به گزارش افق امروز
به نقل از خبرگزاری تسنیم صادق هدایت از چهرههای بحثبرانگیز ادبیات معاصر است که همواره در حلقه موافقان و مخالفان ایستاده. برای موافقان، او مهمترین نویسنده و برای مخالفان، او پیامآور ادبیاتی با نیش و کنایه و نومیدانه است. فارغ از این هیاهو، او بیشک از تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر ایران است که توانست ظرفیت ادبیات ایران را در ظرف جدید «داستاننویسی مدرن» و «رمان» نشان دهد.
هدایت با استفاده از تکنیکهای مدرن داستاننویسی غربی، اساطیر، روانکاوی و … در خلق آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون»، «سگ ولگرد» و «داش آکل» زاویه دید جدیدی در میان نویسندگان معاصر ایجاد کرد.
از سوی دیگر، او زبان رمان را به زبان گفتار و عامه مردم نزدیک کرد و زبان فارسی را در این قالب جدید، از تکلف رهانید.
هدایت با استفاده از اصطلاحات، نیش و کنایهها و واژگان مردم عادی در داستانهایش، تنها روایتهای فردی را به تصویر نکشید، بلکه نمایی از اوضاع اجتماعی ایران را به تصویر کشید.
به دلیل همین تاثیرگذاری و البته زندگی پرفراز و نشیب اوست که پرداختن به آثار و احوالاتش، همواره یکی از موضوعات جذاب برای پژوهشگران ادبی بوده است.
کتاب «یکی رفت یکی آمد» تازهترین اثر درباره اوست که به قلم غزاله محمدی نوشته و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
نویسنده در این اثر با کاوشی گسترده در اسناد و نشریات دهه ۱۳۲۰- که برخی از آنها کمتر در دسترس پژوهشگران بودهاند- ۳۴ داستان، نمایشنامه و ترجمه را شناسایی کرده و بر پایه مجموعهای از شواهد و قرائن برونمتنی آنها را به صادق هدایت منتسب کرده است.
به فرض درستی این انتساب، اهمیت این آثار تنها در افزوده شدن چند متن به کارنامه هدایت نیست؛ بلکه میتوانند بخشی ناشناخته از حیات ادبی و اجتماعی یکی از بزرگترین نویسندگان ادبیات معاصر ایران را روشن کنند.
نخ تسبیح این آثار نویافته، انتشار آنها در مجلات حزب توده است. در واقع، نویسنده در این پژوهش به بررسی رابطه میان صادق هدایت و حزب توده در سالهای نخستین فعالیت این حزب از سطور مجلات و روزنامههایی میپردازد که کمتر در دسترس عموماند و در آرشیو مراکز و سازمانها خاک میخورند.
محمدی که پیش از این در «ادبیات سرخ» به محتوای ادبی روزنامههای وابسته به حزب توده پرداخته، در کتاب جدید خود تلاش میکند با جستوجو در نشریات قدیمی و وابستهای چون روزنامه «مردم»، «آژیر» و «نامه رهبر»، آثار داستانی و ترجمههایی را که هدایت احتمالاً بدون نام یا با نامهای مستعار در آنها منتشر کرده، شناسایی و معرفی کند.
بر اساس خاطرات و اسناد باقیمانده از اعضای حزب توده (مانند انور خامهای و بزرگ علوی)، هدایت در آن دوران تمایل و خوشبینی نسبی به اهداف آزادیخواهانه و ضد فاشیستی حزب داشت؛ کما اینکه بسیاری از ادبای آن دوره این تمایل را به دلیل پیشینه تاریخی مراودات با انگلستان از خود نشان داده بودند:
در سالهای اولیه فعالیت حزب، غالب روشنفکران ایرانی در میان افکار لیبرالیستی، ناسیونالیستی و مارکسیستی، که به دنبال آوازه ترقی و مدرنیته در انگلستان، آلمان و روسیه به ایران رسیده بود، با توجه به بقایای استعماری انگلستان و بدگمانی به آمریکا و البته انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ به اتحاد جماهیر شوروی متمایل بودند و عمدتاً تمایلاتی نیز به مارکسیسم نشان میدادند.
