در یکصد و بیست و هشتمین نشست مجمع شهرداران کلان‌شهرهای ایران به میزبانی پایتخت میراث جهانی مطرح شد

آینده انتخابات شوراها و استقلال مدیریت شهری؛ اصلاح ماده ۵۵ با محور معیشت مردم و مدیریت واحد شهری

یکصد و بیست و هشتمین نشست مجمع شهرداران کلان‌شهرهای کشور در شهر تاریخی یزد، با حضور بیست شهردار، رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها و مدیران ارشد شهری، به میدانی تعیین‌کننده برای شفاف‌سازی سرنوشت بلاتکلیف انتخابات دور هفتم شوراها، ابطال فرضیه انتصاب سرپرست، رونمایی از طرح برگزاری منطقه‌ای انتخابات در پاییز، دفاع همه‌جانبه از استقلال نهادهای عمومی غیردولتی در برابر دست‌اندازی‌های دیوان‌سالاری دولتی و تصویب نقشه راه واگذاری تصدی‌ها از طریق اصلاح بنیادین ماده پنجاه و پنج قانون شهرداری‌ها تبدیل شد

به گزارش افق امروز

شهر خشت‌خام و قنات، یزدِ جهانی، در بیست و چهارمین روز از نخستین ماه پاییز، میزبان بیست شهردار کلان‌شهر ایران و سکان‌داران ارشد سیاست‌گذاری شهری کشور بود. نشستی که در تالار همایش‌های شهر دارالعباده برگزار شد، فراتر از گردهمایی‌های تشریفاتی متداول، به صحنه صریح‌ترین گفتگوها پیرامون گره‌گشایی از چالش‌های بنیادین مدیریت شهری، معیشت شهروندان در شرایط دشوار اقتصادی و دفاع از رکن جمهوریت نظام یعنی نهاد شوراها اختصاص یافت.

روایت آغازین میزبان؛ یزد؛ نماد سازگاری تاریخی و سرآمدی نخبگانی

در مطلع این رویداد، عزیزالله سیفی، رئیس شورای اسلامی شهر یزد، با خوش‌آمدگویی به شهرداران سراسر کشور، گوشه‌هایی از شناسنامه تمدنی و دستاوردهای کم‌نظیر یزد را برشمرد. وی با یادآوری ثبت جهانی بافت تاریخی یزد در تابستان سال هزار و سیصد و نود و شش، این افتخار ملی را برآمده از ابتکار تاریخی این کهن‌شهر در تأسیس نخستین شهرداری منطقه ویژه تاریخی کشور دانست؛ اقدامی دوراندیشانه که مانع از تخریب خشت‌ها، بادگیرها و بافت زنده زیست بومی شد. سیفی سپس با تکیه بر آمارهای رسمی، پایتخت بادگیرها را به عنوان الگوی درخشان توسعه انسانی معرفی کرد؛ استانی که برای سی سال متوالی پرچمدار صدرنشینی قبولی در آزمون سراسری دانشگاه‌ها بوده، بالاترین نسبت جمعیت نخبگان به کل جمعیت کشور را ثبت کرده، جایگاه نخست سرانه فضاهای کتابخانه‌ای و امانت کتاب و رتبه دوم گستره مساجد و حسینیه‌ها را در اختیار دارد و از پیشگامان زیست‌بوم علم و فناوری و باسوادی به شمار می‌رود.

رئیس پارلمان شهری یزد همچنین با ارائه کارنامه دوره ششم شورا، پاک‌دستی، انضباط مالی و انسجام ساختاری را شاخصه یزد دانست و از تعیین تکلیف بیش از چهارصد و سی طرح نیمه‌تمام شهری که برخی بیش از دو دهه خاک فراموشی خورده بودند، ساماندهی رینگ شهری و نهضت آسفالت معابر خبر داد. وی با ابراز نگرانی عمیق از تأخیرهای پدیدآمده در تعیین تکلیف زمان انتخابات شوراها، تزلزل انگیزشی را زنگ خطری جدی برای خدمات‌رسانی خواند و از شهرداری تهران خواست تجارب میدانی خود در مهار تورم اقلام معیشتی و توزیع مستقیم کالا را در اختیار شبکه کلان‌شهرها بگذارد تا طرح‌هایی نظیر بازارهای چهارسوق یزد توسعه یابند.

