افق امروز و به نقل از ایکنا ، برادران محمودی با چند فیلم و سریال اخیر خود نشان دادهاند که در کارشان تخصص کافی دارند. اما نکته جالب اینکه این دو در کارهایشان همیشه روند صعودی داشتهاند. یعنی کار به کار، کیفیتشان بالاتر رفته است. اوج این اتفاق را در سریال «پوست شیر» شاهد هستیم. درباره ساخته اخیر آنها باید گفت بعد از این سریال، فیلمسازی برای برادارن محمودی بسیار سخت خواهد شد چون فیلمساز یا تهیهکنندهای بخواهد از چنین سریالی اثری با کیفیتتر بسازد امری دشوار است که از عهده هر سینماگری بر نمیآید. در یاداشت زیر مروری اجمالی به این مجموعه خواهیم داشت.
داستان
نعیم (هادی حجازیفر) بعد از پانزده سال از زندان آزاد میشود. وی تلاش میکند دخترش را که سالها ندیده ملاقات کند. این خواسته او بعد از فراز و فرودهایی حاصل میشود اما در پایان قسمت نخست دختر توسط یک قاتل سریالی به قتل میرسد. در این هنگام، شهاب حسینی دیگر قهرمان سریال در قالب یک افسر آگاهی که خود نیز دخترش را از دست داده وارد قصه میشود. کشمکش هاید حجازیفر و شهاب حسینی داستانکهای کوچکی را به وجود آورد که بر جذابیتهای «پوست شیر» میافزاید.
این مجموعه یکی از اتفاقات چشمگیر در حوزه داستانسرایی پلیسی است که پیشبینی آن کمتر از عهده هر تماشاگری بر میآید. شکل روایت داستان نیز با کلیشههای رایج آثار پلیسی تلویزیون متفاوت است چون ریتم تند قصه و تعلیقهایی که در آن وجود دارد لحظات نفسگیری را برای کار فراهم میآورد. همچنین داستانکهایی که در سریال قرار گرفته بیربط به موضوع اصلی نیست. برخلاف برخی از تولیدات ایرانی که برای متنوع کردن موضوع هر اتفاق بیربطی را وارد کار میکنند.
ساختار
درباره ساختار باید به تمامی بخشهای کار امتیاز بالا داد. برای اولین قدم به بازیهای درخشان سریال اشاره میکنیم. هادی حجازیفر، تصویری جدای آنچه تا به امروز شاهدش بودهایم را ارائه میدهد. شهاب حسینی هم اوجی مجدد با این کار دارد اما در میان تمام بازیهای خوب سریال، علیرضا کمالی یک بازی خیرهکننده دارد. در این میان بیانصافی است از بازی پانته بهرام و محمود کریمی هم به نیکی یاد کنیم. درباره بازیها نکتهای وجود دارد. آنهم چینش خوب است چون اگر قرار بود انتخاب بازیگر برای نقشها به درستی صورت نگیرد بازی خوب هنرپیشه کمکی به کار نمیکرد.
بحث بعدی این سریال به شخصیتپردازی این مجموعه برمیگردد. این کار قالبی غیرکلیشه از نقشها ارائه میدهد. برای مثال شهاب حسینی که نقش افسر پلیس را بازی میکند نو و جدید است. وی که خود زخمخورده است اصرای برای خوب بودن ظاهری ندارد. برای همین برای رسیدن به خواستهاش کارهای میکند که شاید بسیاری از نقشهای مثبت تلویزیون، نمونه آن را انجام نمیدهند. هادی حجازیفر هم کاراکتری زیبا از یک پدر را ارائه میدهد. دردی که وی میکشد در بخش بخش وجودش دیده میشود و تماشاگر آن را درک میکند. یکی از شخصیتپردازیهای بسیار زیبا و دلچسب مربوط به علیرضا کمالی (رضا پروانه) میشود. این نقش تجسم رفاقت است و به خوبی این آرمان را رنگ داده است.
جمشید محمودی قبلاً با «شکستن همزمان بیست استخوان» و «چند متر مکعب عشق» تواناییهای خود را نشان داده بود اما در این کار به اوج نزدیک شده و کاری در حد الگو خلق کرده است. میزانسن و دکوپاژی که او چیده منحصر به فرد بوده و کار وی را اثری در حد و اندازههای «زخم کاری» کرده است. درباره دیگر مسائل فنی «پوست شیر» هم میتوان نمره بسیار خوبی داد. سریال در جلب نظر مخاطبان موفق بوده و مطمئناً در چه سریال جلوتر رود تماشاگرانش هم بیشتر خواهد شد. در این میان یک ترس همیشگی وجود دارد آنهم اینکه سریال همانند بسیاری از مجموعههای ایرانی که شروعی خیرهکننده دارند پایان دلچسب نداشته باشند همانند اتفاقی که برای «یاغی» رخ داد.
محتوا
پیامهایی که در «پوست شیر» بیان میشود تنها توصیههای کلامی نیست بلکه در تمامی بخشهای مجموعه توصیههای اخلاقی و دینی وجود دارد بدون اینکه سریال بخواهد شعاری دهد. مهمترین اصل در این فیلم عشق پدر و فرزندی است که ریشه در شخصیت دارد. نعیم و مشکات نمود بارز این ادعا هستند. موضوع دیگری که تبلور زیبا در کار رفاقت میان نعیم و رضاست که بسیار خوب از کار در آمده است. در این بخش محمودی سعی نکرده از کارهای مسعود کیمیایی تقلید کند بلکه در پی این بوده، الگوی خود را از این امر به تصویر کشد.
بحثهای دیگری چون؛ قصاص، امانتداری، وفای به عهد، عدم نگاه به نامحرم و… نیز در «پوست شیر» وجود دارد اما تمامی این مفاهیم به گونهای نیست که در بسیار از کارهای ایرانی شاهدش هستیم زیرا تنها قصه است که در این میان حرف نخست را میزند. بحث بعدی که کارگردان تلاش کرده از آن دور شود پرهیز از خشونت است البته شاید در مواقعی به صورت محدود این امر رخ داده باشد اما مطمئناً این اتفاق برای جلب گیشه نبوده و تنها نیاز قصه است. برای همین تا سریال وارد فضای خشن میشود کارگردان کات داده و به سکانس دیگر میرود.
در انتها باید امیدوار بود آثاری اینچنینی بیشتر در پلتفرمها تولید شود چون برخی از سریالهای این حوزه به صورت شرمآوری بیکیفیت هستند. از نگاه نگارنده آثاری نظیر «شهرزاد»، «زخم کاری» و «پوست شیر» نمونههای موفقی از یک اتفاق خود و دلچسب در بحث سریالسازی هستند که اگر به آن توجه شود مطمئناً آثار دیگر هم ثمرات آن را مشاهده خواهند کرد.