به گزارش افق امروز
به نقل از محمدعلی عزتزاده در گفتوگو با ایسنا با اشاره به جایگاه کوروش در تاریخ و فرهنگ ایرانی، شکلگیری جغرافیای تاریخی ایران و ایجاد حکومتی متشکل از اقوام و فرهنگهای گوناگون را از مهمترین وجوه اهمیت این شخصیت تاریخی دانست و اظهار کرد: ماندگاری کوروش در حافظه ایرانیان را نمیتوان صرفا با دستاوردهای نظامی او توضیح داد؛ بلکه باید نقش او را در شکلگیری ایران بهعنوان یک واحد سیاسی و جغرافیایی و نیز الگوی حکمرانی در قلمروهای متنوع فرهنگی بررسی کرد.
او با بیان اینکه چرایی توجه مردم به کوروش، موضوعی پیچیده و در حوزه روانشناسی اجتماعی است، گفت: میتوان دلایل تاریخی مشخصی را برای این جایگاه برشمرد. کوروش کار بسیار مهمی در بنیانگذاری ایران انجام داد و بسیاری از تحولات سیاسی و سرزمینی ایران در دورههای بعد را میتوان در امتداد میراث تاریخی او بررسی کرد و این موضوع عامل مهمی در ماندگاری او در حافظه مردم دارد.
حکومتهایی که مدیون کوروش هستند
عزتزاده با اشاره به تداوم مفهوم ایران در سلسلههای مختلف تاریخی افزود: پس از دوره سلوکیان که جانشینان اسکندر بودند، اشکانیان توانستند با برانداختن حکومت آنان، بخش بزرگی از قلمرو ایران را دوباره در اختیار بگیرند. پس از اشکانیان نیز ساسانیان به قدرت رسیدند و در مجموع، تداوم یک حوزه سیاسی و جغرافیایی گسترده در دورههای مختلف تاریخی قابل مشاهده است.
او با اشاره به شکلگیری حکومت صفوی بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ ایران پس از اسلام، اظهار کرد: صفویان نیز در پی تثبیت قلمرویی بودند که با بخش مهمی از جغرافیای تاریخی ایران ارتباط داشت. درگیریهای ایران و عثمانی بر سر مناطق غربی و سرزمینهایی که در دورههایی از تاریخ در قلمرو ایران قرار داشتند، بخشی از همین روند تاریخی بود. البته این تداوم به معنای یکسان بودن مرزها یا ساختارهای سیاسی در تمام این دورهها نیست، بلکه از استمرار اهمیت مفهوم ایران و جغرافیای آن حکایت دارد.
او با بیان اینکه این نگاه به قلمرو تاریخی ایران در دورههای دیگر نیز قابل پیگیری است، ادامه داد: حتی در دوره ایلخانان و در زمان هلاکو، بخشهایی از قلمرو ایران تاریخی در کانون توجه قرار داشت و تلاشهایی برای گسترش نفوذ به سمت شامات نیز صورت گرفت؛ منطقهای که در برخی دورههای باستانی با قلمرو شاهنشاهی هخامنشی ارتباط داشت.
عزتزاده با تأکید بر اینکه یکی از مهمترین میراثهای کوروش، شکلگیری مفهوم جغرافیایی ایران است، گفت: این جغرافیا بعدها در قالب مفاهیمی مانند «ایران تاریخی»، «ایران بزرگ فرهنگی» و کشورهای وارث تمدن ایرانی در همسایگی ایران مورد توجه قرار گرفت. از این منظر، اهمیت کوروش تنها به دوره پادشاهی او محدود نمیشود و بخشی از جایگاه او به نقشی برمیگردد که در شکلگیری یکی از ارکان هویت تاریخی ایرانیان داشته است.
عوامل ماندگاری میراث کوروش
دبیر انجمن ایرانشناسی با اشاره به شیوه حکمرانی کوروش، یکی دیگر از عوامل اهمیت تاریخی او را ایجاد ساختاری سیاسی با حضور اقوام و فرهنگهای گوناگون دانست و اظهار کرد: کوروش سرزمینهایی را به قلمرو خود افزود که ساکنان آنها از نظر فرهنگ، زبان و باورهای دینی با یکدیگر تفاوت داشتند. اهمیت شیوه حکمرانی او، از این منظر، در آن بود که امکان حفظ بخشهایی از فرهنگ، دین و زبان محلی این جوامع را در چارچوب یک ساختار سیاسی گسترده فراهم کرد. این ترکیب از تنوع فرهنگی و وحدت سیاسی، در شکلگیری و تداوم شاهنشاهی هخامنشی اهمیت داشت.