در ادامه، ابوالقاسم محی‌الدینی، شهردار یزد، ضمن خوش‌آمد به همتایان خود در کلان‌شهرهای ایران، تمرکز بر سفره مردم و کاهش فشارهای معیشتی را وظیفه فوری مدیریت شهری در هنگامه سختی‌های اقتصادی دانست. وی با تأکید بر اینکه شهرداری‌ها در خط مقدم تماس با شهروندان قرار دارند، بهره‌گیری از مدل‌های آزمایش‌شده کنترل زنجیره تأمین و حذف واسطه‌های زائد را ضرورت هم‌افزایی مجمع خواند تا بار گرانی از دوش طبقات محروم برداشته شود.

رمزگشایی بهارستان از سرنوشت شوراها و معماری مدیریت واحد شهری

سپس محمدصالح جوکار، رئیس کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی، با نقد آشفتگی‌های رسانه‌ای و شایعات پیرامون شوراها، تبیین شفافی از آخرین وضعیت تصمیم‌گیری‌ها ارائه داد. وی صراحتاً فرضیه تعلیق و نصب سرپرست به جای شوراها بر مبنای ماده بیست و شش را مردود خواند و آن را اجحافی بزرگ در حق نهاد مردم‌سالاری محلی پس از ربع قرن بالندگی دانست. جوکار خبر داد که با توجه به شرایط منطقه‌ای و دغدغه‌های امنیتی، سناریوی نهایی مجلس برگزاری غیرمتمرکز، غیرهم‌زمان و چندمرحله‌ای انتخابات در قالب خوشه‌بندی استانی است که به شورای عالی امنیت ملی ارائه شده و تاریخ‌های هشتم، پانزدهم یا بیست و دوم آبان‌ماه به عنوان گزینه‌های پیشنهادی بر روی میز قرار دارند و با هماهنگی عالی‌ترین سطوح نظام اجرایی خواهد شد.

رئیس کمیسیون امور داخلی کشور در بخش دیگری از بیانات خود، با گلایه از توقف اجرای بند الف ماده هشتاد و پنج قانون برنامه هفتم پیشرفت کشور پیرامون تشکیل اتحادیه شهرداری‌ها طی دو سال و نیم گذشته، دیوان‌سالاری متمرکز پایتخت را مانع اصلی تحقق این ظرفیت دانست. وی مژده داد که مجلس به جای اتکا به طرح‌های خاک‌خورده گذشته، از طریق اصلاح ساختاری ماده پنجاه و پنج قانون شهرداری‌ها و الحاق بندهای سی و سی و یک، شورای عالی انتقال وظایف و تصدی‌ها را پایه‌گذاری کرده تا طی بازه‌ای سه تا پنج ساله، بیست مأموریت تصدی‌گری و موازی دستگاه‌های اجرایی همراه با بودجه و نیروی انسانی، به شهرداری‌ها واگذار شود و مدیریت یکپارچه شهری از رؤیا به واقعیت بدل گردد.

فریاد هشدار شهردار پایتخت؛ نفی استقلال شهرداری‌ها تعارض با مردم‌سالاری است

علیرضا زاکانی، شهردار تهران و رئیس مجمع شهرداران کلان‌شهرهای ایران، سخنان خود را با بیانی صریح در دفاع از حریم مدیریت شهری آغاز کرد. وی تأکید کرد که شایعه‌پراکنی و بازی‌های سیاسی بر سر ماندن یا رفتن شوراها، رشته امور شهرها را دچار اختلال می‌کند و دولت و مجلس باید در صدایی واحد، قطعیت تصمیم را اعلام نمایند. زاکانی به کارشکنی برخی ساختارهای دیوان‌سالار در تقلیل منزلت شهرداری‌ها اشاره کرد و هشدار داد: مجمع شهرداران کلان‌شهرها با قدمتی بیست و هفت ساله، تجلی راستین مردم‌سالاری دینی و خودکفایی عمومی است؛ اما عده‌ای در بدنه بوروکراسی به دنبال انحلال یا دولتی‌سازی آن هستند.

