروه تقسیم میشوند و جورابها وسیله بازی هستند؛ پنج جفت جوراب میچینند و یکی از دو گروه به قید قرعه به عنوان تیم شروع کننده انتخاب می شود و جوراب ها راطوری میچینند که قسمت باز آنها روبروی خودشان قرار گیرد و آنگاه یکی از افراد خود را تعیین میکنند تا با وسیله مخصوص بنام مازوج «مازوو» که چوبی است گرد و کمی بزرگتر از یک فندق، بازی را شروع کند. بدین ترتیب که فرد «مازوج» را به تیم مقابل نشان داده وسپس آنرا طوری در دست می گیرد که تیم مقابل آنرا نبیند و شروع به فرو کردن دست خود در جوراب ها میکند و در یک فرصت مناسب مازوج را طوری در یکی از جوراب ها قرار می دهد که نفرات تیم مقابل متوجه نشوند؛ پس از تمام شدن او، نماینده تیم مقابل و یا همه اعضای آن می توانند جورابی را که «مازووج» در آن قرار دارد پیدا کنند؛ اگر توانستند که اولین جورابی را که انتخاب کردهاند و «مازووج» در آن قرار داشت، ۱۱ امتیاز میگیرند و جهت بازی عوض میشود. اما اگر جوراب را بردارند و بگویند که «مازوج» در آن قرار دارد اما دراصل مازوج در آن نباشد، ۱۱امتیاز از دست میدهند.
امکان دارد که تیم مقابل به وجود مازوج در یکی از جوراب ها شک داشته باشته باشد و برای اطمینان چند تا از جورابها را که احتمال دارد خالی باشند، برداشته و بگوید که این خالی است؛ پس از چند جورابی که برداشته و می گوید خالی است ناگهان جورابی که «مازوج» در آن است برداشته و می گوید «گول» که اصطلاحا یعنی مازوج درآن قرار دارد و این جوراب هدف بوده است در این صورت تعداد جورابهایی که دست نخورده ماندهاند را می شمارند و به همان تعداد امتیاز می گیرند و خود آغازگر بازی میشوند؛ سقف امتیازات این بازی مشخص نیست و دو تیم با توافق همدیگر قبل از شروع بازی امتیازی را به عنوان ملاک پایان بازی انتخاب می کنند و هر تیمی که زودتر توانست به این امتیاز برسد برنده است.
جولاتوتما
به دلخواه روی زمین بازی چالههایی حفر میکنند به طوری که یک توپ کوچک یا گردو در آن جای گیرد. در داخل هر چاله تعدادی سنگ ریزه میریزند. بازیکنان بهنوبت توپ را بهطرف چالهها قِل میدهند. اگر توپ در چالهای افتاد به ازای آن یکی از سنگریزههای داخل چاله را برمیدارند تا سنگ داخل چالهها تمام شود. سپس سنگها را میشمارند. سنگ هرکس بیشتر بود برندهی نهایی است.
پیشک قاشدی (گربه گریخت)
ابتدا پشک میاندازند یا قرعه می کشند و یکی گرگ میشود. فراری باید با سرعت دست خود را به گرگ بزند و فرار کند. گرگ هم باید به دنبالش حرکت کند تا او را بگیرد. اما چون محدودیت مکانی وجود ندارد، فراری میتواند به هر سمت و گوشهای فرار کند و همین امر می تواند گرگ را خسته کند. بازی وقتی تمام میشود که فراری توسط گرگ زده شود که در این صورت جاها عوض میشود.
گورانه بازی
جوراب بازی عمدتا در مناطق کردنشین آذربایجان غربی به ویژه بخش سیلوانا و صومای برادوست رایج است و در شبهای سرد و طولانی انجام میگیرد. جوراب بازی یا جورابین اصطلاح محلی گورانه بازی است. در آن۱۰ عدد جوراب مردانه بزرگ از جنس پشم را به صورت دهانه باز در دو ردیف پنج تایی میچینند. یک تیله در کنارشان قرار میدهند و بازیکنان در دو گروه طرفین جورابها مینشینند. یکی از ۱۰ نفر گروه گرداننده که مهارت زیادی دارد تیله را در میان انگشتان دست پنهان و شروع به فرو بردن دست در جورابهای که دهانه آنها باز است میکند. این کار را خیلی سریع و با مهارت انجام میدهد که گروه مقابل نتواند آن را حدس بزند. سرپرست یا یکی از اعضای گروه مقابل باید با مشورت و تصمیمگیری اعضا حدس بزند که تیله در کدام جوراب انداخته شده و باید آن را پیدا کند. هر بازی ۱۰ امتیاز دارد و به این شکل تا امتیاز ۱۵۰ ادامه می یابد و برنده مشخص میشود.