عزتزاده با توضیح مفهوم شاهنشاهی اظهار کرد: این واژه صرفا یک عنوان تشریفاتی نبود، بلکه به ساختاری سیاسی اشاره داشت که در آن شاهان محلی در قلمروهای مختلف حضور داشتند و در رأس آنها شاهنشاه قرار میگرفت. کوروش در ابتدا شاه پارس بود و پس از گسترش قلمرو خود، بر سرزمینهای دیگری نیز فرمان راند. بنابراین، مفهوم شاهنشاهی را باید در نسبت میان این قدرت مرکزی و حکومتهای محلی درک کرد.
او با اشاره به گستره فتوحات کوروش ادامه داد: او پس از تثبیت قدرت در پارس، قلمرو ماد را به تصرف درآورد و سپس با گسترش قلمرو خود، بخشهایی از بینالنهرین و لیدی در غرب آناتولی را نیز به شاهنشاهی هخامنشی افزود. پس از او، کمبوجیه و داریوش نیز قلمرو هخامنشیان را گسترش دادند و مصر از جمله سرزمینهایی بود که در دوره آنان به این شاهنشاهی پیوست.
دبیر انجمن ایرانشناسی با بیان اینکه گردآوردن بخشهایی از تمدنهای بزرگ آن روزگار در یک ساختار سیاسی، از دستاوردهای مهم دوره هخامنشی بود، اظهار کرد: این تحولات سبب شد شاهنشاهی هخامنشی به الگویی مهم در تاریخ حکومتهای گسترده تبدیل شود. در بررسی تاریخی امپراتوریهای بعدی نیز میتوان شباهتهایی میان ساختارهای امپراتوری و مفهوم شاهنشاهی مشاهده کرد؛ هرچند نمیتوان گفت همه این حکومتها در زمینه شیوه حکمرانی، میزان آزادیهای فرهنگی یا نوع رابطه با جوامع تحت سلطه، عملکرد یکسانی داشتهاند.
ماندگاری ایران هخامنشی فراتر از قدرت نظامی بود
عزتزاده با اشاره به مدت و گستره حکومت هخامنشیان اظهار کرد: استمرار شاهنشاهی هخامنشی برای بیش از دو قرن، در قلمرویی وسیع از بخشهایی از آناتولی تا نواحی شرقی آسیا، نشان میدهد که اداره چنین قلمرویی را نمیتوان صرفا با قدرت نظامی توضیح داد. این شاهنشاهی در دورهای بخش بزرگی از جمعیت جهان شناختهشده آن روزگار را دربر میگرفت و حفظ چنین ساختاری برای مدتی طولانی، به عوامل سیاسی، اداری و فرهنگی نیز وابسته بود.
او افزود: قدرت نظامی در شکلگیری و گسترش این شاهنشاهی نقش داشت، اما تداوم آن در سرزمینی با تنوع قومی، زبانی و فرهنگی، موضوعی فراتر از پیروزی در جنگها بود. به همین دلیل، برای شناخت جایگاه کوروش در تاریخ ایران باید علاوه بر فتوحات او، به چگونگی شکلگیری یک ساختار سیاسی گسترده و نحوه اداره جوامع گوناگون در آن نیز توجه کرد.
جایگاه کوروش در تقویت هویت ملی امروز
او در پاسخ به پرسشی درباره اهمیت ملیگرایی در جامعه، بهویژه در پی تجربه دو جنگ تحمیلی اخیر و اینکه آیا میتوان با رجوع به شخصیتهای تاریخی مانند کوروش به تقویت این گرایش کمک کرد، اظهار کرد: برای شناخت شخصیتهای تاریخی باید از نگاه مطلقگرایانه به آنها پرهیز کرد. رجوع به شخصیتهایی مانند کوروش برای تقویت هویت ملی، اگر به معنای شناخت دقیق تاریخ و آگاهی از دستاوردهای این شخصیتها باشد، اهمیت دارد؛ اما نباید از شخصیتهای تاریخی چهرههایی بیخطا بسازیم. باید در عین شناخت و ارج نهادن به دستاوردهای آنان، شرایط تاریخی و اجتماعی زمانهشان را نیز در نظر بگیریم و از داوری درباره آنها بر اساس معیارهای امروزی، بدون توجه به تفاوتهای تاریخی، پرهیز کنیم.