وی با اشاره به روابط صمیمانه و وثیق خود با عالی‌ترین سطوح دولت، مانع اصلی را نه در اراده کلی قوه مجریه، بلکه در حس رقابت نابجا و تفکرات انقباضی لایه‌های میانی دانست که از حذف کمیسیون خاص کلان‌شهرها در دولت تا سنگ‌اندازی در تدوین اساسنامه اتحادیه شهرداری‌ها امتداد یافته است. زاکانی یادآور شد که نادیده گرفتن جایگاه بیش از بیست کلان‌شهر که هفتاد درصد بار جمعیتی و ترافیکی کشور را بر دوش می‌کشند و تبدیل شهرداری‌ها به زائده‌های اداری وزارتخانه‌ها، خیانت به کارآمدی ملی است. شهردار پایتخت وحدت کلمه، عبور از خودخواهی‌های جناحی و بهره‌گیری از شبکه مویرگی میادین شهری برای توزیع اقلام ارزان‌قیمت و مهار تورم سفره خانوار را وظیفه حیاتی مدیران در شرایط حساس کنونی دانست.

واکاوی حقوقی مشاور عالی مجمع؛ کالبدشکافی تحمیلات اداری و بسته اصلاحی ماده پنجاه و پنج

پایان‌بخش بخش عمومی نشست، گزارش تفصیلی و کارشناسی مشاور عالی مجمع شهرداران کلان‌شهرهای کشور بود. وی با بازخوانی پیشینه تاریخی خودکفایی شهرداری‌ها از سال شصت و دو، یادآور شد که در دهه‌های پیشین، وزارت کشور تنها در حد اداره‌ای کل و چابک با چند کارشناس خبره، هماهنگی‌ها را بدون مداخله در اختیارات انجمن‌ها و شهرداری‌ها انجام می‌داد؛ در حالی که امروز یک سازمان دولتی عریض و طویل شکل گرفته که ماهیت نهاد عمومی غیردولتی را مسخ کرده است.

وی به نقد حقوقی اساسنامه ناقص اتحادیه شهرداری‌ها پرداخت که در آن نقش‌آفرینی مستقل شهرداران به صدور مجوزهای سلیقه‌ای دولتی گره خورده است. مشاور عالی مجمع همچنین قفل شدن آیین‌نامه نظام استخدامی (بند ز ماده هشتاد و پنج) و پرداخت فوق‌العاده خاص (ماده صد و شش) را ناشی از تحمیل نگاه کارمندیِ سازمان امور اداری و استخدامی بر پیکره عملیاتی شهرداری‌ها دانست و خواستار بازپس‌گیری اختیارات استخدامی ماده پنجاه و هشت قانون شهرداری شد.

او سپس با تشریح پیش‌نویس انقلابی اصلاح ماده پنجاه و پنج قانون شهرداری‌ها، جزئیات الحاق بندهای سی و سی و یک را بازگو کرد:

تشکیل شورای انتقال به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور، تفویض دبیرخانه کمیسیون ماده پنج به شهرداری‌های مراکز استان‌ها جهت رهایی از بن‌بست‌های توسعه‌ای، سپردن صدور مجوزها و نظارت‌های بوم‌گردی و گردشگری به شهرداری‌ها (بند شانزده)، انتقال سهام و مدیریت شرکت‌های آب و فاضلاب شهری به مدیریت محلی، ساماندهی مشاغل و اصناف با ضوابط شورای شهر (بند نوزده)، بازگشت وظایف مقابله با آسیب‌های اجتماعی و متکدیان به حیطه اختیارات شهری، کنترل آلاینده‌های محلی و ترافیک (بندهای بیست و یازده) و در نهایت بازتولید اختیارات شهرداری‌ها در مدیریت میادین میوه و تره‌بار و ارزاق عمومی با الغای تصمیمات مداخله‌جویانه گذشته؛ طرحی سرنوشت‌ساز که قرار است با پشتوانه کمیسیون شوراهای مجلس به قانون دائم کشور بدل شود.