خوگه مله (زور آزمایی)
این بازی در شهرستان سردشت با هدف زور آزمایی با گردن انجام میشود. بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم میشوند. از هر گروه یک نماینده برای مبارزه آماده میشود. در این موقع دو نفر بازیکن در حال نشسته و کف پاهای خود را به همدیگر وصل می کنند. شال یا باند نرمی را به گردن انداخته و با اعلام شروع بازی از سوی داور مسابقه تلاش میکنند تا با وارد کردن نیروی بیشتر البته بدون خطا (دست زدن به طناب یا شال) حریف را از زمین بلند کنند. وقتی که حریف از زمین بلند شد نفر بعدی روی زمین در حالت خمیده به پشت قرار میگیرد و بازنده تقریبا روی پاهای خود میایستد.
درمانچی بابا (توفارقان)
نقشهای بازی آسیابان و زن بیوه است. آسیابان مشغول کار است که زن بیوهی گرسنهای مقداری گندم برای آردکردن میآورد.
آسیابان از آردکردن گندم او طفره میرود و وانمود میکند که خیلی کار دارد. هر بار زن برای نرم کردن دل او شعری میخواند ولی او باز هم راضی نمیشود. زن چند شعر میخواند، آسیابان کار او را راه میاندازد و بازی تمام میشود.
بازی اوچ یاستیخ (سه پشتک)
این بازی در شهرستان شوط با هدف ورزیدگی عضلات بدن و تقویت بنیه انجام میشود. افراد تیمها سه نفره هستند. سه نفر اول به صورت داوطلب یا به قید قرعه طوری میایستند که دو نفر پشتشان به هم باشد. در حالتی که ایستاده نشیمنگاه خود را به هم میچسبانند، کف دستها را به زانو میگذارند و خم میشوند. نفر سوم سرش را میان رانهای دو نفر قبلی میگذارد و تا حدود ۹۰ درجه خم میشود و ساعد و بازوانش را دور ران دو نفر دیگر حلقه میکند. این سه نفر به این ترتیب که ایستاده اند سه نفر تیم دیگر پشت سر هم شروع به غلت زدن از پشت این افراد میکنند. یعنی هر فرد دو کف دستش را روی لگن کسی که سرش میان ران دو نفر دیگر است میگذارد. سپس بدن خود را روی دستها بالا میکشد و غلت میزند طوری که پشتش روی پشت دو نفر دیگر قرار گیرد. پس از آن روی دو پا به سمت جلو میافتد و وقتی هر سه نفر پریدند، در جلو همانطور که گفته شد آرایش تیم میگیرند. تیم خوابیده شروع به بازی کرده و بازی ادامه مییابد.
توس تیپک
این بازی نیز بیشتر در شهرستان شوط انجام میشود و هدف آن ورزیدگی عضلات بدن، افزایش چابکی و تیزهوشی است. بازی «توس تیپک» گروهی است و از دو تیم مخالف هم تشکیل میشود. این بازی خشن است و معمولا در تیمهای پر جمعیت که بیش از دو نفر هستند، انجام می شود. انتخاب به این صورت است که از اعضای تیمهای مخالف دو نفر که از حیث نیروی جسمانی و قد تقریبا هم اندازه یکدیگر هستند دست در گردن هم میاندازند. برای خودشان نامهایی مانند پلنگ، موش، گربه انتخاب میکنند و پیش سرپرست تیمها میروند و میگویند: «هالای_هالای» «هابیدا»، سرپرستها هم میگویند: «اَلدیخ _ قیلیدخ _هاشیدا» و یکی از افراد داوطلب ورود به بازی میگوید: چه کسی پلنگ را میخواهد و چه کسی موش را هریک از سرپرستها بطور شانسی یکی از آنها را انتخاب میکند و افراد تیم به این منوال پایان میپذیرد. دو تیم در مقابل هم صف آرایی میکنند و فرمان حمله از سوی سرپرستها صادر میشود. افراد دو تیم بسوی هم حمله ور و با لگد به همدیگر میکوبند. معمولا قرار براین میشود که ضربه ای به شکم و جاهای آسیب پذیر بدن زده نشود. هر کس به هر کدام از یاران حریف که مایل است حمله میکند. بازی تا شکست یکی از تیمها ادامه مییابد.