تاثیرگذاری کوروش بر افکار غربیها
او با اشاره به بازتاب شخصیت کوروش در آثار اندیشمندان یونان باستان افزود: کوروش در آثار برخی از متفکران و مورخان یونانی مورد ستایش قرار گرفته است. افلاطون و ارسطو دو چهره مهم در تاریخ فلسفه سیاسی هستند که هر یک بر شکلگیری جریانهای فکری گستردهای تأثیر گذاشتند. اندیشه افلاطون بر سنت فلسفی جهان اسلام نیز تأثیر گذاشت و بسیاری از فیلسوفان مسلمان در پیوند با سنتهای افلاطونی و نوافلاطونی اندیشهورزی کردند. از سوی دیگر، اندیشه ارسطو نیز در شکلگیری سنتهای فلسفی و فکری غرب جایگاه مهمی داشته است.
دبیر انجمن ایرانشناسی با بیان اینکه در آثار مربوط به اندیشه سیاسی در جهان باستان، از کوروش و داریوش نیز یاد شده است، اظهار کرد: «کوروشنامه» اثر گزنفون، مورخ و اندیشمند یونانی، یکی از آثاری است که در آن به شخصیت و شیوه حکمرانی کوروش پرداخته شده است. این کتاب در دورههای بعد نیز مورد توجه قرار گرفت و گفته میشود در شکلگیری اندیشه سیاسی برخی از بنیانگذاران ایالات متحده آمریکا تأثیر داشته است.
او با اشاره به توماس جفرسون، از چهرههای اصلی تأسیس ایالات متحده آمریکا و سومین رئیسجمهور این کشور، ادامه داد: درباره علاقه جفرسون به کوروشنامه و توصیه او به مطالعه این اثر مطالبی نقل شده است. این توجه نشان میدهد که شخصیت کوروش، افزون بر جایگاهش در تاریخ ایران، در دورههای بعد نیز برای برخی از اندیشمندان و سیاستمداران جهان موضوع توجه و مطالعه بوده است.
عزتزاده با تأکید بر اینکه توجه به کوروش در خارج از ایران نیز میتواند در فهم جایگاه او در حافظه تاریخی ایرانیان مؤثر باشد، گفت: هنگامی که شخصیتی تاریخی در دورههای مختلف مورد توجه و ستایش قرار میگیرد، این موضوع میتواند برای مردمی که آن شخصیت بخشی از تاریخ و هویت آنهاست، مایه افتخار باشد. از این منظر، کوروش برای ایرانیان شخصیتی مهم است؛ زیرا هم در گسترش قلمرو ایران نقش داشته و هم شیوه حکمرانی او در بررسیهای تاریخی، از جمله در زمینه نحوه مواجهه با سرزمینهای فتحشده، مورد توجه قرار گرفته است.
«افتخار کردن» با مطالعه تاریخ ممکن است
دبیر انجمن ایرانشناسی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به آنچه تلاش برخی برای مخدوش کردن جایگاه شخصیتهای تاریخی ایران توصیف کرد، اظهار کرد: در مواجهه با روایتهایی که با هدف زیر سؤال بردن تاریخ و هویت ایرانی مطرح میشوند، باید به منابع معتبر تاریخی رجوع کرد و میان نقد مستند و ادعاهای فاقد پشتوانه تمایز قائل شد. همانطور که نباید از شخصیتهای تاریخی چهرههایی بیخطا ساخت، نباید دستاوردهای آنها را هم نادیده گرفت.
او با تأکید بر اینکه افتخار به شخصیتهایی مانند کوروش باید بر شناخت آگاهانه تاریخ استوار باشد، اظهار کرد: میتوان به دستاوردهای تاریخی کوروش و نقشی که در شکلگیری و گسترش شاهنشاهی هخامنشی داشته است، افتخار کرد؛ اما این افتخار زمانی معنا و استحکام بیشتری پیدا میکند که بر پایه مطالعه منابع، شناخت شرایط تاریخی و پذیرش امکان نقد شکل بگیرد. شناخت تاریخ، نه به معنای نادیده گرفتن نقاط قوت و نه به معنای چشمپوشی از محدودیتها و خطاهای شخصیتهای تاریخی است، بلکه به معنای درک واقعبینانه جایگاه آنها در روند تحولات تاریخی است.
فقدان آموزش تاریخ و تحریف روایتها
عزتزاده با اشاره به تأثیر کمتوجهی به معرفی کوروش و دیگر شخصیتهای تاریخی ایران بر شکلگیری روایتهای منفی درباره تاریخ کشور، اظهار کرد: یکی از مسائل مهم، ضعف شناخت عمومی از ایران است. این ضعف ممکن است در مواردی ناشی از تصمیمها و رویکردهای آگاهانه بوده باشد و در مواردی نیز از کمتوجهی و ناآگاهی سرچشمه گرفته باشد؛ اما در هر صورت، نتیجه آن میتواند شکلگیری تصویری ناقص از تاریخ و فرهنگ ایران باشد.