​

واکاوی و تحلیل یکصد و بیست و هشتمین نشست مجمع شهرداران کلان‌شهرهای ایران به میزبانی پایتخت میراث جهانی :

نخست: تبارشناسی تعلیق شوراها؛ پیامدها و مخاطرات امنیتی و اجتماعی بلاتکلیفی

بلاتکلیفی پیرامون سرنوشت دوره ششم شوراها و چگونگی انتقال به دوره هفتم، تنها یک چالش اداری ساده نیست؛ بلکه مستقیماً کارآمدی، انگیزه و ثبات روانی مدیران شهری را نشانه رفته است. تمدیدهای مکرر، زمزمه‌های جسته و گریخته درباره تعویق انتخابات تا بهار سال‌های بعد، یا طرح پیشنهادهای نامتعارف مبنی بر به‌کارگیری تبصره‌های اداری خاص، نوعی حالت سکون و احتیاط بیش از حد را بر دستگاه‌های اجرایی شهرداری‌ها تحمیل کرده است. وقتی شوراهای شهر و شهرداران افق زمانی مشخصی پیش روی خود نبینند، تمایل به تصمیم‌گیری‌های شجاعانه، آغاز پروژه‌های کلان زیرساختی و تعهدات مالی بلندمدت به شدت رنگ می‌بازد.

از منظر جامعه‌شناختی، شوراها پل پیوند حاکمیت با مطالبات روزمره شهروندان در محلات هستند. تضعیف پارلمان‌های محلی به معنای قطع کانال‌های رسمی بازخورد اجتماعی است؛ رویدادی که در شرایط تنش‌های ناشی از فشارهای معیشتی، بار نارضایتی را مستقیماً بر دوش حاکمیت مرکزی می‌اندازد. تبدیل شوراها به نهادی متزلزل و ناتوان، سرمایه اجتماعی نظام را در حوزه مردم‌سالاری دینی تحلیل می‌برد و شهروندان را نسبت به اثرگذاری آرای خود دلسرد می‌سازد.

افزون بر این، در مناطق پیرامونی و شهرهای مرزی، جایگاه شوراها نقشی اساسی در تأمین وفاق قومی، مدیریت تنوع محلی و مهار اصطکاک‌های بومی دارد. هرگونه ایجاد خلأ در این پایگاه نظارتی و اجتماعی، نه تنها خلأهای نظارتی بر صدها هزار میلیارد تومان بودجه شهری ایجاد می‌کند، بلکه زمینه‌ساز بروز چالش‌های امنیتی و سیاسی پیش‌بینی‌نشده خواهد شد؛ واقعیتی که لزوم اعلام موضعی قاطع، شفاف و یک‌صدای حاکمیتی را دوچندان می‌سازد.

دوم: آسیب‌شناسی حقوقی دست‌آویز ماده ۲۶؛ چالش‌های پیش‌روی مدل غیرهم‌زمان

طرح فرضیه استناد به مقررات ماده بیست و شش برای تعیین سرپرست در شهرداری‌ها، نشان‌دهنده خطایی راهبردی در درک حقوق اساسی و فلسفه وجودی نهادهای انتخابی است. قانون‌گذار اساسی با گنجاندن هفت اصل بنیادین پیرامون شوراها، قصد داشته اداره امور شهر و روستا را به دست نمایندگان مستقیم مردم بسپارد. تنزل دادن این جایگاه بلند به سطح احکام دیوان‌سالارانه و اداره شهرها توسط سرپرستان منصوب وزارت کشور، نوعی عقب‌گرد آشکار به پیش از سال هزار و سیصد و هفتاد و هفت و خط بطلان کشیدن بر دستاوردهای ربع قرن تمرین مردم‌سالاری است.