اَبَرگَبَر
این بازی در شهرستان چایپاره انجام میشود. برای شروع بازی ابتدا یک چاله به عمق ۲۰ سانتی متر و به طول ۱۰ سانتی متر حفر میکنند. بعد میان افراد قرعه کشی میشود که کدام فرد بازی را شروع کند. سپس فرد برنده چوب بلند را برداشته و چوب کوتاه را در چاله میگذارند. چوب بلند را در زیر چوب گذاشته و آن را به بیرون چاله پرتاب میکند. افراد دیگر در اطراف چاله قرار میگیرند و بایستی چوب کوچک را قبل از افتادن به زمین در هوا بگیرند. هر کسی موفق به کار شد جای خود را با فرد برنده عوض کرده و بازی را از اول شروع میکنند.
بازی اِستُپ – آزاد
این بازی در ارومیه با هدف تقویت سرعت و استقامت انجام میشود. بازی اِستُپ – آزاد بازی شیرین و متنوعی است. پنج یا شش نفر از بچه ها دور هم جمع میشوند و با هم قرعه کشی میکنند تا یک نفر به عنوان بازنده و آغازکننده بازی تعیین شود. فردی که بازنده اعلام شده بازی استپ آزاد را آغاز و بقیه را دنبال میکند و آن نفری که قدرت و نفس بیشتری داشته باشد میدود. اگر احیانا از نفس افتاد میگوید استپ و در جای خود میایستد و بعد از اینکه رفع خستگی کرد یک نفر از بچه ها میآید دستش را به دست او میزند و آزادش میکند. او میتواند مجدد حرکت نماید. اگر در حال دنبال کردن، دست بازنده قبل از استپ گفتن به آن فرد بخورد بازنده، نفر دست خورده میشود و بازی استپ – آزاد بدین ترتیب ادامه مییابد. البته در یک زمان نمیتوان همه افراد استپ کنند. حداقل یک نفر باید آزاد باشد. اگر یکی استپ کرد و همه افراد دیگر هم استپ بودن استپ او مورد قبول نیست.
بازی خروس خروس
این بازی در ارومیه با هدف افزایش قدرت بدنی انجام میشود. افراد به دو گروه مساوی تقسیم میشوند. پس از قرعه کشی یکی از گروهها به عنوان گروه ۱ و دیگری گروه ۲ تعیین و در دو طرف محوطه و بر روی خط کناری، مقابل یکدیگر مینشینند. سپس با فرمان سرگروههای دو تیم، از هر گروه یک نفر به وسط رفته و با نفر تیم مقابل مبارزه میکند. مبارزه بدین صورت است که دو نفر مذکور بر روی یک پا ایستاده و دستهایشان را بر روی سینه خود میگذارند. سعی میکنند به همان وضعیت به یکدیگر تنه زده و همدیگر را سرنگون نمایند. در این بازی هر فردی که مجبور شود پای دیگر خود را بر زمین گذارد و یا بر روی قسمت دیگری از بدن سقوط نماید بازنده محسوب شده و یک امتیاز به تیم مقابل میدهد. به این صورت بازی ادامه مییابد.
بازی شعبه شعبه
در این بازی ابتدا یکی از بازیکنان به قید قرعه انتخاب میشود. پس از تعیین محل مشخصی مانند یک تیر برق یا یک تنه درخت بازی بدین صورت شروع میشود که فرد انتخاب شده چشمان خود را بسته و به محل تعیین شده تکیه میدهد. طبق قرار قبلی مثلا تا ۲۰ یا بیشتر میشمارد. سپس با گفتن جمله «دالدا قالان، قابخداقالان قورد اولسون» یعنی کسی که عقب تر یا جلوتر باشد گرگ است. چشمهای خود را باز کرده و به دنبال افراد میگردد. اگر موفق به دیدن محل دقیق و شناسایی هر کدام از آنها بشود با ذکر نام فرد و گفتن محل مخفی شده سعی می کند تا زودتر از او دستش را به شعبه بزند و اگر نتواند این کار را انجام دهد آن نفر بازنده شده و جای خود را باید با نفر قبلی در شعبه عوض کند. بازی با این ترتیب ادامه مییابد.
لخص اوینمه (بازی با کمربند)
لخص اوینمه یا بازی با کمربند در روستای کهریز ارومیه انجام میشود. در این بازی یک دایره بزرگ روی زمین میکشند و چند کمربند در روی دایره پهن میکنند. افراد بیرون میخواهند کمربند را از روی دایره بردارند و افراد داخل دایره را بزنند. افراد داخل دایره نیز این اجازه را به آنها نمیدهند.