او با بیان اینکه شناخت ایران نباید به تصور عمومی از یک کشور محدود شود، افزود: ایران ابعاد تاریخی، فرهنگی، زبانی، علمی و تمدنی متعددی دارد که همه آنها به اندازه کافی شناخته نشدهاند. هنگامی که از ایران صحبت میکنیم، باید به پیشینه تاریخی و فرهنگی آن، تعاملش با تمدنهای دیگر و سهمی که در تحولات تمدنی داشته است، توجه کنیم. نمیتوان انتظار داشت جامعهای که شناخت کافی از تاریخ خود ندارد، در برابر روایتهای نادرست یا یکسویه درباره گذشتهاش، آگاهی لازم را داشته باشد.
دبیر انجمن ایرانشناسی با تأکید بر ضرورت تقویت آموزش تاریخ و فرهنگ ایران ادامه داد: در معرفی فرهنگ غرب، بهویژه از طریق رسانهها و محصولات فرهنگی، حجم گستردهای از اطلاعات در اختیار مخاطبان قرار میگیرد. در مقابل، ما نیز باید برای معرفی تاریخ و فرهنگ ایران، آموزش و اطلاعرسانی مؤثر و مستمر داشته باشیم تا نسل جدید بتواند با وجوه مختلف میراث تاریخی خود آشنا شود. صرف اینکه تصور کنیم فرزندان ما ایران را میشناسند، کافی نیست؛ شناخت تاریخی و فرهنگی نیازمند آموزش و آگاهیبخشی است.
او با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره تاریخ ایران و یونان، اظهار کرد: در روایتهایی که درباره تاریخ مطرح میشوند، گاهی تنها بخشی از ماجرا بیان میشود و مقدمات و زمینههای تاریخی آن نادیده گرفته میشود. برای مثال، در موضوع آتشسوزی «آکروپولیس» و لشکرکشی خشایارشا به یونان، روایتهای دیگری نیز وجود دارد که باید در کنار روایت مورد اشاره بررسی شوند. نمیتوان تنها یک روایت را مطرح کرد و بدون توجه به دیگر شواهد تاریخی، همان را مبنای قضاوت قرار داد.
تاثیر شناخت ایران بر خودباوری ملی
او ادامه داد: باید روایتهای مختلف را به فرزندان خود آموزش دهیم و زمینهای فراهم کنیم تا آنها بتوانند با شناخت منابع و شواهد، درباره رویدادهای تاریخی قضاوت کنند. این کار شاید دشوار باشد، اما ضرورت دارد؛ زیرا شناخت درست ایران از دو جهت اهمیت دارد. نخست اینکه مردم در مواجهه با روایتهای بیرونی، بهویژه روایتهایی که ممکن است با رویکردی مغرضانه درباره ایران مطرح شوند، آگاهی بیشتری داشته باشند. دوم اینکه این شناخت به ایجاد خودباوری ملی کمک میکند.
عزتزاده افزود: وقتی بدانیم چه پیشینهای داشتهایم، چه دستاوردهایی به دست آوردهایم و در تاریخ چه نقشی ایفا کردهایم، میتوانیم باور داشته باشیم که امروز نیز توانایی پیشرفت داریم. چنین شناختی میتواند در تقویت این باور مؤثر باشد که جامعه ایران قادر است در زمینههای علمی و فناوری پیشرفت کند و برای حفظ استقلال و ساختن آینده خود تلاش کند.
او با تأکید بر مسئولیت دولت و حاکمیت در آموزش تاریخ و فرهنگ ایران اظهار کرد: دولت و حاکمیت وظیفه دارند آموزش درباره ایران را از همین امروز بهطور جدی دنبال کنند. این اقدام هم به نفع کشور و هم به نفع ملت ایران است.
عزتزاده با تأکید بر ضرورت تقویت هویت ایرانی اظهار کرد: فرهنگ ایران از پیشینهای گسترده برخوردار است و در طول تاریخ با تهاجمهای فرهنگی و نظامی مواجه شده است؛ اما نمیتوان صرفا با تکیه بر این سابقه تصور کرد که در آینده نیز بدون انجام اقدامات فرهنگی و آموزشی، پاسخ همه چالشها را خواهیم داد. اگر برای آموزش و معرفی فرهنگ و اساطیر ایران اقدام مؤثری انجام ندهیم، دیگران میتوانند روایت خود را از تاریخ و فرهنگ ما ارائه دهند و نسل جدید نیز ممکن است همان روایتها را بپذیرد. بنابراین، باید فرزندان خود را با تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی آشنا کنیم و به آنها بیاموزیم که ایران چه پیشینهای دارد و چه ظرفیتهایی در آن وجود دارد.