از سوی دیگر، ایده برگزاری منطقه‌ای و مرحله‌ای انتخابات در استان‌های با شرایط امنیتی یا اقلیمی متفاوت، هرچند به عنوان راهکاری اضطراری و عمل‌گرایانه برای پیشگیری از تعلیق کامل شوراها مطرح شده، اما با دشواری‌ها و چالش‌های حقوقی متعددی روبروست. ناهم‌زمانی آغاز به کار شوراها در نقاط مختلف جغرافیایی، تقویم مالی و بودجه‌ریزی سالانه شهرها را دچار گسست می‌کند؛ چرا که آغاز دوره چهارساله یک شورا در پاییز و دیگری در بهار، مدیریت یکنواخت قوانین و نظارت استانی را دستخوش بی‌نظمی می‌سازد.

علاوه بر این، در صورت تصویب این مدل در مراجع عالی امنیتی، مسائلی چون برابری حقوق سیاسی شهروندان در سراسر پهنه سرزمینی و هماهنگی هیئت‌های نظارت و اجرایی مجلس و وزارت کشور به معمایی پیچیده بدل خواهد شد. بنابراین، تبدیل این سناریوی خاص به راه‌حلی پایدار، نیازمند پشتیبانی تقنینی محکم، اصلاحات صریح در قانون انتخابات شوراها و مرزبندی دقیق میان ضرورت‌های امنیتی مقطعی و انضباط حقوقی دائمی کشور است.

سوم: تعارض دیوان‌سالاری متمرکز و هویت نهاد عمومی غیردولتی شهرداری‌ها

شهرداری‌ها در نظام اداری ایران بر مبنای اصل تفکیک امور محلی از امور ملی، در زمره نهادهای عمومی غیردولتی تعریف شده‌اند؛ هویتی که اقتضا می‌کند این نهادها با تکیه بر درآمدهای خودگردان محلی، بدون تحمیل بار مالی بر بودجه عمومی دولت، زیست شهروندان را اداره کنند. با این حال، تاریخ چهار دهه اخیر مدیریت شهری ایران، همواره شاهد کشاکش مداوم میان استقلال عمل شهرداری‌ها و میل سیری‌ناپذیر وزارتخانه‌ها برای نظارت تحکمی، کنترل منابع و تحدید اختیارات محلی بوده است.

تبدیل تدریجی ساختار هماهنگ‌کننده پیشین وزارت کشور به یک بوروکراسی گسترده و مداخله‌گر، تعارضی آشکار با روح قانون اساسی پدید آورده است. پرسش بنیادین این است که چگونه یک سازمان اداری دولتی می‌تواند برای نهادی تصمیم‌گیری کند که استقلال مالی، تشکیلاتی و نظارتی آن مورد تصریح قانون است؟ تحمیل بخش‌نامه‌های یک‌شبه، دخالت در انتصابات تخصصی و تلاش برای مسدودسازی حساب‌های مالی شهرداری‌ها، نمونه‌هایی روشن از این تمرکزگرایی آسیب‌رسان به شمار می‌آیند.

نتیجه محتوم دولتی‌سازی پنهان شهرداری‌ها، فلج شدن نبوغ و انعطاف‌پذیری مدیریت شهری در رویارویی با بحران‌های غیرمترقبه است. کلان‌شهرهایی که باید پیشران اقتصاد محلی و جذب سرمایه‌گذاری باشند، در راهروهای پرپیچ‌وخم ادارات کل سرگردان می‌مانند. احیای مفهوم واقعی نهاد عمومی غیردولتی، پیش‌شرط هرگونه اصلاح مدیریتی در کشور و رهایی شهرها از گرداب تصمیم‌گیری‌های آمرانه و دور از اقتضائات زیست‌بومی است.

چهارم: کالبدشکافی انحراف از مقصود مقنن در تشکیل اتحادیه شهرداری‌ها

حکم بند الف ماده هشتاد و پنج قانون برنامه هفتم پیشرفت کشور، با هدف ایجاد بستری صنفی، فراگیر و مدنی برای انسجام‌بخشی به شبکه شهرداری‌های سراسر کشور و ایجاد زبان مشترک در تعامل با قوای سه‌گانه تصویب شد. اما فرآیند تدوین اساسنامه این اتحادیه در راهروهای اداری، از یک تشکل خودجوش مستقل، کالبدی نیمه‌دولتی و تحت انقیاد ساخته است؛ پدیده‌ای که نقض غرض مقنن و عقیم‌سازی ایده تشکیل اتحادیه محسوب می‌شود.