بازی دستمال آتدی (انداختن دستمال)
این بازی در شهرستان چالدران و با هدف تفریح، تقویت سرعت و عکسل العمل انجام میشود. در این بازی ابتدا تمام بازیکنان پیرامون یک دایره مینشینند. یک نفر دستمال به دست دور دایره حرکت میکند و به طور دلخواه دستمال را به یکی از بازیکنان که نشستهاند داده و فرار میکند. فردی که دستمال را بر میدارد، شخص فرار کننده را تعقیب کرده و میتواند از فاصله ۲ متری او را دستمال بزند. در صورت موفق شدن میتواند سر جای خود برگشته و بنشیند. اما در غیر اینصورت فرد شروع کننده دوباره بازی را با همان شرایط اول ادامه خواهد داد.
بازی سلام سلام
این بازی بدین ترتیب است که یک مربع به اندازه یک متر در یک متر در کنار دیوار میکشند. یک نفر از اعضای بازی داخل مربع میایستد و بقیه دور مربع جمع میشوند. آن نفری که در داخل مربع است با سلام سلام گفتن و با یک پا (لی لی) از داخل مربع خارج میشود. نفراتی را که دور مربع هستند، دنبال میکند. اگر دستش به یک نفر از آنها خورد باید آن نفر خودش را فورا به داخل مربع برساند. اگر احیانا نتوانست این کار را انجام دهد، بقیه میتوانند او را دنبال و کتک بزنند. آن نفری که کتک خورده داخل مربع خواهد رفت و عمل سلام سلام گفتن و با یک پا بیرون آمدن را به اجرا در خواهد آورد. اگر نفری که داخل مربع است در حین بیرون آمدن سلام سلام گفتن و تعقیب دیگران، حرکت با یک پا و یا گفتن سلام سلام را فراموش و یا قطع کند باید خودش را فورا به داخل برساند. در غیر اینصورت بقیه که دور مربع هستند او را خواهند گرفت و کتک خواهند زد و بازی سلام سلام بدین ترتیب ادامه خواهد یافت.
بازی داش داش
از دیگر بازیهای مرسوم در آذربایجان غربی داش داش (سنگ سنگ) است. این بازی از دو نفر شرکت کننده و یا بیشتر هم میتواند تشکیل شود. شرکت کنندگان سنگهای صاف خود را به گوشه معینی از محوطه پرتاب میکنند. نفری که سنگ او به نقطه مورد نظر نزدیکتر باشد باید به محل سنگ خود رفته و از آنجا آن را به سمت سنگ یکی از نفرات پرتاب کند. هر گاه بتواند سنگ حریف را مورد هدف قرار دهد و یا به فاصله یک وجبی آن بیاندازد در این صورت برنده محسوب می شود. شخصی که سنگ او با سنگ وی برخورد کرده باید پرتاب کننده را از محل اولیه تا محل بعدی (محل جدید سنگ ) به پشت خود سوار و حمل کند. سپس بازی بار دیگر با پرتاب سنگها به سوی نقطه معین از سر گرفته میشود.
بالیق منده دی (ماهی دردست من است)
دراین بازی تعداد بازیکنان چهارتا ۱۰ نفر است. بازی به صورت تک گروه بوده و در داخل رودخانه یا استخر و در جاهایی با آب بیشتر و عمیق باید اجرا شود.
وسیله خاصی نیز برای اجرای آن وجود ندارد. بازی به این شکل است که تمام بازیکنان داخل آب می شوند یکی از بازیکنان می گوید ماهی در دست من است «بالیق منده دی» و دیگران شنا کنان او را تعقیب میکنند تا بتوانند به او دست بزنند. هرکسی که توانست به او دست بزند خود اعلام می کند«بالیق منده دی» ماهی دست من است و بقیه بازیکنان این بازیکن را دنبال می کنند و بازی همچنان ادامه می یابد. این بازی هیجان زیادی دارد چون بازیکن یا شناگری که دیگر افراد به دنبال او هستند می تواند زیر آب نیز برود و از دیگران بگریزد و البته دیگر شنا گران نیز می توانند او را زیر آبی تعقیب کنند .در این بازی بازیگران حتما باید شناگر ورزیده، با استقامت و پر نفس باشند.