غالب رهبران اولیه حزب توده از میان روشنفکران بودند، گرایش ترقیخواهانه داشتند و به هنر و ادبیات دلبستگی داشتند؛ با کمک هنر و آفرینشهای ادبی میکوشیدند افکار آرمانگرایانهٔ خود را برای رسیدن به رفاه و آزادی ترویج دهند. در سالهای اولیهٔ تشکیل حزب، این افراد بههمراه عدهای از استادان دانشگاه و شاعران و نویسندگان بنام کشور که جذب افکار چپ و حزب توده شده بودند، نشریات حزب را مدیریت میکردند…
نویسنده از دیگر دلایل تمایلات به سمت حزب توده را سقوط رضا شاه و باز شدن فضای سیاسی میداند:
آنچه در آن روزگار به عنوان مظاهر فاشیسم تلقی و تبلیغ میشد، سیاستها و فعالیتهای آلمان نازی بود که به رهبری هیتلر و متحدانی همچون موسولینی در ایتالیا با نیروهای متفقین در اروپا و دیگر مناطق جهان درگیری بودند و دامنه این درگیری به ایران نیز کشیده شده بود.
در اواخر دوران رضاشاه، گرایش حکومت ایران به سمت و سوی آلمان بود و تبلیغات ناسیونالیستی بهویژه درباره یکی بودن نژاد آریاییهای ایران و آلمان نیز مؤثر واقع شده بود و بسیاری از مردم ایران در آن مقطع تاریخی از پیروزیهای هیتلر در جبهههای نبرد خوشحال بودند. نیروهای متفقین نیز اعلام بیطرفی ایران در جنگ جهانی دوم را بهگونهای طرفداری از آلمان نازی به شمار میآوردند.
از این رو، در شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از سمت شمال و نیروهای انگلیس از جنوب وارد خاک ایران شدند و ایران را به اشغال خود درآوردند و رضاشاه را مجبور به استعفا و ترک کشور کردند.
در پی این اتفاق، آزادی نسبیای در جامعهٔ ایران پدید آمد و حزب توده از مهر ۱۳۲۰ تشکیل شد و رهبران حزب برای آنکه بتواند از تمایل مردم به آلمان و شدتبخشیدن به دیدگاههای مارکسیستی بکاهد، با کمک مالی شوروی و انگلیس… اقدام به انتشار نشریه «مردم» کرد که هدف اصلی از انتشارش آن ترویج دیدگاههای ضدفاشیستی و پرداختن به جنایات آلمانها بود. در بهار ۱۳۲۱، آلمانها حمله به مسکو و لنینگراد را متوقف کردند و متوجه جبهه جنوب شدند و در این جبهه نیز با مقاومت شدید روسها در استالینگراد مواجه و متوقف شدند و بدینسان، خطر شکست شوروی و رسیدن آلمانها به ایران تقریباً از بین رفت. پس از این اتفاق، [نشریه] «مردم» به حمایت از مردم مقاوم استالینگراد و شوروی پرداخت. …
محمدی در ادامه ضمن اشاره به نقش ادبیات در تبلیغ این حزب، تأکید میکند که هدایت در این فضا، در برخی راهپیماییهای حزب شرکت میکرد، با چهرههای حزبی ارتباط داشت و مقالات، داستانها و ترجمههایی را برای انتشار در اختیار نشریات حزبی قرار میداد.
در این اثر نام تعدادی از آثار هدایت در قالب داستان و نمایشنامه ذکر شده که در آثاری چون «سه قطره خون» و «سگ ولگرد» با نام او منتشر شدهاند. برخی از آثار نویافته اما بینام نیز به قرائن سبکی و زبانی، به هدایت نسبت داده شده است. در حوزه ترجمه نیز چند داستان از فرانتس کافکا («گراکوس شکارچی»)، ژان پلسارتر («دیوار») و جان گالزورثی نیز بررسی شدهاند که بینام مترجم به چاپ رسیدهاند اما براساس شواهد متنی، به هدایت نسبت داده شده است.
«یکی رفت یکی آمد» تصویری از حیات سیاسی اجتماعی صادق هدایت را پیش چشم مخاطب میگشاید و از تاثیر رویدادها و گروههای سیاسی بر جریانسازی ادبیات معاصر میگوید. نویسنده البته بر این باور است که فعالیت هدایت در این روزنامهها از سر علقه و علاقه او به حزب توده نبوده و باید این دست از فعالیتهای او را از سر میل به اصلاح جامعه در هدایت در نظر گرفت.
انتشارات علمی و فرهنگی کتاب حاضر را به قیمت یک میلیون تومان عرضه کرده است.