یکی از اصلی‌ترین آسیب‌های واردشده، نادیده گرفتن وزن و جایگاه کلان‌شهرهای کشور در ترکیب تصمیم‌گیری اتحادیه است. کلان‌شهرها نه تنها بار سکونت اکثریت قاطع جمعیت شهری را تأمین می‌کنند، بلکه تولیدکننده دانش فنی، تجارب راهبردی و زیرساخت‌های کلان کشور هستند. تحمیل الگوی تصمیم‌گیری برابر که در آن کلان‌شهرهایی چون تهران، مشهد، اصفهان، یزد، شیراز و تبریز در اقلیت قرار گیرند، انگیزه‌های هم‌افزایی را خشکانده و مجمع باسابقه بیست و هفت ساله را به حاشیه می‌راند.

از سوی دیگر، مشروط کردن حیات این اتحادیه به اخذ مجوزها و تأییدیه‌های دائمی از بدنه وزارت کشور، استقلال صنفی آن را سلب می‌کند. اتحادیه‌ای که نتواند بدون واهمه از لغو مجوز، علیه تضییع حقوق مالی شهرداری‌ها در لوایح بودجه سالانه موضع بگیرد یا خطاهای بوروکراتیک را بازگو نماید، عملاً به اداره‌ای موازی و فرمایشی تقلیل خواهد یافت. مجمع کلان‌شهرها به درستی بر بازنویسی بنیادین این اساسنامه و تعریف ساختاری مستقل و مقتدر پای می‌فشارد.

پنجم: بن‌بست‌های انضباط اداری، نظام استخدامی و مسئله فوق‌العاده خاص

ساختار منابع انسانی شهرداری‌های سراسر کشور سال‌هاست از بحرانی خاموش، تبعیض‌های سازمان‌یافته و بی‌انضباطی ساختاری رنج می‌برد. در حالی که قانون شهرداری‌ها بر اساس ماده پنجاه و هشت، استقلال نظام اداری و استخدامی پرسنل شهری را متناسب با ماهیت خدمات شبانه‌روزی و فرساینده آنان تضمین کرده بود، دخالت‌های متناقض سازمان امور اداری و استخدامی و تحمیل تعاریف خشک کارمندی دولت، نظام طبقه‌بندی مشاغل شهرداری‌ها را دچار قفل‌شدگی کرده است.

مسکوت ماندن اجرای بند ز ماده هشتاد و پنج قانون برنامه هفتم پیرامون استقرار نظام جامع اداری و استخدامی طی سی ماه گذشته، انگیزه صدها هزار نیروی انسانی در مشاغل سخت خدمات شهری، آتش‌نشانی، مدیریت بحران و فنی را سلب کرده است. بدنه کارشناسی و عملیاتی شهرداری‌ها زیر فشارهای تورمی سنگین خرد می‌شود، در حالی که درهای ترمیم مزایا و ارتقای شغلی با درهای بسته بخشنامه‌های دولتی روبروست؛ بخشنامه‌هایی که مقتضیات یک سازمان عملیاتی خدمت‌رسان را درک نمی‌کنند.

افزون بر این، ماجرای عدم اجرای فوق‌العاده خاص موضوع ماده صد و شش، تجلی بارز بی‌عدالتی اداری است. علی‌رغم تصویب این حق قانونی در مراجع تقنینی و آمادگی مالی بسیاری از شهرداری‌ها برای پرداخت آن از محل منابع داخلی، بهانه‌تراشی‌های دیوان‌سالارانه مانع از اجرا شده است. مجلس شورای اسلامی باید با اعمال اختیارات نظارتی و تفسیر الزام‌آور قانونی، این تبعیض دیرپا را خاتمه داده و انگیزه کار و تولید خدمت را به شریان‌های مدیریت شهری بازگرداند.