بنفشه بندینه دوشه (بنفشه کی به بند می افته )
دراین بازی دو گروه و هرکدام به تعداد زیاد روبروی هم قرار می گیرند. هرگروه به همراه یاران خود دست های خود را به هم محکم گره میزنند.
طرف مقابل با صدای بلند می گوید: «بنفشه بندینه دوشه، بیزده ن سیزه کیم دوشه» (بنفشه کی به بند می افته، از ما چه کسی به شما یار میشه) طرف مقابل اسم یکی از یاران رقیب را میبرد و او موظف است با سرعت برود و با قدرت تمام سعی کند گره دست گروه رقیب را باز نماید. اگر بتواند، یک یار جدید از آنان می گیرد و به گروه خود اضافه می کند و گرنه خود باید به گروه رقیب و مقابل بپیوندد بازی به این شکل تا آخرادامه دارد این بازی مختص دختران جوان و نوجوان است.
پله دسته
این بازی می تواند بین ۲ الی چند نفر برگزار شود. ابزار بازی شامل یک چوب بزرگ و یک قطعه چوب کوچک است. یک نفر با چوب بزرگ به چوب کوچکتر ضربه زده و آن را به دور دست می فرستد.
طرف مقابل باید آن چوب کوچک را از همان نقطه چنان پرتاب کند که به چوب بزرگ که در زمین و نقطه ثابتی قرار گرفته است اصابت نماید. در این صورت برنده خواهد بود و گرنه بازی همچنان ادامه پیدا میکند. این بازی تحرک و تکاپوی بیشتری را با خود به همراه دارد.
سایه زندگی مدرنیته بر سر بازی های بومی محلی
عضو هیات علمی دانشگاه ارومیه در تحقیقی که در خصوص بازی های بومی و محلی استان داشته نوشته است: غفلت از بازیهای بومی و محلی به جایی رسیده که جوانان و نوجوانان حتی اسم برخی بازی ها را نمیدانند یا فقط از والدین خود در خصوص این بازیها چیزهای شنیده و در خصوص ریشه و مزایای این بازیها اطلاع قابل اتکایی ندارند.
میر محمد کاشف افزود: به نظر می سد زندگی مدرنیته تاثیر منفی بر این بخش از تاریخ گذاشته و دیگر خبری از لی لی ها، هفت سنگ ها، زو زو، استپ هوایی، وسطی، تسخیر قلعه، گرگم به هوا، جورابین و ملاملک نیست.
وی خاطرنشان کرد: بازیهای بومی با فلسفه و اهداف خاصی اجرا می شوند که از آن جمله می توان به افزایش سرعت، واکنش، چابکی، شجاعت، تیزهوشی، مردانگی و جوانمردی اشاره کرد.
بازی های مشترک نشانگر پیوندی عمیق در آذربایجان غربی
عضو هیات علمی دانشگاه ارومیه تصریح کرد: بازی های مردم جنوب آذربایجان غربی ریشه در فرهنگ کهن این سرزمین دارد و سالیان سال اجداد و نیاکان ما را در اوقات فراغت به خود مشغول کرده است.
به گزارش ایرنا، بازی های بومی که میراث اجداد مردمان این سرزمین هستند دارای خصوصیات مهمی در جهت پرورش روحیه جوانمردی، شجاعت و استقامت هستند.
شعبه شعبه، تسخیر قلعه، خروس، خروس، گم شده را پیدا کن،ـ هفت سنگ،ـ وسطی، لی لی، زوزو، استپ آزاد، گرگم و گله می برم، بازی با کمر، سوار شدن بر اوستا، ملاملک، پله و دسته، چوب و گوی (هله له و کین)، توپ عربی ، جوراب بازی، چوگان بازی (گوبنه)، قار داواسی (بازی با برف)، هول هول، سوزت زدن با گرز و فتح چاله از جمله بازی بومی محلی آذربایجان غربی است که سالیان متمادی توسط مردم این دیار اجرا شده است اما گذشت زمان و ظهور و بروز بازی های امروزی این بازی ها را به عقب رانده است.
بازی های بومی محلی در حقیقت جزوی از میراث فرهنگی استان محسوب می شوند و با توجه به تعدد اقوام و ادیان در این دیار از زیبایی خاصی برخوردارند بنابراین می طلبد که غبار فراموشی از روی این میراث ارزشمند کنار زده شود.
احیای بازی های بومی در حقیقت غنا بخشیدن به هویت این سرزمین بوده و تحقق آن نیازمند گامهای جدی مردم، مسوولان و متولیان امر است.