ششم: بازمهندسی تصدی‌ها بر بستر ماده ۵۵؛ چرخش راهبردی از طرح‌های کلان به اصلاحات تدریجی

در طول پنج برنامه توسعه پیشین (از برنامه سوم تا کنون)، رؤیای تصویب قانون جامع مدیریت شهری همواره با مخالفت‌های سرسختانه وزرا و دستگاه‌های اداری دولتی نقش بر آب شده است. مقاومت بدنه وزارتخانه‌ها برابر واگذاری تصدی‌ها، بودجه‌ها و ساختارهای تحت امر خود، سبب شد تا ده‌ها طرح جامع در کمیسیون‌های مجلس خاک بخورند. ابتکار کنونی کمیسیون امور داخلی کشور و مجمع کلان‌شهرها در بهره‌گیری از بستر اصلاح ماده پنجاه و پنج قانون شهرداری‌ها، یک چرخش راهبردی، واقع‌گرایانه و هوشمندانه است.

ماده پنجاه و پنج با بیست و نه بند موجود خود، از اصیل‌ترین ستون‌های حقوقی اختیارات شهرداری‌هاست که ظرفیت‌های دست‌نخورده فراوانی دارد. تدوین پیش‌نویس الحاق بندهای سی و سی و یک و روزآمدسازی بندهای پیشین، راه را برای انتقال بیست وظیفه راهبردی باز می‌کند؛ آن هم نه به صورت دفعی و بحران‌زا، بلکه در قالب جدول زمان‌بندی مرحله‌ای سه تا پنج ساله که در آن کلان‌شهرها در خط مقدم و سایر شهرها در مراحل بعدی قرار می‌گیرند.

پیش‌بینی تشکیل شورای عالی انتقال وظایف به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور، تعبیه پانزده تبصره حقوقی برای تعیین تکلیف اموال، نیروی انسانی و منابع مالی، و تفویض دبیرخانه کمیسیون ماده پنج به شهرداری‌ها در مراکز استان‌ها، انقلاب اداری بزرگی است. این بازمهندسی، گره‌های کور بروکراسی طرح‌های تفصیلی را می‌گشاید و رانت‌های ناشی از تمرکز صدور مجوزها را مهار کرده و تصدی‌گری را به اهل آن واگذار می‌نماید.

هفتم: الگوی نوین مداخله شهری در مهار تورم، تنظیم بازار و امنیت معیشتی

در سال‌های اخیر، گرانی افسارگسیخته کالاهای اساسی و سوءمدیریت شبکه‌های توزیع سنتی و دلال‌محور، لزوم بازتعریف نقش شهرداری‌ها در زنجیره تأمین مایحتاج عمومی را اثبات کرده است. شهرداری‌ها به دلیل در اختیار داشتن گسترده‌ترین فضاهای کالبدی در پهنه محلات، می‌توانند فاصله میان مزرعه و سفره را به حداقل برسانند؛ مدلی که با عنوان تورم صفر در میادین میوه و تره‌بار پایتخت عملیاتی شد و توانست تفاوت قیمت سی تا چهل درصدی با بازار آزاد را به ثبت برساند.

تقاضای شهرداری‌هایی نظیر یزد، با طرح موفق بازارهای چهارسوق، برای اتصال به این شبکه لجستیک ملی، نمادی از شکل‌گیری بلوک اقتصادی کلان‌شهرها در خدمت سفره شهروندان است. ترویج این مدل، شهرداری‌ها را از ارائه‌دهندگان صرف خدمات عمرانی و پاکیزگی به حامیان خط مقدم امنیت غذایی بدل می‌سازد و اجازه نمی‌دهد نوسانات بازار آزاد، دهک‌های محروم شهری را به پرتگاه فقر بکشاند.

اما تثبیت این نقش، نیازمند صیانت قانونی است. در سال‌های گذشته، تصمیمات سلیقه‌ای و انحلال ساختارهای مستقل سازمان‌های میادین، این انضباط را بر هم زده بود. بازآفرینی اختیارات شهرداری‌ها در بندهای اصلاحی ماده پنجاه و پنج پیرامون ساماندهی اصناف و بازارها، پشتوانه حقوقی محکمی ایجاد می‌کند تا کلان‌شهرها بتوانند با حذف واسطه‌ها، شبکه توزیع عادلانه را مستقر و تاب‌آوری معیشتی جامعه را در شرایط حساس اقتصادی ارتقا بخشند.

هشتم: جایگاه ژئوپلیتیک و تمدنی یزد؛ پارادایم پایداری بومی و هم‌افزایی کلان‌شهرها

انتخاب یزد به عنوان کانون برپایی یکصد و بیست و هشتمین نشست مجمع شهرداران کلان‌شهرها، پیام‌های تمدنی عمیقی در خود نهفته دارد. یزد، تبلور پیروزی نبوغ بشر بر قهر طبیعت کویر از مسیر ابزار قنات، بادگیر، ساباط و مصالح سازگار با اقلیم است. ثبت این شاهکار دست‌ساز بشر در فهرست یونسکو، تصادفی نبوده بلکه محصول مستقیم تأسیس شهرداری منطقه تاریخی و حفاظت فعال از شریان‌های حیات بومی در دل شهر معاصر بوده است.

حضور بیست شهردار کلان‌شهر در این جغرافیا، فرصتی استثنایی برای بازخوانی درس‌های پایداری شهری به شمار می‌رود. یزد به همه مدیران یادآوری می‌کند که توسعه با آهن و سیمانِ نامأنوس و تراکم‌فروشی سوداگرانه محقق نمی‌شود؛ بلکه اصالت شهری در گرو نگاهبانی از میراث فرهنگی، تاب‌آوری محیط‌زیستی و انضباط اخلاقی در حکمرانی محلی است. همزیستی ادیان، قناعت، پشتکار و پاک‌دستی مردمان دارالعباده، بستری کم‌نظیر برای الگوبرداری مدیریتی است.

علاوه بر این، شاخص‌های ممتاز یزد در صدرنشینی علمی، نخبگی، موقوفات و فضاهای دینی، این پیام را به سیاست‌گذاران ملی مخابره می‌کند که موفقیت یک شهر پیش از هر چیز در توسعه منابع انسانی و وفاداری به ریشه‌های اصیل نهفته است. پیوند تجربه تمدنی یزد با توانمندی‌های زیرساختی سایر کلان‌شهرها در این نشست، می‌تواند نقشه راه جدیدی برای هویت‌بخشی به کالبد رهاشده شهرهای ایرانی و بازیابی آرامش و نشاط در زندگی شهروندی خلق کند.

​

جمع‌بندی:

یکصد و بیست و هشتمین نشست مجمع شهرداران کلان‌شهرهای ایران در یزد، نقطه‌عطفی در تاریخ معاصر مدیریت شهری کشور بر جای گذاشت. برآیند مباحث مطروحه نشان داد که جامعه شهری ایران دیگر تاب تحمل فرسایش ناشی از بلاتکلیفی‌های انتخاباتی و کشمکش‌های حزبی بر سر نهاد شوراها را ندارد. رد قاطعانه فرضیه سرپرستی و طرح سناریوی برگزاری منطقه‌ای انتخابات در پاییز، آرامش نسبی را به بدنه شوراها بازگرداند، اما حل ریشه‌ای مسئله نیازمند خاتمه دادن به مواضع چندگانه در حاکمیت است. از سوی دیگر، اتحاد شهرداران کلان‌شهرها در برابر دست‌اندازی به استقلال نهادهای عمومی غیردولتی و مقاومت در برابر مسخ اتحادیه شهرداری‌ها، بلوغ خودآگاهی صنفی آنان را به نمایش گذاشت. چرخش هوشمندانه از لوایح خاک‌خورده دولتی به سمت بازطراحی عملیاتی ماده پنجاه و پنج قانون شهرداری‌ها، نویدبخش پایان سلطه دیوان‌سالاری متمرکز و آغاز عصر نوین مدیریت یکپارچه شهری است؛ عصری که در آن کلان‌شهرها با اتکا به ظرفیت‌های خود، هم پرچمدار صیانت از میراث تمدنی و هویت بومی خواهند بود و هم در سنگر نخست دفاع از معیشت و کرامت شهروندان با قدرت عمل خواهند کرد.

انتهای پیام/+

منبع خبر : مرتضی نوراللهی پور

برچسب های اخبار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب گردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Search